بخونید، خونده بشید!
از کتاب و دیگر اهریمنان
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
ارسطو شهابی ارسطو شهابی

اهل کتاب و سفر هستم. سعی می‌کنم تاریخچه‌ی خوانده‌ها و دیده‌ها را بیشتر مستند کنم.

دنبال کن
از کتاب و دیگر اهریمنان
9 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
از کتاب و دیگر اهریمنان

سامرست موآم کتابی دارد با عنوان "درباره رمان و داستان کوتاه" با ترجمه کاوه دهگان. آنجا پرده از رازی بر می‌دارد: "همه کس قسمتی از مطالب کتاب را رها می‌کند ولی این جهش بی آنکه زیانی به خواننده رساند کار آسانی نیست. تا آنجا که من می‌دانم این کار یک استعداد طبیعی می‌خواهد و یا باید آنرا از راه تجربه به دست آورد. دکتر ساموئل جانسون پاره‌ای از مطالب هر کتاب را بی‌رحمانه  ندیده می‌گرفت و از آنها رد می‌شد. بازل به ما می‌گوید که دکتر جانسون با سهولت خاصی می‌توانست بلافاصله تشخیص دهد که قسمت‌های با ارزش هر کتابی کدامهاست بی آنکه به خود زحمت دهد و کتاب را از اول تا آخر بخواند." موآم در ادامه به ایراد این کار و خطایی که می‌تواند عدم دریافت قصد و مفهوم مطلوب نویسنده را در پی داشته باشد می‌پردازد که خواندنی است.

"نخواندن کتاب" از سویی به سپری دفاعی در دست جمعی که مشغولیت‌های مهمتری دارند و از دیگر سو به شمشیر تهاجم برای پیروان کم آگاهی بدل شده و با ترکیب این نظرات به مرور فلسفه‌ای در رد "یادگیری" شکل گرفته. به گمانم این از سوغات آغازین دهه‌های قرن بیست و یکم است و با گسترش سرگرمی‌های دیجیتال این لکه گسترده‌تر هم خواهد شد. احتمالا هر روشی که بین این دو جبهه "خواندن" و "نخواندن" پل بزند می‌تواند دست کم برای گروهی جذاب باشد. مثلا نزدیک یک دهه پیش کتابی به قلم "پی یر بایار" منتشر شد که در همان فرانسه در صدر پرفروش‌ها قرار گرفت. در ایران هم تحت عنوان "چگونه درباره کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم حرف بزنیم؟" ترجمه شد. در همان زمان انتشار کتاب، روزنامه گاردین تشابهی بین نظر نویسنده با فلسفه دریدا دریافت، آنجا که کتاب به منزله‌ی یک "سیستم" با خواننده و ایده‌هایی که با خواندن کتاب آفریده می‌شوند به نوعی مرتبط می‌شود.

شاید با نگاهی سخت‌گیرانه این آرا را برآمده از عصر کم حوصلگی بدانیم وبه یاد نوستالژی بزرگانی که بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر سراغ هضم متون کلاسیک می‌رفته‌اند افسوس بخوریم ولی این نگاه سابقه دارد و صرفا ویژه افراد بی‌حوصله‌ای نیست که می‌خواهند همه چیز را سریع به نتیجه رسانده و سرهم بندی کنند.

یکی از دوستانم که نظری افراطی به دور ریختن وسایل کم استفاده دارد و به این بهانه متاسفانه به قول خودش از دست بسیاری کتاب و مقاله خود و همسرش "رهایی یافته!" کتابی در تایید عمل خود به من که مخالف عملش بودم و هستم داد که بخوانم که همچون کتاب آقای بایاراین را هم نخواندم. کتابی بود از خانم "ماری کندو" با عنوان "جادوی مرتب کردن خانه که زندگی را عوض می کند". کتاب این بانوی ژاپنی که نمی‌دانم ترجمه شده یا نه در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز هم بود و وقت مشاوره ایشان تا ماه‌ها پر است. به کمک فهرست، سرکی کشیدم به صفحه نود و سه که علنا به سلاخی کتاب اختصاص داشت(!) و پیشنهاد می‌داد فقط به کتاب‌هایی که خیلی دوستشان داریم امان دهیم که البته بهترین کتاب ایشان به گفته خودش "آلیس در سرزمین عجایب" بوده، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. ایشان عملیات خلوت کردن کتابخانه را به جایی می‌رساند که صفحات مورد علاقه‌شان را از همه‌ی کتاب‌ها جدا کرده، آرشیوی فرانکشتاین گونه ساخته و بقیه را به سطل زباله می‌اندازد! نخواندن آن کتاب شاید مثال عملی ایده بایار باشد. نظریه‌ای که برای قبول کردنش دست کم تا پایان این مقاله تامل بفرمایید.

فیدل کاسترو زمانی به شوخی یا جدی گفته بود که کتاب "سرمایه" مارکس رابه طور کامل نخوانده. احتمالا همه این دیدگاه‌ها از جانسون تا موآم و پی‌یر بایار در یک مورد مشترکند. اینکه به هر حال با ناقص خواندن کتاب بخشی از گنجینه‌ای که نویسنده به باور خود با ما به اشتراک گذاشته را از دست خواهیم داد. این موضوعی حساس است و خواننده تازه کار حتی نباید به مرز آن نزدیک شود و اگر این عمل به بی‌حوصلگی هم آلوده شود همان می‌شود که بسنده کنیم به نقل قول‌هایی در حد شبکه‌های اجتماعی بدون منبع و به همان انداره سطحی فقط نقدی از اثری را جایی بخوانیم (یا بخوانند و برای ما تعریف کنند). به هر روی هرگونه نگاه مینیمالیستی که ما را وادارد با بی‌دقتی به متنی بنگریم چون یادگیری را مختل می‌کند اصولا ایراد دارد.

در پایان قسمتی از نمایشنامه "رنج بیهوده عشق " را می‌آورم. "شکسپیر" در این اثر به شکلی ظریف چکیده این بحث را آورده: به دلایلی تصمیم بر آن گرفته می‌شود که ملازمان دربار پادشاه چند سالی را وقف مطالعه کنند. "برانی" همچون سخنگوی شکسپیر در آن جمع از مزایای مطالعه می‌گوید. گفتگوها که پیش می‌رود گاهی از بیهودگی صرف عمر بر سر کتاب هم گله می‌شود. خلاصه که سقراط ‌وار به جوانب مسئله می‌پردازد و در جایی جان کلام را ارایه می‌دهد که: "مطالعه مانند خورشید باشکوه آسمان است که نمی‌توان با نگاه‌های گستاخانه درآن تحقیق عمیق نمود."

برای ورود به دنیای گسترده مطالعه باید بیش از هر چیز به حوصله مجهز بود. خواندن یک متن حتی اگر با رعایت بسیاری جوانب هم باشد همچون شمشیری دولبه است، حال اگر جسته گریخته بخوانیم حکایت آن مثل است که "یک لا بود نرسید، دولا کردیم که برسد."

نویسنده
ارسطو شهابی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 12 دقیقه مطالعه | 7 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1435 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.