بخونید، خونده بشید!
من بی تو در غریب‌ترین شهر عالمم
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی

شاعر غزل‌سرا . منتقد ادبی

دنبال کن
من بی تو در غریب‌ترین شهر عالمم
8 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
من بی تو در غریب‌ترین شهر عالمم

دو، سه سالی می‌شد که در بندر‌عباس زندگی می‌کردم. همسرم اهل بندر بود و من پس از ازدواج در رادیوی مرکز خلیج‌فارس به عنوان تهیه‌کننده کار می‌کردم. مدتی بود که از فضای شعر به هوای نظم دادن به زندگی دور شده بودم.

تازه داشت همه چیز رو به راه می‌شد که همراه با همسرم تصادف شدیدی کردیم. چنان که من تا مرز قطع شدن پا رفتم و همسرم تا مرز قطع نخاع. چند ماهی در بیمارستان و خانه بستری بودیم.

به این دلیل که مراقبت از هر دوی ما کار یک نفر نبود، همسرم را به خانه پدری‌اش برده بودند و مادرم نیز از زنجان آمده بود تا پرستار من باشد.

حال بدی که از فرو ریختن زندگی داشتم با دوری همسرم بیشتر اذیتم می کرد، اما کنار مادر بودن نعمتی بود که شاید آن‌قدر که باید متوجه ارزشمند بودنش نشده بودم، متوجه این‌که چه فرصت طلایی در اختیارم گذاشته شده است.

پدرم همراه با دو برادر و تنها خواهرم در زنجان بودند. مادر انگار در برزخی روحی بود. پیش من که می‌ماند دلواپس خواهر و برادرها بود، پیش آن‌ها هم که می‌رفت نگران من می‌شد.

ماه‌ها گذشته بود و من شرایط بد آن روزها را به هوای بودن مادر تاب آورده بودم. روزی گفت می‌خواهد به زنجان برود تا به بچه‌های دیگر که دانشجو بودند و نیاز به مراقبت داشتند، سر بزند. قبول کردم. حواسم نبود که دوری از همسر اگر با دوری از مهربانی مادر همراه شود، دخلم را خواهد آورد.

روز رفتن که شد بغض امانم را بریده بود. مادر داشت ساکش را می‌بست که بغض و شعر گریبانم را گرفتند.

خودم توان حرکت نداشتم که کاغذ و قلم پیدا کنم. به مادر هم نمی‌توانستم بگویم.

زمزمه کردم:

حالم بد است مثل زمانی که نیستی

دردا  که تو همیشه همانی که نیستی

مادر مهیای رفتن می‌شد و من بغضم را شعر می‌کردم:

وقتی که مانده‌ای نگرانی که مانده‌ای

وقتی که نیستی نگرانی که نیستی

همین دو‌بیت بود که مادر رفت. با همسرم تلفنی صحبت کردم. حالم دگر‌گون شده بود. خانه خالی از مادر امانم را بریده بود.

زمزمه کردم:

عاشق که می‌شوی نگران خودت نباش

عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی

غروبی تلخ بود. هنوز کسی نبود که چراغ را روشن کند. مادر داشت دورتر می‌شد، باید می‌پذیرفتم که مادر رفته است. زنگ زدم، در قطار بود.

گفتم:

با عشق هر کجا بروی حی و حاضری

در بند این خیال نمانی که نیستی

در برزخ روحی عجیبی بودم. زندگی مرتبی که با زحمت نظمش داده بودم، فروریخته بود. مرهمِ بودن مادر نگذاشته بود تنهایی تسلیمم کند، اما حالا داشت تسلیمم می‌کرد.

گریستم و گفتم:

تا چند من غزل بنویسم که هستی و

تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی

من بی‌تو در غریب‌ترین شهر عالمم

بی‌من تو در کجای جهانی که نیستی؟

بدون کاغذ و قلم در جانم ثبتش کردم. تا بعدها که در دفتر نوشتمش. جالب این است که پس از سال‌ها این شعر یکی از معدود شعرهایی است که می‌توانم از حفظ بخوانمش. غزلی ساده بود که از دلم سر زده بود، اما بعدها آن‌قدر دهان به دهان چرخید که خودم را شگفت‌زده کرد.

در کتاب پیشکشش کردم به مادرم و همه مادران جهان.

جالب این بود که بعدها بسیاری از مخاطبان آن را با تاویل‌های دیگری زمزمه می‌کردند و این البته اتفاق خوبی بود.

شاید مهم‌ترین دلیل این تاویل‌پذیری این بود که در غزل، همسرم نیز پا‌به‌پای مادرم حضور داشت و من انگار برای دوری از محبوبی ازلی و ابدی آن را نوشته بودم. زنی که همواره دوش به دوش مرد ایستاده است تا دنیا را زیباتر کند.


این مقاله قبلا در بیستمین شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 16 شهریور 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
غلامرضا طریقی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 8 دقیقه مطالعه | 4 هفته پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 4 هفته پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 17 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 4 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 1329 خواننده / 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.