بخونید، خونده بشید!
لوطی توی قوطی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
لوطی توی قوطی
12 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
لوطی توی قوطی

این ادامه یک سنت (دست کم) 1200ساله است. داش‎مشدی‎ها و کلاه‎مخملی‎های امروز، همان «لوطی»های قدیم و «عیار»ان قدیمتر هستند. (و تازه اگر نظر ملک‎الشعرای بهار را بپذیریم که «عیار» تبدیل‎یافته «اییار» پهلوی است که حالا در فارسی به شکل «یار» درآمده، آن‎وقت ماجرا قدیمی‎تر از اینها هم می‎شود.) «عیار» که از اواخر قرن دوم در متن‎ها آمده است از همان ابتدا وجودی دوگانه داشته است. عیاری در لغت هم به معنای جوانمردی است و هم مکاری و حقه‎بازی. این عیار که «هر لحظه به رنگی بت عیار درآید» کسی بوده که نظم و قاعده و قانون را نمی‎پذیرفته، برای دل خودش و با گروهی از دوستانش زندگی می‎کرده و چون کار و بار مشخصی نداشته، از دست‎اندازی به مال اغنیا روگردان نبوده و در عین حال یار فقرا و حامی افراد ضعیف هم بوده (یعقوب لیث معروفترین نمونۀ تاریخی از عیاران است). عیارها تا زمان صفویه هم بوده‎اند و حکایت‎های فراوانی از رندی و جوانمردی توأمانشان به جا مانده (یکی از بهترین رمان‎های ادبیات قدیم ایران اصلا شرح احوال یکی از این جماعت است: «سَمَک عیار»). در زمان قاجار و با گسترش شهرنشینی، عیارها کم‎کم جای خودشان را به لوطی‎ها دادند که ابتدا نوازنده‎های دوره‎گرد بودند («لوطی صالح» مطرب دربار آغامحمدخان بود و در خراسان، لرستان و بوشهر هنوز هم لغت «لوطی» به همین معنا استفاده می‎‎شود). لوطی‎ها جانشینان خوبی برای عیاران شدند و ماهیت دوگانه و بیگانه با تمدن آنها را به ارث بردند. چنان‎که هنوز هم لغت لوطی هم در توصیف صدق و صفا به کار می‎ود و هم در عبارت «لوطی‎خور شدن» حکایت از به تاراج رفتن مال و سرمایه‎ای توسط همین لوطیان باصفا دارد. بعد از قاجاریه و تجدد اجباری رضاخان، لوطی‎ها هم اگرچه مجبور شدند تا دست از لباس و چهره سنتی خود (چیزی شبیه به آنچه در داستان «داش‎آکُل» آمده) بردارند، اما سنت رفتاری خود را حفظ کردند. لوطی‎ها که حالا به خاطر تبلیغات دستگاه حاکم «جاهل» هم خوانده می‎شدند، بیشتر از همیشه مظهر بیگانگی با تمدن شدند (این‎که برخلاف فردگرایی همیشگی لوطی‎ها، در دو ماجرای سیاسی مهم 28 مرداد و 15خرداد پای این جماعت به میان آمده و در یکی شعبان جعفری و در دیگری طیب حاج‎رضایی چهره شده‎اند هم با این نارضایتی از تجدد بی‎ارتباط نیست). همین خصوصیت جاهل‎ها، امکانی را به سینماگران ایران داد تا برای تصویر کردن ایرانی گیرافتاده بین سنت و مدرنیته، به سراغ این گروه بروند. (اولین حضور جاهل‎ها بر پرده «لات جوانمرد» در 1338 بود.) این‎طوری بود که بالاخره لوطی‎های گوشه‎نشین، بعد از قرن‎ها به صحنه عمومی آمدند و به قول خودشان «افشا شدند».   

