بخونید، خونده بشید!
بار دیگر دانشگاهی که دوست می‌داشتم
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
بار دیگر دانشگاهی که دوست می‌داشتم
12 دقیقه مطالعه / 6 ماه پیش
img-content
بار دیگر دانشگاهی که دوست می‌داشتم

ویل دورانت، جایی در «تاریخ تمدن»ش آورده که «سرزمینی که جوانی انسان در آن می‌گذرد، درست به اندازه خود جوانی باشکوه است» و در این گفته، حقیقتی است. الان یک دهه و اندی از پایان دوران دانشجویی من می‌گذرد و خودم دارم تدریس می‌کنم، ولی هر بار اول مهر که می‌رسد دلشوره رسیدن سر وقت به کلاس درس می‌افتد توی جانم و دیگر رهایم نمی‌کند، رهایم نمی‌کند، رهایم نمی‌کند مگر بروم جلوی آن سردر سیمانی و یک مدت بایستم و به رفت و آمد جوانترها زل بزنم و بداخلاقی‌های نگهبانی را که اصرار دارد به فرموده خواجه شیرازعمل کند و ما را که پیر شده‌ایم «از میکده بیرون» کند، طاقت بیاورم. هرچند عاقبت جلسه‌ای، کلاسی، همایشی، سخنرانی‌ای، چیزی پیدا می‌شود که باز بتوانم بروم و با آن ساختمان‌های خاکستری آشنایم، از نزدیک حال و احوال بکنم.
 اما حتی نگاه کردن به رفت‌وآمد جوانترها و دیدن شور و حال آنها هم می‌تواند حال من را خوش بکند. می‌دانید؟ تجربه دانشجویی، آنگونه که ما تجربه‌اش کردیم، حادثه‌ای یگانه و منحصر به فرد است. آن روزها، اوج ماجراهای سیاسی بود و شلوغی‌های آن؛ ما بودیم و سر پرشور و خاممان؛ و همان سردر سیمانی که عکسش توی جیب هر کداممان به‌راحتی پیدا می‌شد. جوان بودیم و بی‌مسئولیت. یک ترکیب رؤیایی. به اندازه کافی هم چیز برای دیدن و خواندن و سرک کشیدن و یاد گرفتن بود. «صالح و طالح متاع خویش» می‌نمودند و هر کسی فقط باید ظرفش را می‌آورد جلو تا به اندازه گنجایش ظرفش، گیرش بیاید. بعضی‌هایمان زیادتر تجربه کردند و بیشتر بردند. 
بعضی هم مثل من کاهلی کردند و حالا نصیبمان شده است دلتنگی. اینها که می‌گویم گمان نکنید که قصد نصیحت و توصیه‌ای به جوانترها در کار است. نخیر، نه من در مقامی هستم که مقام نصیحت باشد و نه اصلاً این موضوع چیزی است که موضوع نصیحت باشد. حالا دیگر کنکور آن غول بی‌شاخ و دمی نیست که در عهد ما بود و فقط کافی است کسی در آزمون ثبت‌نام کند و سر جلسه حاضر بشود و کیک و ساندیسش را بخورد و دوسه تا علامت هم در صفحۀ پاسخنامه بزند تا بالاخره یک جایی قبول شود. اما هنوز هم آن چندتایی دانشگاه قدیمی و معروف که زندگی دانشجویی، یعنی استادان معروف و دانشجویانی از شهرهای مختلف و خوابگاه و فعالیت فوق برنامه و خارج از برنامۀ درسی مصوب دارند، یک چیز دیگر است. علی الخصوص آن قسمت خارج از درسش؛ چون راستش را بخواهید، درس را که بدون دانشگاه هم می‌شود خواند. کافی است کتاب‌های مرجع هر رشته‌ای را بگیری و بخوانی و بعد هم چند ماهی وردست یک متخصص بایستی یا فیلم‌هایش را از اینترنت ببینی. همین برای آموختن تئوری آن علم کافی است. 
چیزی که دانشگاه و استادان باید به دانشجو یاد بدهند، تجربه و مهارت در آن رشته است که الحمدلله، تکلیف این قسمت هم در دانشگاه‌های ما به‌طور بنیادی حل شده و خیالمان از این بابت راحت است.
اما چیزی که دانشگاه دارد و جای دیگر ندارد این است که در کشور ما متأسفانه امکان آزمون و خطا بسیار کم است. شما نمی‌توانی چیزی را تجربه بکنی و بعد اگر خوشت نیامد، دوباره بروی سراغ یک تجربه دیگر. به‌عنوان مثال، امکان دنبال کردن یک رشته ورزشی به‌طور مرتب و جدی، برای افراد معمول جامعه، فقط با زدن از ساعات کار و طبیعتاً درآمد دست می‌دهد. 
در مورد چیزهایی مثل ادبیات و کتابخوانی و اموری از این دست که ماجرا غریب‌تر هم می‌شود و مشمول آن کنایه «کی داده و کی گرفته». هر جور فکرش را بکنید، فقط یک راه‌حل هست: دانشگاه. تنها توی دانشگاه است که شما فرصت دارید (حداقل برای چهار ترم، زمان مجاز برای تعداد مشروطی‌های قابل قبول) همه چیز را بگذارید کنار و با دل خوش، تجربه‌های متعدد و متنوع بکنید. 
تازه اگر این شانس را داشته باشید که توی یکی از دانشگاه‌های اسم و رسم‌دار و قدیمی قبول بشوید، جایی که تراکم نخبه‌هایش خیلی بالا باشد، که دیگر نانتان توی روغن است. می‌توانید چنان تجربه‌های هیجان‌انگیزی را امتحان بکنید که دیگر جایی گیرتان نیاید. باز هم بخصوص اگر شانستان بزند و در یک دوره اجتماعی شلوغ و پلوغ، که بحمدالله در مملکت ما کم هم نیست، دانشگاه رفته باشید: اعتصاب، اعتراض، تحصن، امتحان عقب انداختن، نشریه دانشجویی، شب شعر، کتابخانه فرهنگی، اردو، جشنواره، ... درست مثل دوره‌ای که ما دانشگاه می‌رفتیم و به قول رضا براهنی در آن شعر بلند: «و چه زندگی‌هایی داشتیم برادر!/ تنها دیوانگان می‌دانند که چه زندگی‌هایی داشتیم...»


این مقاله که قبلا در سایت روزنامه ایران منتشر شده بود از مجموعه مقالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد بازنشر می‌شود.

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 1096 خواننده / 11 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
like2K
tag
احسان رضایی احسان رضایی 2279 خواننده / 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1651 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.