بخونید، خونده بشید!
زن‌های زندگی شرلوک هولمز
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
حسن لطفی حسن لطفی

نویسنده و فیلم‌ساز

دنبال کن
زن‌های زندگی شرلوک هولمز
11 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
زن‌های زندگی شرلوک هولمز

هشت، نه سالی که گای ریچی با مدونا زندگی کرد فیلم خوبی نساخت اما درست زمانی که علاقه‌مندان به سینمای این فیلمساز انگلیسی از او ناامید شده بودند جداییش از مدونا و نمایش موفق فیلم «شرلوک هولمز» (2009) نشان داد که امکان تکرار موفقیت فیلم «ربودن» (2000) برای کارگردان فراری از تحصیلات سینمایی آکادمیک وجود دارد. شرلوک هولمزِ گای ریچی اگرچه همانند شرلوک هولمز آرتور کانن دویل (نویسنده و خالق اولیه‌اش) قدرت بالایی در حل معماهای پیچیده از طریق توجه به جزئیات را دارد اما همه خصوصیات او را ندارد. شرلوک هولمز گای ریچی کارآگاه عصا قورت داده‌ای نیست که همچون اشراف انگلیسی لباس بپوشد و به جای دویدن در دنیای بیرونی فقط توی ذهنش بدود. بیننده فیلم شرلوک هولمز اولین بار او را در حال دویدن در خیابان‌های سنگفرش شده‌ای می‌بیند که باران زمینش را خیس و ابر شبش را تاریک‌تر کرده است. ریتم تند فیلم و همراهی موسیقی مناسب از همان ابتدا بیننده را میخکوب و او را به داخل ماجرا پرت می‌کند. ماجرایی که نشان می‌دهد شرلوک هولمز گای ریچی قرار نیست نشسته بر مبل یا در حال قدم زدن معماها را حل کند. در این صحنه و در آغاز، بیننده هنگام تماشای فیلم به یک نکته دیگر هم پی می‌برد؛ گای ریچی سینمایی‌ترین نسخه شرلوک هولمز را ساخته است چراکه از همه عناصر بصری سینما (تدوین، حرکت آهسته، اغراق در صدا، رنگ، نور و...) به گونه‌ای استفاده کرده که در سایر فیلم‌های پیش از او این‌گونه مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است. حتی ذهنیت و فکرهایش نیز به تصویر درآمده است. هولمز هنگام رویارویی با دشمنانش برای از پا درآوردن آن‌ها روش مورد نظرش را توی ذهنش مرور می‌کند و بیننده این ذهنیت را با حرکت آهسته (اسلوموشن) می‌بیند (البته با صدای هولمز که برخی از ضرباتش را شرح می‌دهد). این ذهنیت به تصویر درآمده در قسمت‌های مختلف فیلم تکرار می‌شود و ساختار نسبتا تازه‌ای را به وجود می‌آورد. ساختاری که جذابیت فیلم را برای بیننده‌اش (حداقل علاقه‌مندان به فیلم‌های پرتحرک) بیشتر می‌کند. البته بر هم زدن روایت خطی و حذف اطلاعات در زمان حال و نمایش آن در رجعت به گذشته (فلاش‌بک) نیز در برخی صحنه‌ها باعث ایجاد تعلیق و جذابیت شده است. ناگفته نماند دو سال بعد گای ریچی فیلم «بازی سایه‌ها» را در ادامه فیلم قبلی و در مورد شرلوک هولمز می‌سازد. فیلم اگرچه قدرت و جذابیت فیلم اول را ندارد اما از نظر ساختار و ویژگی شخصیت‌ها همانند آن فیلم است. در هر دو فیلم شرلوک هولمز علاوه بر این‌که کارآگاهی تیزهوش و زیرک است، مردی است که نسبت به زن‌ها بدبینی زیادی دارد. البته این به معنی تنفر وی از این موجود لطیف و دوست‌داشتنی نیست. او اگرچه با اعمالش باعث رنجش ماری (نامزد دکتر واتسون در فیلم اول و همسر او در فیلم دوم) می‌شود، عزیزش می‌دارد. از طرف دیگر روی میزش عکس زنی است که هولمز او را عاشقانه دوست می‌دارد و نیرنگ‌های او نیز نمی‌تواند چیزی از این علاقه کم کند. نیرنگ‌هایی که بخشی از آن در هر دو فیلم گای ریچی دیده می‌شود و شاید