بخونید، خونده بشید!
افسانه بی‌طرفی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
افسانه بی‌طرفی
14 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
چلچراغ چلچراغ
ما همان چلچراغیم
دنبال کن
افسانه بی‌طرفی

همه جا صحبت از رسانه‌هاست. این صحبت به جایی رسیده که اخیرا خود رسانه‌ها هم ساعاتی طولانی را به خود رسانه می‌پردازند. اگر بخواهیم عمل‌کرد رسانه‌ها را در یک جمله بسیار کوتاه خلاصه کنیم باید بگوییم «هر رسانه چیزی را تبلیغ کرده و بالطبع آن چیزی را مسکوت نگه می‌دارد.» اگر بخواهیم به صورت سردستی رسانه‌ها را به دو دسته رسانه‌ بزرگ و رسانه خُرد تقسیم کنیم می‌توانیم از گروه اول شبکه‌های تلویزیونی و از گروه دوم شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی را به عنوان بهترین نمونه‌ها در نظر بگیریم. با هم نگاهی بیندازیم به جایگاه رسانه‌ها در جهان و در نهایت عمل‌کرد فنی سه رسانه مختلف را یعنی رسانه‌های بزرگ «صدا و سیمای ایران» و شبکه ماهواره‌ای «من و تو» و رسانه خُردی مانند «تلگرام»، بررسی کنیم.


سرگذشت یک مثلث


پیش از ظهور بازارهای بین‌المللی و شکل نظام‌مند امروزی بازار، یکی از دغدغه‌های اصلی بشر تقسیم منابع محدود بین نیازهای نامحدود بود. این تقسیم پیش‌تر به صورتی خون‌بار و با جنگ‌های گسترده صورت می‌گرفت. سازوکار بازار جهانی راه حلی –ولو بسیار کوتاه مدت و موقت- بود برای کم کردن خشونتی که برای این توزیع ثروت لازم می‌آمد. با پیش‌رفت جوامع این عرضه و تقاضای اقتصادی توسط پدیده‌ای جدید تسهیل می‌شد که امروزه به آن رسانه می‌گوییم.
جدای از این عرضه و تقاضای اقتصادی، رسانه‌ها و به طور مشخص مطبوعات در زمان‌های گذشته محلی بودند برای ارائه نظرات مختلف اجتماعی و سیاسی و نشر اخبار مختلف. در دنیای امروز آن نگاه اقتصادی و تبلیغاتی چنان با این رسالت آگاهی‌بخشی مخلوط شد که نگاه تبلیغاتی کاملا بر رویکرد آگاهی‌بخشی سایه انداخت. امروز می‌توان به جرات ادعا کرد که رسانه‌های مختلف چیزهای بسیاری را تبلیغ می‌کنند، از فلان کالا گرفته تا فلان دیدگاه سیاسی و اجتماعی و بهمان موضع‌گیری.
یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تاریخی در این تغییر وظیفه و رسالت رسانه‌ها رایش سوم است. نام ژوزف گوبلز برای همه ما آشناست. او که وزیر پروپگاندای هیتلر بود به صراحت می‌گفت که «نظارت بر شکل‌گیری عقاید مردم، حق مطلق دولت است.» نام گوبلز با این‌که همواره به عنوان یک ناسزا مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در پس خود سرشار از ستایش قلبیِ قدرت‌های جهان از هوشمندی یک دروغ‌گوی بزرگ است که می‌گفت «دروغ اگر هزاربار تکرار شود، بدل به حقیقت می‌گردد.»
گوبلز بلافاصله در سرتاسر جهان در هر دو بلوک شرق و غرب تاثیر خود را گذاشت و هنوز که هنوز است نگاه غالب رسانه‌ها به رسالتِ رسانه تحت تاثیر نگرش او به این رسالت و به طور خلاصه در این یک جمله خلاصه می‌شود: وظیفه رسانه مهیا کردن فضا از طریق تبلیغات گسترده برای دروغی‌ است که در آینده گفته خواهد شد.
دیگر مانند زمان قدیم لازم نبود که منازعات سیاسی بلافاصله به جنگ و کشت و کشتار ختم شود، بلکه تنها کفایت می‌کرد تا از طریق تبلیغات گسترده و با کیفیت شکلی از اتحاد و هم‌نظری در جامعه پدید بیاید تا درگیری‌های شدید به حداقل ممکن برسند.


