بخونید، خونده بشید!
لبخند داریم تا لبخند
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
لبخند داریم تا لبخند
11 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
لبخند داریم تا لبخند

دورۀ کودکی ما، با امروز خیلی فرق داشت. توی کوچۀ خود ما، مغازه‌هایی بود که امروز دیگر نمی‌شود در شهرهای بزرگ سراغشان را گرفت. چیزهایی مثل سفیدگری و حلبی‌سازی. آدمهای محل هم همین‌فدر خاص و متفاوت بودند. مثلا یک حسن دیوونه داشتیم که مادرها بچه‌هایشان را با او که «دووودووو»کنان رد می‌شد می‌ترساندند. ما گاهی که توپ گل کوچیکمان خراب می‌شد، شرط می‌بستیم که هر کس کمتر از بقیه به او پس‌گردنی بزند باید دوتا توپ بخرد که لایی بکنیم. می‌رفتیم حسن دیوونه را صدا می‌کردیم، می‌گفتیم بیا برویم بازی و بعد یک‌جوری سرش را گرم می‌کردیم، مثلاً خرس وسطش می‌کردیم و شوخی شوخی به او پس‌گردنی می‌زدیم. سر این کوچۀ پرماجراحسین آقایی بود که کتابفروشی داشت. منتها نه از این کتابفروشی‌های معمولی که کتابها را قشنگ توی ویترین می‌چینند و داخل کتابفروشی‌شان قفسه دارد و می‌روی می‌گویی فلان کتاب را بدهید ... نه، کتابفروشی او یک مغازه بود پر از ردیف‌های به سقف رسیده که توی هر ردیف چند بسته کتاب را با نخ به هم بسته بود. نه ویترینی در کار بود و نه چیز دیگر. هر روز، دست می‌کرد و دو سه تا بسته از کتاب‌ها را می‌آورد بیرون و توی پیاده‌روی جلوی مغازه‌اش بساط می کرد. معمولاً قیمت همه کتابهایش هم یک اندازه بود، از یک تا نهایتاً پنج تومان. این کتابها اغلبشان دست دوم بودند. گاهی بختمان می‌گفت و توی این بساط عجیب، چندتا کتاب کت و کلفت را به همان قیمت پایین پیدا می‌کردیم. اما معمولاً بیشتر کتابها، کارهای جیبی و دست دوم بودند. ما خودمان هر از چند وقت، کتابهایی را که خوانده بودیم ویا - اگر آخر سال تحصیلی بود - کتابهای درسی را توی زنبیل می‌گذاشتیم و می‌بردیم پیش حسین‌آقا. او هم همه کتابها را، هر چی و هر چندتا که بودند، از دم به پنج تومان می خرید. با همین پنج تومن پنج تومن‌ها، ما هم از او کتاب می‌خریدیم. می‌خواندیم و دوباره به خودش می‌فروختیم. توی همین بردن و آوردن‌ها بود که کشف کردم بعضی کتابها با هم شبیه هستند و تشکیل یک دوره می‌دهند. کتابهای جیبی با نقاشی روی جلدهایی مشابه یک نمونه بودند، اما تعدادشان خیلی زیاد بود. برای همین رفتم سراغ یک مجموعۀ جمع و جورتر. چیزی که زیاد توی بساط حسین‌آقای کتابفروش پیدا می‌شد، کتابهای عزیز نسین بود. این کتابها، سه جور بودند و با کمی دقت فهمیدم که محصول سه تا ناشر هستند. آنهایی که ناشرشان کتابفروشی فروغی بود روی جلدشان، یک مرد با سبیل هیتلری داشت لبخند می‌زد و دیگری پشتش به تصویر بود. آنهایی که چاپ انتشارات توسن بودند روی جلدشان کلۀ یک پسربچه خندان بود که بالا و پایین تصویر اسم عزیز نسین به انگلیسی نوشته بود. کتابهای چاپ انتشارات پیروز هم روی جلدشان یک کاریکاتور رنگی داشت. بیشتر این کتابها ترجمۀ رضا همراه بود و فقط کتابهای انتشارات توسن، یک مترجم دیگر هم داشت: دکتر قدیر گلکاریان که آخرش هم نفهمیدیم حکمت این تأکید بر دکتر بودنشان روی جلد برای چی بود؟ زدم توی کار دوره کردن ترجمه‌های رضا همراه. این را هم بعدها فهمدیم که خیلی از داستان‌هایی که به اسم ترجمه از عزیز نسین آورده بود، تألیف خودش بوده. اما به هر حال، هرچی که بود، داستان‌های ساده و خوشحال‌کننده‌ای بود. دانه دانه این کتابها را از حسین‌آقا خریده بودم، کنار هم چیده بودم، کثیف‌ها  و پاره پوره‌هایش را سر حوصله با نسخۀ تمیز عوض کرده بودم، ... 18 جلد کتاب جیبی عزیز نسین شده بود با ترجمۀ رضا همراه . یک‌جور گنج کوچک که گاهی عصرها می‌آوردم دم در و به بچه‌های محل پزشان را می‌دادم. اما مدت تفاخر به این مجموعه خیلی هم طول نکشید. خیلی زود مجبور شدم ببرم و به حسین‌آقا بفروشمشان. ماجرا از این قرار بود که یک بار که سر توپ فوتبال شرط بسته بودم، وسط پس‌گردنی زدن‌ به حسن دیوونه، سر و کلۀ مادر حسن پیدا شد که نان سنگک به دست از پیچ کوچه آمد و دعایمان کرد که داریم پسرش را بازی می‌دهیم. دست همه‌مان شل شد، اما انگار من بیشتر از بقیه خجالت کشیده بودم که گفتند تو باید توپ را بخری. هیچی دیگر، مجبور شدم برای تامین هزینه شرط باخته، تنها دارایی‌ام، یعنی آن دوره کتاب نفیس را ببرم پیش حسین‌آقا. بعداً چند بار نیت کردم از نو مجموعه را جور کنم، اما دیگر نشد که نشد. مشغولیات جدید و کتابهای دیگری که چشمم را گرفتند. حالا خاطرۀ عزیز نسین، یادآور دعای مادر حسن دیوونه است: ساده و باعث خوشحالی.


روزنامه اعتماد پنجشنبه ۲۰ دی

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 1030 خواننده / 11 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
like2K
tag
احسان رضایی احسان رضایی 2118 خواننده / 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1435 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.