بخونید، خونده بشید!
چرا داروینیسم مهم است؟
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
عرفان خسروی عرفان خسروی

دیرینه‌شناس، آناتومیست، ژورنالیست و مروج علم

دنبال کن
چرا داروینیسم مهم است؟
10 دقیقه مطالعه / 8 ماه پیش
img-content
چرا داروینیسم مهم است؟

یکی از دوستان گرامی و علاقه‌مند به حوزه تکامل، مطلبی نوشته درباره این‌که چیزی به نام داروینیسم وجود ندارد؛ البته منظور ایشان مقابله با کسانی است که مدام منتظر «رد شدن داروینیسم» هستند؛ اما علاج درد نادانی دیگران در نفی موضوعات تاریخی و فکری نیست. به نظر بنده فایده‌ای هم در مقابله فکری با مخالفان متعصب نظریه تکامل نیست و به جای این شیوه، بهتر است از نشر بدفهمی در حوزه علم یا تاریخ علم پرهیز کنیم و ترویج دقائق نظری را به دوش کسانی بگذاریم که با این دقائق سروکاری عملی دارند. لب سخن این‌که داروینیسم ماهیتی تاریخی و نظری دارد و ابعاد آن گسترده‌تر از موضوع نظریه انتخاب طبیعی است.

داروینیسم ماهیتی تاریخی و نظری دارد که نمی‌توان وجود آن را نفی کرد

آلفرد راسل والس که به قدر داروین در طرح نظریه انتخاب طبیعی سهم داشته، نخستین کسی است که خودش را داروینیست نامیده. داروینیسم چیزی است فراتر از نظریه انتخاب طبیعی و حتی اگر هم نظریه انتخاب طبیعی اشتباه از آب درمی‌آمد یا انتساب آن به داروین ضعیف می‌شد، باز داروینیسم مهم بود.

داروین تقریبا نخستین کسی است که متوجه شده همه موجودات زنده واقعا با هم خویشاوند هستند. طبیعی‌دانان پیش از داروین (از قبیل لامارک و کوویه) حتی اگر به تکامل نیز باور داشتند، باز موجودات زنده را از تبارهایی جداگانه می‌شمردند؛ مثلا جنبه مهمی از طرز فکر تکاملی لامارک (که به غلط با ماجرای گردن زرافه و وراثت صفات اکتسابی پیوند خورده) چنین است که شاخه‌های «عالی‌»تر جانوران، زودتر از آن‌هایی که هنوز «پست» به نظر می‌رسند، پا به زمین گذاشتند. این روزها خیلی‌ها که برداشتی سطحی از ماجرای تکامل دارند، برعکس لامارک فکر می‌کنند. مثلا هنوز تصور بسیاری از معاصران ما این است که گروه‌هایی از جانوران، آن‌ها که زودتر در تاریخ زمین ظاهر شده‌اند، نوعا و ذاتا «پست»تر از گروه‌های متأخر هستند. وقتی به این دوستان می‌گوییم که پستانداران و دایناسورها همزمان در زمین تکامل یافتند و صفات متمایز پستانداران صد میلیون سال زودتر از صفات مشخصه دایناسورها (در نیاکان هرکدام از این دو گروه) ظاهر شده، تعجب می‌کنند. داروینیسم با هر دو طرز فکر تباین دارد. موجودات زنده نه پست هستند و نه عالی؛ ضمن این‌که نمی‌توان گفت اجداد هیچ‌کدام از موجودات زنده قدیمی‌تر از دیگری است؛ بلکه در نگاه داروینیستی، تنها می‌توان به زمان پیدایش صفات مشترک میان گروه‌های مختلف جانوران اشاره کرد.

