بخونید، خونده بشید!
تلنگری از پیرامونمان
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
ارسطو شهابی ارسطو شهابی

اهل کتاب و سفر هستم. سعی می‌کنم تاریخچه‌ی خوانده‌ها و دیده‌ها را بیشتر مستند کنم.

دنبال کن
تلنگری از پیرامونمان
9 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
تلنگری از پیرامونمان

 Andrew Rawlinson مدرس فلسفه هندوییسم و نویسنده هفتاد و پنج ساله انگلیسی معتقد است شاهد مواردی در زندگیش بوده که مثل شعاع نور در تاریکی برایش حکم تلنگر داشته‌اند و اینکه شش دهه است توجه به همین جزییات در تشکیل فلسفه او با عنوانThe Hit  موثر بوده‌اند. از او پرسیدم با شعر و عرفان در ایران و یا فلسفه اشراق تا چه حد آشناست که گویی غرق شدن در فرهنگ هندی و کمی آن سوتر مجال چنین مکاشفه‌ای را به او نداده و بعد که در حد آگاهی محدودم کمی توضیح دادم وعده کردم تجربه‌های سه گانه معروفش را که از تکرار چند باره‌اش در این سال‌ها نمی‌پرهیزد برای خواننده فارسی زبان بازگو کنم. از تجربه‌هایش در روایت سال 2014 فیلمThe Wall  هم صحبت کرده. انگار تمام زندگی‌اش مسحور همین به قول خودش "انواربیرون آمده از دل تاریکی" است. برای کلمه Hit تا بیست معادل در فرهنگ لغات یافتم ولی به دلایلی که در ادامه خواهید خواند، من "تلنگر" را پیشنهاد می‌کنم. هر چند شدت معنایی اصل واژه در زبان انگلیسی را ندارد ولی با توجه به روح بحث برای ما دلنشین‌تر خواهد افتاد.

وقتی شانزده ساله بوده به همراه یکی از دوستانش در موزه لوور فرانسه و در میان شاهکارهای امپرسیونیستی توجه‌اش به تابلوی گل‌ها در گلدان اثر سزان جلب می‌شود. هیجانش که بعد ازسال‌ها مرور فروکش نکرده خود گواه حس نابش است که هنوز بکر مانده. اینگونه تصویر می‌کند: "یکی از گل‌های نقاشی شده فقط و فقط اثر یک تک ضربه نوک قلم بود، نه ترکیب رنگی نه کاری اضافه... فقط ضربه کوچک نوک قلم." همین مشاهده سادگی در انبوه زیبایی‌های پیچیده موزه برای این نوجوان الهام بخش بزرگی می‌شود. دو سال بعد با همان دوست و با امانت گرفتن اتومبیل ما در آن دوست راهی استانبول می‌شوند. در میانه راه که از یونان عبور می‌کردند صعودی هم به کوه المپ داشته‌اند. در هوایی طوفانی دچار صاعقه می‌شوند. "همیشه اول نور را می‌بینیم و بعد صدا ولی بالای المپ ما به اتفاق آنقدر نزدیک بودیم که همزمان هم نور را دیدیم هم صدا" عوامل محیطی و رعد و برق در آن جوان حالتی که گویی بی‌مرزی وجودش است می‌آفریند و این‌ها را تلنگرهایی از دنیای اطراف می‌داند. تلنگرهایی که باید دقت نظر در جذبشان را بپرورانیم. به نظر رولینسون قدر مطلق همه تلنگرها صرف نظر از منبعشان روی ناظران یکسان است. برای پروراندنشان باید به خود بیندیشیم. تلنگر سوم ولی پیرانه سر سراغش می‌آید. روزی بارانی بعد از صبحانه با همسرش برای پیاده روی از خانه خارج می‌شوند. ناگهان با نگاه رودررو به همسرش دچار حسی شده ودر همان لحظه به خود یاد آور می‌شود باید قدر زندگی و داشته‌ها را همواره دانست و اینکه چه بسیار به همسرش علاقه دارد. به همین سادگی. به نظرتان خاطرات پیش پا افتاده‌ای بودند؟ پس شاید بیش از اندازه از کنار اتفاقات پیرامونی و واکنش‌های درونی‌تان بی‌اعتنا رد می‌شوید.

رولینسون انسان جالبیست. زاده شده اواخر دوران جنگ جهانی دوم که در شش سالگی در هفده کشور زیسته. دوست قدیمی راجر واترز، از پایه‌گذاران گروه موسیقی پینک فلوید. راجر واترز همان دوستی است که با هم لوور بودند، همان همسفر کوه المپ و همراه چند دهه دوستی پربار. ایده‌های او اگر هیچ نداشت بیش از پیش تلنگری برایم بود که فراموش نکنم به عمق کوچکترین مشاهدات بیندیشم. چه بسا تاثیر آنچه می‌بینیم بیش از تصورما باشد.

به گمانم داشتن هشت نوه کمک کرده روحیه شوخش را از دست ندهد و برای خداحافظی همچون نظامیان احترام گزارد.

نویسنده
ارسطو شهابی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 12 دقیقه مطالعه | 6 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1281 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.