بخونید، خونده بشید!
یاران جوینی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور

نویسنده، کارگردان تئاتر و سینما، نمایش‌نامه نویس

دنبال کن
یاران جوینی
10 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
یاران جوینی

خیام در میان سیصد شاگردی است که با وسواس بسیار زیاد ابوالمعالی امام‌الحرمین جوینی و سایر اساتید «نظامیه نشابور» انتخاب شده‌اند. غزالی هم هست و خدا می‌داند که آن دویست و نود و هشت نفر دیگر چه نخبگانی بودند که امام‌الحرمین را متقاعد کرده بودند که شایسته مواهب حضور در نظامیه‌اند... در شرق و در شهر کهن- نشابور- و در آن حال که غرب در دوران جهالت قرون وسطایی خود دست و پا می‌زد، سیصد شاگرد نخبه و مسلمان همه علوم را می‌آموختند و سرآمدان علوم آن روزگار می‌دانستند که امام‌الحرمین به همان اندازه که شاگردان می‌آزماید، استادان را نیز زیر نظر دارد و مطلقا غفلت از آموختن را نمی‌بخشد... استاد بر کرسی و در قبه بر آن سیصد شاگرد چون عقابی که بر بلندای ستیغ کوهی است، شاگردان را که بر فرش‌های شبستان نظامیه نشسته‌اند رصد می‌کند؛ صدای ابوالمعالی در فضای کوچک قبه طنین می‌اندازد اما معبدان وظیفه دارند که سخنان استاد را تکرار کنند:

"...از کتاب شریف «السیره الفلسفیه» زکریای رازی نقل می‌کنم که بدانید خواجه نظام‌الملک از من و من از شما چه توقع و انتظاری دارم تا نانی که می‌خوریم و وجوهی که می‌گیریم حلال باشد و رعیت بداند که اگر او عرق می‌ریزد و کشت می‌کند و درو می‌کند و خراج می‌دهد، صنعتگری که جان می‌کند و زکات می‌دهد که ما در تابستان و زمستان در سرپناه نظامیه از شدت آفتاب و سوز سرمای زمستان در امان باشیم، ما نیز در گرداندن چرخ علم و دین عرق می‌ریزیم و اگر کشتگر در سینه آفتاب می‌سوزد، ما در کتابخانه می‌سوزیم تا بیاموزیم و اگر او از سرمای زمستان می‌لرزد، ما از این‌که نمی‌دانیم باید بر خود بلرزیم..." معبدان تکرار کردند: "ما از این‌که نمی‌دانیم باید بر خود بلرزیم" و بی‌شک دو تن از میان آن سیصد تن بر خود لرزیدند؛ خیام و غزالی؛ شاگردانی که غرق سیمای قدسی استاد شده بودند و صدای رسایش را تا عمق جان فرو می‌دادند...

رازی می‌فرماید: "...آنان که معاشر من بوده‌اند می‌دانند و دیده‌اند که چگونه از ایام جوانی تاکنون عمر خود را وقف آن کرده‌ام که بیاموزم و معاشران من می‌دانند که اگر کتابی را نخوانده یا دانشمندی را ملاقات نکرده بودم، تا از این کار فراغت نمی‌یافتم به امر دیگری نمی‌پرداختم و اگر هم در این مرحله ضرری عظیم در پیش بود تا آن کتاب را نمی‌خواندم و از آن دانشمند بهره نمی‌گرفتم از پای نمی‌نشستم..." معبدان تکرار می‌کردند: "...تا آن کتاب را نمی‌خواندم و از آن دانشمند بهره نمی‌گرفتم از پای نمی‌نشستم."

امام ابوالمعالی سکوت کرد و به شاگردان خیره شد. پیدا بود که همه گفته‌هایش را بر الواح می‌نگارند اما در جست‌وجوی کسانی بود که گفته‌هایش را بر لوح جان بنگارند و خیام را دید و غزالی را دید و شادمان از دیدن آن‌ها ادامه داد: "حوصله و جهد من در طلب دانش تا آن حد بود که در یک فن به‌خصوص به خط تعویذ..." معبدان تکرار کردند و توضیح دادند: "خط تعویذ خط مقرمط و ریز را گویند... چنان چون مور بر کاغذ..."

