بخونید، خونده بشید!
بدفهمی ها از نظریه تکامل
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
عرفان کسرایی عرفان کسرایی

ژورنالیست علمی

دنبال کن
بدفهمی ها از نظریه تکامل
1011 خواننده / 12 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
like1K
img-content
بدفهمی ها از نظریه تکامل

بدفهمی از نظریه داروین فقط مختص به عوام نیست. بسیاری از متخصصان یا متفکرانی که با جزییات نظریه داروین آشنا نیستند نیز ممکن است آن را اشتباه درک کرده و یا چه بسا حتی با نظریه لامارک جابجا بگیرند. برای نمونه در منابع فارسی زبان، دکترعبدالکریم سروش در کتاب “علم چیست؟ فلسفه چیست؟” و نیز در کتاب “دانش و ارزش” (که در آن Evolution را “برآمدن” می نامد) نظریه داروین و بقای اصلح را با بیانی اشتباه معرفی می کند و می نویسد:

” اگر بپرسیم کدام جانور است که حفظ خواهد شد؟ پاسخ این است: آن که شایسته تر است و اگر بپرسیم کدام جانور شایسته تر است؟ جواب این خواهد بود: آن که حفظ خواهد شد.”

و از آن نتیجه می گیرد که نظریه انتخاب طبیعی و بقای اصلح، دور منطقی دارد و اصطلاحا توتولوژیک است.*

به باور نویسنده، نظریه تکامل داروین از پیش بینی، که لازمه هر نظریه علمی است عاجز است و شاهد و قرینه مستقلی غیر از تعریف دوری خود ندارد. در کنار اینها یکی از رایج ترین بدفهمی ها از نظریه داروین در بین غیرمتخصصان این است که برخی به اشتباه تصور می کنند نظریه داروین می گوید انسان از نسل میمون است و بلافاصله می پرسند اگر که انسان از نسل میمون است پس چرا هنوز میمون وجود دارد؟ چرا برخی از این میمونها هنوز میمون مانده اند و بقیه انسان شده اند؟ چنین پرسشی از اساس اشتباه است و مانند این است که بپرسیم اگر استرالیایی ها و آمریکایی ها از نسل اروپایی ها هستند پس چرا هنوز اروپایی وجود دارد؟ این درک اشتباه از نظریه داروین مبنی بر اینکه انسان برآمده از میمون است در اواخر بخش اول از کتاب "علم چیست، فلسفه چیست؟" دکتر عبدالکریم سروش نیز تکرار شده است. دکتر عبدالکریم سروش می نویسد : 

"درﺳﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ اﻧﺴﺎن ﺑﺮآﻣﺪه از ﻣﻴﻤﻮن اﺳﺖ . اﻣﺎ ﻧﺎدرﺳﺖ اﺳﺖ اﮔﺮ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ اﻧﺴﺎن ﭼﻴﺰی ﺟﺰ میمون برهنه نیست." 

جمله نخست به وضوح اشتباه است. انسان برآمده از میمون نیست. درست این است که بگوییم ما با میمون‌ ها و کپی ‌ها نیای مشترکی داریم که حدود ۷ میلیون سال پیش می ‌زیسته لیکن این نیای مشترک، انسان یا میمون نبوده و در واقع موجودی شبیه به کپی بوده است. این بدفهمی ها همواره در این حد ساده انگارانه نیست. گاهی پذیرش این که این حد از پیچیدگی در ساز و کار عضوی مانند چشم، به صورت تصادفی شکل گرفته غیرممکن است. البته چشم به صورت تصادفی شکل نگرفته و ایراد بزرگ در به کارگیری کلمه ی تصادفی درست همین جاست. تکامل یا فرگشت، فرایندی صرفا تصادفی نیست. از قضا آنچه که داروین صورت بندی کرده (یعنی انتخاب طبیعی) اصلا و ابدا تصادفی نیست و فرایندی است که طی آن انباشت تدریجی تغییرات کوچک، می تواند به شکل گیری یک عضو پیچیده مانند چشم منجر شود. این همان شمّ ناباورانه ای است که ویلیام پالی William Paley الهیات دان بریتانیایی در تمثیل ساعت ساز به کار می برد. اینکه اگر در بیابان، ساختار پیچیده ای چون ساعت ببینم که گوشه ای افتاده، نخواهم گفت که این ساعت خودبخود ایجاد شده و همواره اینجا بوده است. چنین ساختار پیچیده ای حتما سازنده ای و ساعت سازی داشته که قطعات و اجزای آن را با هدف مشخصی در کنار هم قرار داده است. در صورت بندی این استدلال اشتباه، نمی توان به پالی خرده گرفت. او در کتاب الهیات طبیعی، اطلاعی از نظریه داروین نداشت (از نظر تاریخی نمی توانست داشته باشد چون کار داروین در حدود نیم قرن پس از درگذشت پالی منتشر شد).

* عبدالکریم سروش، دانش و ارزش: پژوهشی در ارتباط علم و اخلاق (ص. ۱۱۴) 
**عبدالکریم سروش، علم چیست، فلسفه چیست؟" ، بخش اول (علم چیست؟)

نویسنده
عرفان کسرایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
عرفان کسرایی عرفان کسرایی 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
like2K
tag
عرفان کسرایی عرفان کسرایی 2616 خواننده / 3 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
عرفان کسرایی عرفان کسرایی 9 دقیقه مطالعه | 1 روز پیش
img-content
5 دقیقه مطالعه / 3 روز پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.