بخونید، خونده بشید!
اگر اعصاب ندارید این کتاب را نخوانید
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
اگر اعصاب ندارید این کتاب را نخوانید
11 دقیقه مطالعه / 9 ماه پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
اگر اعصاب ندارید این کتاب را نخوانید

این کتاب را نخوانید. جدی عرض می‌کنم، اگر اعصابش را ندارید، سراغ این کتاب نروید. گول قیافۀ تر و تمیز و تعریف‌های دیگران را نخورید. این‌که می‌گویند کتاب خواندنی است، البته که درست است. یووال نوح هراری، هم آدم شوخ‌طبعی است و هم قصه‌های فرعی زیادی لابه‌لای حرفهاش خودش تعریف می‌کند که این خرده‌روایت‌ها باعث می‌شود در کل کتاب یک طنز زیرپوستی جریان داشته باشد که اگرچه کسی را به قهقهه نمی‌اندازد، اما لبخند را گوشۀ لبتان نگه می‌دارد. مثلا جایی از «انسان خردمند» (صفحه ۳۹۵ و ۳۹۶) دارد قضیۀ سفر انسان به ماه و مأموریت آپولو۱۱ را تعریف می‌کند که فضانوردان برای تطبیق بدنشان با شرایط کرۀ ماه، در یک صحرای دورافتاده شبیه به ماه تمرین می‌کردند که دست بر قضا سکونتگاه گروهی از سرخپوست‌ها بود. هراری می‌گوید که یک روز فضانوردان حین تمرین، به سرخپوستی پیر و سالخورده برمی‌خورند که از آنها می‌پرسد دارند چه کار می‌کنند؟ آنها هم دربارۀ سفر قریب‌الوقوعشان به ماه می‌گویند. سرخپوست پیر برای آنها تعریف می‌کند که طبق عقایدشان، ارواح درگذشتگان آن قبیله در کرۀ ماه ساکن هستند و خواهش می‌کند حالا که به ماه می‌روند، پیامی هم از طرف او برسانند. فضانوردهای قصه هم می‌گویند بگذار دل پیرمردی شاد شود و قول می‌دهند و سرخپوست پیر جمله‌ای به زبان خودشان می‌گوید و چندبار از آنها می‌خواهد تکراش کنند تا خیالش راحت شود که پیام را درست می‌رسانند. بعدها نیل آرمسترانگ و رفقایش، به کسی برمی‌خورند که زبان آن قبیله را می‌دانسته، جریان را برای او تعریف می‌کنند و طرف قاه قاه می‌خندد و توضیح می‌دهد معنی جمله‌ای که با دقت آن را از بر کرده‌اند، این است: «یک کلمه از حرفهایشان را باور نکنید. اینها آمده‌اند زمینهای شما را بدزدند.» همۀ اینها درست، اما خواندن این یکی کتاب اعصاب می‌خواهد. «انسان خداگونه» تاریخ آیندۀ بشر است و چیزی که هراری از ما و کارهایمان در آینده دارد حدس می‌زند، باور کنید چندان هم خوشایند نیست. حتی کتاب قبلی او، یعنی «انسان خردمند» هم که تاریخ گذشتۀ انسان بود و چیزی که می‌دانستیم، باز خواندنش این قدرها که تعریف می‌کنند ساده نبود. علیرغم همۀ آن طنازی‌ها که توضیح دادم، باز جاهایی از کتاب است که ذات بیرحم تمدن و کارهایی که نوع بشر برای رسیدن به اینجایی که هستیم را توضیح می‌دهد و می‌بینیم که ما چه موجودات وحشتناکی هستیم. مثلا جایی که در مورد انقلاب کشاورزی حرف می‌زند و از سرنوشت حیوانات اهلی، مرغ و گاو و گوسفند و... می‌گوید که قربانیان این انقلاب بودند، رسماً تاریخی از سلاخی و قساوت قلب را می‌خوانیم. یا فصل آخر کتاب که توضیح می‌دهد ما چطور هیولاهای فرانکشتاین خلق کرده‌ایم، تصویری به شدت ترسناک از انقلاب علمی به دست می‌دهد. آن کتاب با این توضیح که انسان خردمند ممکن است به پایان خود نزدیک باشد، تمام می‌شود و حالا کتاب جدید، «انسان خداگونه» که تازه چند هفته است ترجمه‌اش منتشر شده را در دست داریم، دنبالۀ کتاب «انسان خردمند». کتابی جسورانه که سعی کرده دنبالۀ تاریخ بشر را حدس بزند. این حدس، یک ایدۀ ساده اما وحشتناک است: ماهیت انسان در قرن ۲۱ دگرگون خواهد شد، چرا که هوش در حال جداشدن از شعور است. هراری مثل یک داستان علمی-تخیلی ضد آرمانشهری، از مؤسسات و دولتهایی می‌گوید که با شناخت کافی از بشر مدرن، تبدیل به فرعون‌های جدید می‌شوند و با ابزارهایی مثل شبکه‌های اجتماعی، از گردۀ بشر بیگاری و بردگی می‌کشند. فرقش این است که می‌دانیم هراری داستان‌نویس نیست و مورخ است. او در کتاب «انسان خردمند» نگاهی متفاوت از تاریخ‌های معمول و مرسوم، یعنی تاریخ‌نگاری‌های سیاسی که شرح روی کار آمدن سلسله‌ها و دولت‌هاست، به تاریخ بشر داشت. نگاهی که اتفاقاً ویژگی اصلی آن همین غیرمعمول و غیرکلیشه‌ای بودن است. مثلاً همه شنیده‌ایم که انقلاب کشاورزی و تبدیل آدمی از موجودی شکارچی به کشاورز، مرحلۀ بزرگی از تمدن بوده. هراری اما می‌نویسد انقلاب کشاورزی دستاورد بزرگی بوده، اما برای گندم، نه آدمی. چون گندم بود که بشر را متقاعد کرد از بین همهٔ گیاهان او را انتخاب کند، محیط زندگی‌اش را از سنگ و شن و گیاهان دیگر تمیز کند، برایش شبکه آبیاری درست کند، با آفاتش مبارزه کند، ... و آدمی را که در عصر شکار مِنوی غذایی بسیار متنوعی داشت، به چند غذای اصلی محدود کرد. خب، می‌شود با این حرفها مخالفت کرد. در مورد خیلی از نکات دیگر کتاب هم می‌شود اِن قُلت آورد، اما نمی‌شود تأثیری که کتاب در ذهن ما برای پیدا کردن جواب ایجاد می‌کند را انکار کرد. کتاب «انسان خداگونه» هم همین است. تصویری از فردا، که اصلا هم تصویر روشن و امیدبخشی نیست. اگر اعصابش را ندارید یا اگر حوصلۀ فکر کردن ندارید، سراغ این کتاب نروید.


معرفی کتاب از شماره ۹۲ هفته‌نامه‌ی کرگدن

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 14 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 8 دقیقه مطالعه | 7 ماه پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 8 ماه پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 1096 خواننده / 11 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
like2K
tag
احسان رضایی احسان رضایی 2277 خواننده / 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1638 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.