دنیای جدید


رسانه‌های بزرگ که در گذشته روزنامه‌ها بودند و امروز تلویزیون جای آن‌ها را گرفته است یک وظیفه روشن دارند: ایجاد یک جریان سیال بین قدرتی که چیزی را تبلیغ می‌کند و مخاطبین آن که مردم عادی هستند. این رسانه‌ها از همان الگوی گوبلزی پیروی می‌کنند و وظیفه اصلی‌شان شکل و جهت دادن به باور و ذائقه مردم است.
این‌که مردم در بین گزینه‌های مختلف سیاسی چه چیزی را برگزینند یا این‌که از بین بِرندهای مختلف ماشین رخت‌شویی کدام‌یک را انتخاب کنند، همگی به گردن رسانه‌های بزرگ است. واضح است که وقتی از قدرت صحبت می‌کنیم منظورمان صرفا قدرت سیاسی نیست، بلکه می‌تواند به کانون انواع قدرت‌ها اعم از اقتصادی یا فرهنگی هم اشاره داشته باشد. به همین طریق این‌که رسانه دولتی باشد یا خصوصی هم تفاوتی در ماهیتش ایجاد نمی‌کند و به هر حال وظیفه اصلی‌اش «تبلیغ» چیزی خاص است.


دنیای جدیدِ جدید


در دنیای امروز و به طور مشخص در فضای مجازی، چه اپلیکیشن‌ها و فضاهای جمعی نظیر تلگرام و فیسبوک و چه وبسایت‌ها، جاری‌سازی امور تبلیغ شده توسط رسانه‌های بزرگ، توسط خود مردم انجام می‌شود. در رسانه‌های بزرگ قدرت چیزی را به سمت مردم صادر می‌کند، اما در رسانه‌های خُرد این خود مردم هستند که همان موضوع صادر شده را به گوش یک‌دیگر می‌رسانند.
قطعا تمام این فضا قابل کنترل نبوده و امکان ظهور جریان‌ها و خطوط مخالف‌خوان وجود دارد، اما اگر چنین استثنایی را کنار بگذاریم و به همان قاعده رسانه خُرد تکیه کنیم، می‌توانیم این‌طور نتیجه بگیریم که آن دروغی که می‌بایست هزار بار گفته شود تا به حقیقت تبدیل گردد، هشتصد یا نهصد بار از این تکرار خود را امروزه در رسانه خُرد از سر می‌گذارند.
خطری که در این‌جا کمین کرده است یک جنبه دو سویه دارد: اگر رسانه‌های بزرگ در عمل دروغ‌گویی خود موفق باشند، رسانه خُرد این دروغ را به حقیقت بدل می‌کند که این یک فاجعه است، اگر هم رسانه بزرگ دروغ‌گویی ناکارامد باشد، رسانه خُرد تبدیل می‌شود به ابزاری پوک برای غرق شدن در روزمرگی که این هم یک فاجعه است. وضعیت مردم در این‌جا شبیه کسی‌ست که به بازاری رفته و یا جنسی بی‌کیفیت نصیبش می‌شود، یا حیران و سرگردان بین مغازه‌های مختلف می‌چرخد.


این‌ورِ آب


یکی از بدیهی‌ترین اصولی که رسانه‌ها باید حداقل در سطح آن را رعایت کنند، «بی‌طرفی» است. این «بی‌طرفی» ظاهری باعث می‌شود که مخاطب حرف‌های آن‌ها را راحت‌تر و زودتر باور کند. در این زمینه و در مذمت صدا و سیمای ایران همین بس که حتی رئیس جمهور این کشور و نزدیکان سیاسی و نظری‌اش هم در برخی موارد فریادشان از نحوه پوشش دادن اخبار و اطلاعات درآمده است.
این محصور و محدود بودن افق دید صدا و سیما در دو جنبه دیگر هم خود را به شدت نشان می‌دهد و آن هم انتخاب مجری و کارشناس است. گستره تنوع مجری و کارشناس در صدا و سیمای ایران نهایتا در یک گوشه بخشی از یک فراکسیون قدرت سیاسی می‌گنجد، و عوامل اصلی عمدتا بر مبنای یک پیوند سیاسی برگزیده می‌شوند تا تخصصی که در آن زمینه یا بحث رسانه دارند. همین مسئله هم باعث هدرروی استعداد و اطلاعات و وقت زیادی در جامعه می‌شود.
افق محدود از سوی دیگر باعث شنیدن و دیدن گزارش‌ها یا تحلیل‌هایی می‌شود که از فرط خنده‌دار بودن هر شخصی را متحیر می‌کنند. برای نمونه همین مورد اخیر مصاحبه میدانی در مورد فیلتر شدن تلگرام را در برابر هر شخصی قرار دهی در بهترین حالت یک قهقهه تحویل می‌دهد. جامعه مورد مصاحبه در بهترین حالت چنان دست‌چین شده هستند، که اساسا نمی‌توانند نمونه خوبی برای یک مطالعه اجتماعی باشند. نیازی نیست انسان یک متخصص پژوهش اجتماعی باشد تا این ایرادات را ببیند، بلکه یک دانش‌آموز دبیرستانی هم می‌تواند از اساس –یعنی «ته دل»- به چنین گزارشی بخندد. باز هم تکرار می‌کنم که این «دست‌چینی» در بهترین حالت اتفاق می‌افتد وگرنه نمونه کم نداشتیم که متن پاسخ را آماده در مقابل مصاحبه شونده قرار داده‌اند تا او صرفا آن را از رو بخواند و تحویل دوربین بدهد.
یکی دیگر از کارهای جالبی که صدا و سیما در پرداختن به آن بسیار زیاده‌روی هم می‌کند نحوه پوشش راهمپیمایی‌های گوناگون است و مصاحبه‌هایی که در این راستا از افراد مختلف تهیه می‌شود. جدای از یک‌سویه بودن پوشش راهپیمایی‌ها، طی چند سال اخیر یک اتفاق بسیار تکرار می‌شود و آن هم مصاحبه کردن با افرادی‌ست که به لحاظ ظاهری و پوششی حتی اجازه ورود به ساختمان صدا و سیما را در یک روز عادی ندارند. کاری که صدا و سیما می‌کند را می‌توان با تخفیف عملی «دل‌چرکین کننده» خواند زیرا مردم یک کشور را با این عمل مردم یک کشور را به دو دسته تقسیم کرده و به شکاف اجتماعی دامن می‌زند و یا اگر هم این‌طور به قضیه نگاه نکنیم باعث می‌شود عده‌ای از مردم در رسانه ملی کشورشان به رسمیت شناخته نشوند.
برای تکمیل بحث باید اضافه کنم که هیچ‌یک از موارد فوق قابل اجرا نیستند مگر این رسانه حداقل برای عده‌ای مفرح باشد و از همین سر است که منطق برنامه‌های به ظاهر احساساتی یا طنز، چه به صورت دائم و چه به صورت دوره‌ای مثلا در ماه‌ رمضان، توجیه می‌شود. آن برنامه‌ها سنگ بنای «صمیمیت» بین مخاطب و صدا و سیما را می‌چینند تا آن عمل‌کرد ضعیف رسانه‌ای که بالاتر به آن اشاره شد قابل تحمل‌تر باشد.


