بخونید، خونده بشید!
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی

شاعر غزل‌سرا . منتقد ادبی

دنبال کن
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف
12 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف

ایستاده بودم کنار بید مجنون. تنها بید مجنونی که تا چشم کار می‌کرد می‌توانستی در آن حوالی ببینی. گرما داشت با تمام توان به بید مجنون حمله می‌کرد اما او به مدد نسیمی که گاهی در گورستان می‌آمد آرام به خودش تکانی می‌داد تا تاب بیاورد در ستیز با تابستان.  
من در سایه ایستاده بودم و اقوام نزدیکتر داشتند یکی یکی برای نادر فاتحه می‌خواندند و با چشمهای گریان دور می‌شدند. نمی‌دانم گرمای خورشید آنها را دچار رخوت کرده بود یا واقعا داغدار نادر بودند و آنقدر گریه کرده بودند که نایی برای تکان خوردن نداشتند. تا اقوام نزدیکتر فاتحه بخوانند و بروند من داشتم چشم می‌چرخاندم در چهارگوشه‌ی قبرستان. جز چند قاری و چند پسر جوان که دبه‌های آب در دست داشتند کسی در گورستان نبود. آنها هم دنبال کسی می‌گشتند که سفارش کاری از او بگیرند و خود را به سوگواری بزنند.  
پدر و مادر نادر بدجور داغون بودند. انگار چیزی در چشمهای هر دوی آنها یخ زده بود. من تا آن روز کسی را در آن حال و شرایط ندیده بودم. چند تا از اقوام دستهای مادر نادر را گرفتند که ببرند او مثل آدمی نیمه جان با پاهایی که روی زمین کشیده می‌شد از کنار من رد شد و اشکم را دوباره درآورد. پدرش اما ایستاده بود. جانی نداشت اما به حکم ادب ایستاده بود که آخرین نفرها هم فاتحه بخوانند و تسلیت بگویند و بروند تا او هم برود دنبال مادر نادر. 
وقتی نشستم کنار خاک ناخواسته یاد فریبا افتادم. انگار از دلم گذشت که به اختیار نادر اگر بود او ترجیح می‌داد هیچ کدام از ما اینجا نباشیم اما فریبا باشد. اما فریبا نبود. فریبا هیچ وقت نبود. نه همان روزهای اول دانشگاه که نادر عنان دلش را از دست داده بود و در پی معشوق درس و دانشگاه را تقریبا رها کرده بود و چه روزها و سالهای بعد که از دانشگاه اخراج شد و به ناگاه سر از خرابات درآورد. اگر کسی گذرش به پایین ریل راه آهن می‌افتاد نادر را آنجا می‌دید که بیخود شده از خویش در کناری افتاده است و عمرش را به نشئگی و خماری می‌گذراند.  
در میانه‌های همان روزها بود که من و یکی از بچه‌ها وقتی دیدیم کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم سراغ فریبا رفتیم. گیرش آوردیم و گفتیم که عشق او چه جنونی به نادر داده است. خواستیم بیاید رخی نشان بدهد و از نادر بخواهد که به زندگی برگردد. اما فریبا نیامد. سری تکان داد و گفت حتی نمی‌خواهد اسم نادر را بشنود. حالا من نشسته بودم سر خاک نادر. فاتحه را تمام کردم و راه افتادم. پدر نادر را در آغوش گرفتم و رفتم. از در گورستان بیرون نرفته بودم که دیدم دختری با عینک آفتابی کنار نرده‌ها نشسته است. خیلی شبیه فریبا بود. شبیه‌اش نبود، خود فریبا بود. راهم را که به طرفش کج کردم از جا بلند شد. تا قدمهایش را تند کند با بغض گفتم: 
کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان 
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد 
ایستاد. برگشت به طرف من که چیزی بگوید. نایستادم و رفتم. در دلم گفتم کاش کمی زودتر آمده بودی. در بعداز ظهر داغ تابستان در سایه‌ی نرده‌ها را می‌رفتم و اشک می‌ریختم. بی آنکه بخواهم زدم زیر آواز و غزل امیرخسر دهلوی را برای خودم خواندم. این اولین باری بود که یک غزل کامل را با آواز می‌خواندم 
خبرم رسید امشب که نگار خواهی آمد 
سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد 
به لبم رسیده جانم، تو بیا که زنده مانم 
پس از آن که من نمانم، به چه کار خواهی آمد 
غم و غصه فراقت بکشد چنان که دانم 
اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد 
منم و دلی و آهی ره تو درون این دل 
مرو ایمن اندر این ره که فگار خواهی آمد 
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف 
به امید آن که روزی به شکار خواهی آمد 
کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان 
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد 
به یک آمدن ربودی، دل و دین و جان خسرو 
چه شود اگر بدین سان دو سه بار خواهی آمد


این مقاله قبلا در هفته‌نامه کرگدن چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
غلامرضا طریقی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 8 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 17 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 4 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 1333 خواننده / 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.