همین نیرنگ‌ها باعث شده تا دنیای هولمز به وقت تنهایی تیره و سیاه باشد. سیاهی که باعث می‌شود تا روی زمین برایش هیچ جذابیتی نداشته باشد. البته این زن (آیرین آدلر) که به گفته دکتر واتسون (یار و مشاور هولمز) تنها زنی است که هولمز به او اهمیت می‌دهد، آن‌قدر به این کارآگاه بی‌تفاوت به جنس مخالف علاقه دارد که این خصوصیتش نقطه‌ضعف اصلی زندگیش باشد. گای ریچی برای خلق شخصیت او، زیبایی، زیرکی، قدرت بدنی بالا، علاقه به جواهرات و حضور در دنیای تبهکاران را طوری در هم آمیخته که تبدیل به شخصیتی اکتیو، قابل توجه و دوست‌داشتنی شده است. البته وجود چنین زنی در عالم سینما نایاب نیست و حتی سال‌ها پیش بیلی وایلدر با ساخت فیلم زندگی خصوصی شرلوک هولمز (1970) این کارآگاه زیرک را در موقعیت مشابه قرار داده بود. در این فیلم نیز شرلوک هولمز علاوه بر خانم هادسون (صاحبخانه یا مستخدمش) با زنی دیگر روبه‌رو می‌شود. زنی که اگرچه در انتهای فیلم معلوم می‌شود جاسوس بوده و با برنامه از پیش تعیین شده به هولمز نزدیک شده، به وقت رفتن عشقش را توی دل هولمز می‌کارد و می‌رود؛ عشقی که اعلام خبر مرگ زن در انتهای فیلم هولمز را به سمت مواد مخدر هل می‌دهد. در دو فیلم گای ریچی، هولمز برای گریز از درد عشقی که خاموش‌شدنی نیست به دنبال سرگرمی‌های مختلف است (مسابقات بوکس، آزمایش‌های علمی، مخفی‌سازی و...) اما هیچ‌یک از این سرگرمی‌ها نمی‌تواند اندوه مخفی در چشم‌ها و کابوس‌هایش را کم کند. اندوهی که در فضاسازی‌های گای ریچی از شهر لندن شهری تیره با رنگ‌های سرد و خاکستری ساخته است. شهری که سنگفرش خیس خیابان‌ها و صدای قار قار کلاغ‌هاش و دخمه‌ها و... نمی‌گذارد بیننده منتظر وصلت دو عاشق باشد. البته بخشی از این سیاهی در ذهن هولمز و در طرز نگاهش به زنان نهفته است. ذهنیتی که بیلی وایلدر در گفت‌وگو و گای ریچی در تصویر و تعریف در حرکت (با بیان اطلاعات از طریق خلق موقعیت) آن را نشان داده است. در فیلم وایلدر صحنه مهمی هست که بیننده در آن هولمز را بهتر می‌شناسد. در این صحنه هولمز همراه با خانم گابریله والادون (جاسوسی که بعدا مشخص می‌شود نامش فراولین فن هوفمانشتال است و مهرش به دل هولمز می‌افتد) درون کوپه قطار به جایی می‌روند. روی تخت‌های طبقاتی دراز کشیده و یکدیگر را نمی‌بینند. زن از قول واتسون نظر هولمز را درباره زن‌ها بیان می‌کند. "زن‌ها هیچ‌وقت نمی‌توانند قابل اعتماد باشند. حتی بهترینشان." این گفته اگرچه ریشه در وقایعی دارد که بر هولمز گذشته اما این کارآگاه مشهور در عمل و در خفا ستایشگر زنان است و عاشقانه زن‌های زندگیش را دوست دارد.


این مقاله قبلا در دوازدهمین شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 22 تیر 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
حسن لطفی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 8 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 1868 خواننده / 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 7 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 11 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
10 دقیقه مطالعه / 1 روز پیش
img-content
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی 6 دقیقه مطالعه | 1 روز پیش
img-content
12 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.