تصویر جاهل‌ها بر پردۀ سینمای ایران، با نشانه‌ها و نمادهای خاصی همراه بوده است. معروفترین این نمادها از این قرارند:

کلاه: درست است که کلاه شاپو آن‎قدر در تکمیل این تیپ مهم است که حتی پوستر فیلم «قیصر» هم تصویر یک شاپو بزرگ بود، اما در واقع این کلاه از همان دورۀ زمانی دهه‌های 30 و 40 آمده؛ زمانی که اکثر مردهای شهری (جاهل و غیرجاهل) کلاه شاپو به سر می‎گذاشتند که جایگزین کلاه پهلوی (کلاه اجباری رضاخان) شده بود. این‎که در فیلم‎های دهه‎های بعدی هم جاهل‎ها این کلاه را به سر دارند، بیشتر به دلیل علاقه فیلمسازها به نشان دادن جنبه سنتی آنها است وگرنه در فیلم‎های مسعود کیمیایی که بیشتر از هر کسی این جماعت را می‎شناسد معمولا جاهل‎ها کلاه ندارند؛ حتی خود قیصر و فرمان هم بدون کلاه هستند.

سبیل: نمایش مردی و مردانگی یک جاهل به همین سبیل است. سبیل گذاشتن رسم ایرانیان قدیم بوده و در توصیف عیاران قدیم هم همین سبیل بارزترین جنبه است. سبیل آن‎قدر برای جاهل‎ها مهم است که یک تار (یا در اصطلاح خودشان «لاخ»)ش را به گرو می‎گذاشتند. در «آدم برفی» عباس حاضر است هرچقدر که اسی‎خان راضی می‎شود هزینه کند، اما سبیلش به او برگردد.

گویش: بخشی از شهرت و جذابیت جاهل‎ها، به خاطر گویش و نحوه حرف زدنشان است. گویش جاهل‎ها که به گویش «تهرانی» (باز به قول خودشان «تِیرونی») معروف است سه ویژگی اصلی دارد: اول غلط‎گویی عمدی مثل به کار بردن «دیفال» و «همساده» به جای دیوار و همسایه. دوم مخفف‎سازی مثل به کار بردن «آق» و «داش» به جای آقا و داداش. سومین ویژگی این گویش قرینه‎سازی و باقافیه حرف زدن است (مثل تیتر همین مطلب). به دلیل همین سه ویژگی است که تعداد زیادی از دیالوگ‎های جاهل‎های سینما به ضرب‎المثل تبدیل شده‎اند. به این بحث باید موسیقی آوازی جاهل‎ها را هم اضافه کرد. جاهل‎های تهران معمولا آوازهایشان را در ریتمی‎ می‎خوانند که اهالی موسیقی به آن «بیات تهران» و عامه به آن «روحوضی» می‎گویند. نمونه معروفش هم همان ترانه معروف «ماشین مشدی ممدلی ...»

پوشش: باز بنا به تصویر مانده از دهه 30 و 40، پوشش غالب جاهل‎ها در سینما کت و شلوار مشکی ساده یا راه‎راه است همراه با پیرهن سفید یقه خرگوشی که از عمد دکمه‎اش باز گذاشته می‎شود تا هم ستبری سینه مرد جاهل به نمایش گذاشته شود و هم از بستن کراوات (که نشانه تجدد است) جلوگیری شود؛ درست مثل هیبت محمدعلی کشاورز در «مادر» یا اغلب تصاویری که از ناصر ملک‌مطیعی به یاد داریم. گاهی به جای این لباس کلیشه‎ای، جاهل فیلم کاپشن بادی به تن می‎کند (مثل «سلطان» و «اخراجیها») و گاهی پالتو (مثل «آدم برفی»). گاهی اوقات جاهل‎ها کت و پالتو را کامل به تن نمی‎کنند و آن را روی شانه می‎اندازند، هم به نشانه بی‎اعتنایی به سرما و هم به نشانۀ تر و فرزی و آمادگی.

خالکوبی: حک کردن تصویر یا نوشته‎ای بر روی بازو، در قدیم مخصوص زندانی‎ها بود که در ایام حبس فرصت کافی برای اینجور کارها داشتند. از همینجا شد که خالکوبی شد مترادف تظاهر به زندان رفتن و نترس بودن و دربند قاعده و قانون نبودن. از خالکوبی جاهل‎ها چندان در فیلم‎ها استفاده نمی‎شود و صحنه‎هایی مثل گیر حاجی (شریفی‎نیا) به داش مصی (علیرضا اوسیوند) در فیلم «اخراجیها» کمیاب است.