این طرز فکر اشتباه تنها مختلص کسانی که از دور دستی بر آتش ادبیات علمی دارند، نمی‌شود. ته‌مانده همین تفکر نادرست هنوز هم در ادبیات ترویجی و هم در ادبیات دانشگاهی مرتبط با نظریه تکامل دیده می‌شود؛ مثلا در ص. ۱۶۳ کتاب فسیل‌شناسی مهره‌داران (جعفریان و حسینعلی‌بگی، ۱۳۸۳، دانشگاه اصفهان) با این عبارت روبرو می‌شویم: «جد پرندگان در حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش، یعنی ژوراسیک بالایی زندگی می‌کرده است». این جمله غلط نیست، ولی درست هم نیست. نخستین جانداری که بیش از چهار میلیارد سال پیش بر زمین زیسته، جد پرندگان بوده و آخرین نیای مشترک همه پرندگان امروزی نیز اواخر دوره کرتاسه، یعنی حداکثر ۱۰۰ میلیون سال پیش می‌زیسته. اشاره متن کتاب درحقیقت به آرکیوپ‌تریکس است (که نام آن برای پرهیز از تلفظ اشتباه در کتاب به صورت «آرکئوپته‌ریکس» نوشته شده). آرکیوپ‌تریکس «جد» پرندگان نیست، بلکه یکی از انشعابات جانبی تکامل نیاکان پی‌درپی و بی‌شمار پرندگان است که از قضا سنگواره آن در سده نوزدهم، یعنی مدت‌ها پیش‌تر از باقی سنگواره‌های نیاکان قدیمی‌تر پرندگان کشف شد. جز این تقدم اکتشاف که موجب اهمیتی در حوزه تاریخ علم می‌شود، آرکیوپ‌تریکس هیچ تمایز برجسته تکاملی نسبت به سایر خویشاوندان پردار پرندگان ندارد. آرکیوپ‌تریکس یکی از چندین دایناسورهای پرداری است که قرابتی نزدیک با پرندگان امروزی دارند. البته هیچ اشکالی به زنده‌یاد پروفسور جعفریان در عدم تشخیص چنین نکته‌ای وارد نیست. حتی ارنست مایر (مشهور به داروین سده بیستم) و نیز ریچارد داوکینز (که در نظر بسیاری شایسته لقب داروین سده بیست و یکم است) مرتکب چنین اشتباهی در صورت‌بندی و تجمیع داده‌های سنگواره‌ای با نظریه تکامل شده‌اند.

چنین خطاهای نظری این مانع نمی‌شود که فرض کنیم داروینیسم از نظر معنایی تهی است یا مرده؛ برعکس همین نشان می‌دهد جریان متلاطم از افکار بعضا متباین و متضاد از زمان نخستین داروینیست تاریخ، یعنی آلفرد راسل والس وجود داشته و هنوز هم در جریان است. ازجمله رده‌بندی فیلوژنتیک یا کلادیستیک (که مایر هرگز آن را نپذیرفت و داوکینز نفهمید) یکی از تبعات فکری همین جریان داروینیسم است و خود داروین نخستین کسی بود که شالوده فکری این شیوه رده‌بندی را با طرح نظریه درخت حیات بنیان نهاد و حتی به ارتباط این طرز فکر با موضوع رده‌بندی نیز اشاره کرده‌است.

«به دید من-که هرکسی حق دارد به آن اعتراض کند-رده‌بندی عبارت است از گروه‌‌بندی موجودات زنده بر اساس نسبت حقیقی آن‌ها، یعنی خویشاوندی یا برخاستن از ریشه مشترک».
According to my opinion, (which I give 
everyone leave to hoot at . . .) classification consists of grouping beings according to their actual relationship, i.e. their consanguinity, or descent from common stocks

چارلز داروین


موضوع مطروحه در این جستار را پیش‌تر در این دو مقاله شرح داده‌ام:

بارقه‌هایی متأخر از طرز فکری متقدم

آیا پرندگان خزنده‌اند؟

نویسنده
عرفان خسروی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
5 دقیقه مطالعه / 4 هفته پیش
img-content
عرفان کسرایی عرفان کسرایی 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
3 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.