بخونید، خونده بشید!
اصل باشیم، نه کپی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
اصل باشیم، نه کپی
10 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
اصل باشیم، نه کپی

چند سالی است که در کنار بازار کتاب رسمی و قانونی ما، یک بازار زیرزمینی و قاچاق هم جریان دارد. این شبکه، کتابها را برمی‌دارند و با دستگاه ریسوگراف از نو تکثیر می‌کنند و جلدی هم رویش می‌زنند و در کنار خیابان بساط می‌کنند. آن اوایل، این کار فقط اختصاص به کتابهایی داشت که به هر دلیلی چاپ نمی‌شدند، حالا یا ممنوع و محذوری در کار بود، یا نویسنده و ناشر مدتها بود که تصمیم به تجدید چاپ نداشتند یا کتاب در خارج از ایران منتشر شده بود یا هر چیز دیگر. اما حالا مدتی است که کپی‌کاران کارشان را به کتابهای معمولی که در کتابفروشی‌ها هم هست گسترش داده‌اند. هر کتابی که رونقی دارد و اسم و رسم و فروشی برای خودش به هم زده، سریع نسخۀ کپی هم از آن می‌زنند و در کنار خیابان بساط می‌کنند و به اسم نسخۀ کامل و بدون حذفی به دوستداران کتاب می‌فروشند. درحالی‌که چنین چیزی هم نیست. یعنی مثلا رمان پرفروشی را برداشته‌اند از روی همان که ناشر منتشر کرده و دارد می‌فروشد کپی می‌کنند و به خریدارها می‌گویند چیزی که در کتابفروشی‌ها هست حذفی دارد و اینطوری کارشان را پیش می‌برند. درحالی‌که در چاپهای متعدد کتاب هیچ تغییری صورت نگرفته است و تازه در بعضی موارد قیمت نسخه اصلی کمتر هم هست. با این شبکۀ قاچاق کتاب البته که باید مسئولین رسمی برخورد کنند، اما من و شمای خریدار کتاب هم مسئولیتی داریم، می‌توانیم خودمان چنین کتاب‌هایی را نخریم و به دوستانمان هم توصیه کنیم که آنها هم نخرند. اینطوری که به او توضیح بدهیم که این کپی‌کارها چه ضربه‌ای به فرهنگ و ادبیات ما می‌زنند. اقتصاد نشر ما به این صورت است که از آن قیمتی که پشت جلد کتاب می‌خورد، یک بخشی‌اش هزینۀ کاغذ و چاپ و خلاصه آماده‌سازی کتاب است. یک بخشی‌اش سود ناشر است، یک بخشی برای کتابفروش و ۱۰ تا ۱۲ درصد هم سهم نویسنده یا مترجم کتاب است. یعنی از هر ۱۰هزارتومان کتابی که شما می‌خرید، هزار تومانش توی جیب نویسنده یا مترجم محبوبتان می‌رود. آن هم همان موقع نه، بلکه بعداً وقتی کل تیراژ یک چاپ فروخت، ناشر با صاحب اثر تصفیه حساب می‌کند. مثلا اگر کتاب را ۱۰هزارتومان و با ۱۵۰۰نسخه تیراژ فرض کنیم، بعد از اینکه تمام این نسخه‌ها فروش رفت که جز در موارد خاص چند ماهی طول می‌کشد، ناشر یک چک یک و نیم میلیون تومانی به نویسنده/مترجم مورد نظر می‌دهد. انصاف می‌دهید پول چشمگیری نیست، اما بالاخره زندگی او از همین راه می‌گذرد. حالا وقتی که همان کتاب را شما از یک کپی‌کار کنار خیابانی می‌خرید، همان هزار تومانی هم به او نمی‌رسد و توی جیب کس دیگری می‌رود. ناشری هم که با این نویسنده و مترجم کار می‌کرده چیزی گیرش نمی‌آید و سود او از چاپ این کتاب توی جیب دیگری می‌رود. همین‌طور کتابفروشی که این کتاب را به دست شما و دیگران می‌رسانده. نتیجه‌اش این می‌شود که آن نویسنده/مترجم باید برای گذران زندگی سراغ کار دیگری بورد و فرصت کمتری برای تولید کتاب خواهد داشت. ناشر و کتابفروش هم یا تغییر شغل خواهند داد، یا می‌زنند توی کار چیزهای دیگر، مثلا چاپ تقویم و فروختن لوازم‌التحریر. اینطوری در نهایت کی ضرر می‌کند؟ خیلی ساده است: خواننده‌ای که کارهای آن نویسنده یا مترجم را دوست دارد!

یادداشت از شماره ۶۴۳ هفته‌نامه «همشهری جوان»

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 1096 خواننده / 11 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
like2K
tag
احسان رضایی احسان رضایی 2277 خواننده / 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1637 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.