بخونید، خونده بشید!
چرا آشتی ملی را از فوتبال کلید نمی‌­زنیم؟
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
سیامک رحمانی سیامک رحمانی

روزنامه نگار

دنبال کن
چرا آشتی ملی را از فوتبال کلید نمی‌­زنیم؟
10 دقیقه مطالعه / 6 ماه پیش
img-content
چرا آشتی ملی را از فوتبال کلید نمی‌­زنیم؟

در جامعه‌ای که زنگ‌های خطرش به صدا درآمده‌اند و همه چراغ‌های هشدارش روشن شده‌اند، در جامعه‌ای که نظرسنجی‌ها از سطح بالای نارضایتی می‌گویند و بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقریبا نیمی از مردم هیچ امیدی به بهبود ندارند، در جامعه پرتلاطمی که دمل‌هایش یک به یک سر باز می‌کنند و از بالا تا پایین مسئولانش با ابراز نگرانی درخواست اصلاح و توجه و رسیدگی دارند، چه کاری از دست‌ها برمی‌آید؟ سریع‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین پاسخ این است که جلب رضایت مردم با سهل‌ترین و کم‌خرج‌ترین روش‌ها. سرگرم کردن مردم و خوشحال کردن‌شان. تلاش برای این‌که اگر رفاه و امنیت و آینده شغلی و سلامت و کاری برایشان فراهم نمی‌شود حداقل لبخندی بر لب‌شان بیاید. که دلشان گرم شود و خوش باشد. کاری که از فوتبال ساخته است. قصه‌هایش را بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم. این که ترکیه در میانه قرن بیستم و در سال‌هایی که رکود و تورم بیچاره‌اش کرده بود، چطور از فوتبال بهره گرفت تا انرژی شهروندانش را تخلیه کند و توجه‌شان را از عصیان و اعتراض بگرداند. کاری که فرانکو با رئال مادرید کرد تا از خود میراثی جاودانه بگذارد. ژنرال که به جای همه حقوق و آزادی‌ها، به اسپانیا رئالی پرقدرت هدیه کرد تا از افتخار و لذت لبریزشان کند. تیمی که شاه آلفونسو سیزدهم بنایش را گذاشته بود اما با ژنرال فرانکو به همه‌چیز رسید. دوران حکومت سرهنگ‌ها در آرژانتین، با فتح جام جهانی ۱۹۷۸ همراه شد. بوینس‌آیرسی فقیر و درمانده اما به وجد آمده از پیروزی. غرق در تلاطم فوتبال. اینها و ده‌ها مثال دیگر که از نقش دوگانه فوتبال می‌گوید. هم فراموشی و هم لذت.

حالا، جایی که ما هستیم، فارغ از همه شباهت‌ها و تفاوت‌های تاریخی و جغرافیایی‌اش با دیگر جوامع، فوتبال همچنان ممکن‌ترین و موردتوجه‌ترین سرگرمی مردم است. بی‌دردسرترین. موجه‌ترین. پس حق بدهید که وقتی دمای دیگ بالا می‌رود انتظار داشته باشیم سوپاپ‌های اطمینان در زمین‌های بزرگ و سبز چمن به کار گرفته شوند. با راهکارهایی دم دست. فوتبال ما برای نشان دادن در باغ سبز و همراهی با جماعت خشمگین می‌تواند موانع کوچک‌اش را دریبل بزند و از سر راه بردارد. امروز، همانطور که دعوت دوباره مسعود شجاعی به اردوی تیم ملی می‌تواند باز کردن در دوستی و پایان اخم‌وتخم و بایکوت باشد، دعوت از علی کریمی به فدراسیون و سیما و شنیدن حرف‌هایش، راهی است برای اعلام آتش‌بس. حرف‌هایی که شاید جدی هم نباشند. حملاتی که چه بسا نیازی به محکمه هم نداشته باشند. اما همراه کردن کریمی با فوتبال بالا بردن پرچم سفید است. مثل باز کردن در ورزشگاه‌ها به روی زنان. گرهی که با دست باز می‌شود و نیازی به این‌همه چنگ و دندان نشان دادن ندارد. اتفاقی که در بسکتبال افتاد، خانم‌ها به تماشای فینال لیگ رفتند و آب در دل کسی تکان نخورد.

فوتبال ملی برای سر خم کردن مقابل مطالبات عمومی، نیاز به شفافیت دارد. نیاز به باز کردن درها بر مدیران تازه. چهره‌هایی که سابقه و تجربه روشن و بین‌المللی یا داخلی داشته باشند و کارنامه‌شان مملو از زد و بند و فساد رایج در این فوتبال نباشد. فدراسیون فوتبال عنان را رها کرده و حتی نمی‌تواند کی‌روش را کنترل کند. سرمربی تیم ملی در آستانه جام‌جهانی، سفرهای تجاری، تبلیغات و کسب درآمد را تشدید کرده و کسی را یارای مهارش نیست. فدراسیون فوتبال در اولین قدم، می‌تواند با او اتمام حجت کند. او را به VIP ورزشگاه برگرداند و تأکید کند که ما برای جام جهانی روسیه تیمی جنگنده می‌خواهیم. با بیشترین توان و بهترین نمایش ممکن. مدیریت فوتبال شاید متوجه باشد که همین فرصت چند ماهه برای حضور در جام‌جهانی و سه بازی در روسیه بهترین شرایط را برای ایجاد فضای مثبت در جامعه مهیا می‌کند. شاید حواس‌اش باشد که با فوتبال می‌شود دوباره همه را حول نام ایران جمع کرد. شاید بشود با تدارک بازی‌های ملی در شهرهای مختلف، هیجان را به شهرستان‌ها برد. برای جام‌ جهانی، جشن را به خیابان‌ها کشاند. پرچم‌های سه رنگ، آویزان از پنجره‌ها، برافراشته بر بام‌ها.

همه اینها شدنی و بعید است. مدیریت فوتبال ما دچار همان ناکارآمدی عمومی است که کار جامعه را به اینجا کشانده. دچار همان روزمرگی و فساد و تباهی. سخت است از این مدیریت در خود فرومانده، بخواهیم در مدیریت بحران جامعه مشارکت کند. که دنبال راهی برای نجات باشد. که تب و خشم و نارضایتی را مرهمی بگذارد.

زنگ‌های خطر جامعه به صدا درآمده‌اند و چراغ‌های هشدار یکسره روشن‌اند. فوتبال، شور فوتبال و هیجان غیرقابل مهار آن می¬توانست کمی به کمک بیاید. اما بعید است. اندیشیدن به آنچه باید بشود و بالاتر از آن اندیشیدن به کاری که می‌توان کرد، حداقلی از درایت و سلامت و مصلحت‌اندیشی را می‌طلبد که در مدیریت فوتبال و ورزش ما هم نیست. در هیچ کجا نیست.


این مقاله که قبلا در سایت فرهنگستان فوتبال منتشر شده بود از مجموعه مقالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد بازنشر می‌شود.

نویسنده
سیامک رحمانی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 12 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
رضا بهرامی رضا بهرامی 21 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 9 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.