دستمال یزدی: معمولا توی دست یا به گردن جاهل است. با توجه به مشاغل (پادویی مغازه‎ها و کارگری) و عادات و تفریحاتشان، این دستمال برایشان کاربرد هم داشت. وقت حمل بار مانع از خراش دست یا لیز خوردن محموله می‎شد و وقت دعوا مانع از زخمی شدن، آخر کار هم عرقشان را خشک می‎کرد. در سینما، این کاربردها رفته رفته فراموش شد و تنها به تفریح و بازی‎هایی که جاهل‎ها با این دستمال انجام می‎دهند، مثل ترنا بازی پرداختند. دستمال در کفتربازی و خروس‎بازی هم کاربرد دارد. در «اخراجیها» نمونه‎ای از بازی خال زدن که با دستمال یزدی انجام می‎شود آمده. از دیگر بازی‌های جاهل‌ها که در سینما زیاد تصویر شده، قاپ‌بازی است. در «سه قاپ» ناصر ملک‌مطیعی جانش را بر سر همین بازی می‌گذارد.

تسبیح و انگشتر: تسبیح دانه‎درشت (ترجیحا شاه‎مقصود) و انگشتر عقیق، از چیزهایی است که دیدنش روی دست یک جاهل تعجبی ندارد. جاهل‎ها خاستگاهی سنتی دارند و علیرغم همه ویژگی‎های دیگر، احترام زیادی برای مذهب و امور معنوی قایل هستند. در «سلطان» شاهد میانداری سلطان (فریبرز عرب‎نیا) در مراسم عزاداری اربعین هستیم.

تیزی: معمولا در همه فیلم‎های جاهل‎ها شاهد یک صحنه درگیری هستیم و معمولا این یک صحنه، همراه با چاقو کشیدن انجام می‎شود. این چاقوکشی گاه به دلایل منفی مثل اثبات برتری و گاه به دلایلی مثل ناموس‎پرستی (مثل «قیصر» و «صادق کرده» و «اعتراض») است. این است که معمولا جاهل‎ها نوعی تیزی به همراه دارند. پرکاربردترین نوع تیزی، چاقو ضامن‎دار دسته‎صدفی کار زنجان است. زنجیر و پنجه بوکس و به ندرت قمه هم گاهی جایگزین چاقو می‎شود.

کمربند: کمر بستن یکی از رسوم اصلی لوطی‎گری و جوانمردی است. در فرهنگ این جماعت کسی که کمربندش را برای خدمت به کسی یا کاری سفت کند، باید تا آخر پای آن کس و آن کار باشد.  این است که کمربند با سگک درشت عنصر مهمی در تیپ ظاهری جاهل‎ها است. شعبون بی‎مخ (کشاورز) در «هزاردستان» بهتر از هر کسی کمربندش را سفت می‎کرد.

کفش: اصطلاح «پاشنه ورکشیدن» به معنای همت کردن به انجام کاری، از فرهنگ جاهل‎ها آمده است. جاهل‎ها عمدتا کفش مشکی نوک‎تیز به پا دارند، اما اگر کتانی هم به پایشان باشد باید حتما پاشنه آن را بخوابانند و مثل دمپایی با آن برخورد کنند. این کار علاوه بر راحتی، به دلیل نوع مشاغل جاهل‎ها هم هست که عمدتا شغل ثابتی ندارند و باید مدام از جایی به جای دیگر بروند. در «قیصر» صحنۀ ور کشیدن پاشنه به خوبی ترسیم شده.


این مطلب قبلاً در هفته‌نامه «همشهری جوان» (شماره 208، 5 اردیبهشت 1388) منتشر شده است.

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 1126 خواننده / 11 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
like2K
tag
احسان رضایی احسان رضایی 2431 خواننده / 7 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
امیرحسین خالقی امیرحسین خالقی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
14 دقیقه مطالعه / 5 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 5 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.