به خط مقرمط و ریز، چنان که معبدان گفتند، آن دانشمند بی‌همتا، آن‌که «جامع‌ الکبیر» یا «جامع ‌الحاضر لصناعه الطب» را به یادگار گذاشته است و خدا عالم است که تا چه اندازه جانش لرزیده است که درست بنویسد و امراض را بشناسد و درمان را توصیه کند و چنان وسیع بنگرد که از زادن آدمیان تا مرگشان را ذره‌ذره بشناساند و راز امراض و شیوه درمان را بگوید و بر دانش پیشینیان خود بیفزاید، فرموده است: "بیش از بیست هزار ورقه مطلب نوشته و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تالیف جامع الکبیر صرف کرده‌ام و بر اثر همین کار قوه بینایی‌ام ضعیف و عضله دستم گرفتار سستی شده و از خواندن و نوشتن محرومم ساخته است..." امام‌الحرمین مکثی کرد تا مگر در چشمان کسی بخواند که "پس دیگر از آموختن دست کشید و..." و در چشمان شاگردی این را خواند و با صدای رساتر از پیش ادامه داد: "با این حال از طلب باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و بر دست ایشان می‌نویسم..." و معبدان تکرار کردند: "با این حال از طلب باز نماندم..." امام‌الحرمین جوینی سخن را ادامه داد اما خیام افزون بر آنچه از استاد آموخته بود همچون همیشه در سیمای آن استاد مسلم که بر کرسی نشسته و سیمایش از شدت هیجان چون کوره‌گدازان سرخ شده بود، مرگ را می‌دید و دریغش می‌آمد که چرا باید چنین کسانی «از دفتر عمر پاک می‌باید شد» و خودش را دید که روزی بر همان مسند استاد تکیه زده است و در دل زمزمه کرد:

«یک چند به کودکی به استاد شدیم/ یک چند ز استادی خود شاد شدیم/ پایان سخن شنو که ما را چه رسید/ چون آب بر‌آمدیم و چون باد شدیم» 

و ناگهان انگشت اشاره استاد را دید که او را نشانه رفته است:

- اسمت چیست؟

- غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن خیامی‌نیشابوری.

- به چه می‌اندیشیدی؟

- به مجهولات و مرگ و به آسمان و زمین و کائنات...

غلغله‌ای در میان سیصد شاگرد شنیده شد و همه به خیام و سپس به امام‌الحرمین چشم دوختند و پس از آن سکوت شد. خیام پرسید: "جسارت کردم؟"

استاد سری جنباند و مکثی بلند به قدر خواندن فاتحه‌ای کرد و گفت: "نه! به خواجه وزیر در دل درود فرستادم و بر ارواح اجدادش فاتحه‌ای نثار کردم که این مدرسه بنا کرد و شنیده‌ام همت کرده است که در بغداد نظامیه‌ای چندین ده برابر این‌جا بنا کند تا کسانی چون تو در این ملک بیاموزند و بیاموزانند... او دانسته است و می‌داند که جهل دشمن دین و ایمان و آبادی هر ملک است و می‌دانم که بسیاری قدرش را نمی‌دانند و مباد آن روز که او و امثال او در این ملک نباشند..."

امام‌الحرمین جوینی بلند شد تا برود اما پیش از رفتن معبدان را به نزدیک‌تر شدن دعوت کرد و آهسته گفت: "او را دریابید. هر لحظه و هر ساعت که خواست درِ کتابخانه را بر او بگشایید. من کسی را دیدم که اگر بالاتر از محمد بن زکریای رازی نشود، همتراز او خواهد شد" و معبدان در میان سیصد شاگرد در حال خارج شدن از شبستان خیام را دیدند که به طاق شبستان خیره شده است... چه چیز را در طاق شبستان می‌جست؟ خدا می‌داند و بس...  


این مقاله قبلا در یازدهمین شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 15 تیر 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
بهروز غریب‌پور
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 10 دقیقه مطالعه | 4 روز پیش
img-content
سروش صحت سروش صحت 12 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 10 دقیقه مطالعه | 4 روز پیش
img-content
سروش صحت سروش صحت 12 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.