اون‌ور آب


شبکه «من و تو» را کافی‌ست در ذهن بیاورید. هر انسانی که اندکی از تاریخ سر در نیاورد با دیدن دو ساعت از برنامه‌های این شبکه احساس می‌کند در حکومت پهلوی ایران بهشت بوده –یا وقتی کم می‌آورند «قرار بوده بهشت شود»- و من و شما و ما مقصریم که ناشکری کردیم و سال 57 در ایران انقلاب شد. این جانب‌داری شبکه «من و تو» حتی بدیهی‌ترین اصل تحلیلی تاریخ را نیز زیر پا می‌گذارد: اتفاقی که افتاده را با «اما» و «اگر» نمی‌توان تغییر داد.
شبکه «من و تو» تقریبا تهی از هرگونه نیروی خبره رسانه‌ای‌ست. عموم افراد برگزیده شده در این رسانه بر اساس آزمون‌های استعدادیابی سطحی یا شکل ظاهری وارد این فضا شده‌اند. اگر صدا و سیما وقت داشته که طی این چند دهه نیروی خبره چه در عرصه نظری و چه در عرصه فنی برای خود پرورش دهد و دست آخر چنین سرانجامی داشته، «من و تو» این پرورش نیرو را هم در دستور کار قرار نداده، و تقریبا کسی نبوده که از خیابان بگذرد و دستش را نگیرند و نیاورند تا مجری و مدیر تولید و … شود.
«من و تو» هم گزارش بانمک کم نداشته تا حالا. همین داستان آزاد شدنِ شهر ایذه از طریق دریا را در نظر بیاورید. اگر در مورد مصاحبه‌های صدا و سیما نیازی به یک کارشناس پژوهش نبود، در این مورد شبکه «من و تو» دیگر نیازی به همان دانش‌آموز دبستان هم نیست و فاصله نزدیک 200 کیلومتر ایذه با دریا گواه سیر کردن این شبکه در هپروت است. در مورد نشنیدن صدای مخالف و تنگ‌نظری هم که همین خوشحالی و خندیدن بابت اتفاقات اخیر خیابان‌های ایران، داستان را به سر حد انزجار می‌کشاند. هر کس که بخشی از این برنامه‌ها را می‌دید احساس می‌کرد که «من و تویی»ها از سختی وارده بر مردم ایران، چه سیاسی و چه اقتصادی، ذوق‌زده شده‌اند.
اگر صدا و سیما در بین مردم می‌گردد و با دست‌چینی خاصی مصاحبه‌ها و پوشش اخبار خود را پیش می‌برد، شبکه «من و تو» بنابر ساختار برنامه‌هایش هوشمندی بیشتری در این زمینه از خود نشان می‌دهد. «من و تو» از مردم می‌خواهد تا برایش عکس و فیلم و پیام صوتی و متنی و … ارسال کنند و در نهایت این مواد به دست آمده را حاصل نظر «تمامی مردم» معرفی می‌کند. این در صورتی‌ست که افرادی که برای «من و تو» چیزی ارسال می‌کنند –فارغ از این‌که بخواهیم دیدگاهشان را قضاوت کنیم- قطعا بیان‌گر تمام جامعه نیستند و اتفاقا چیزی را بازنمایی می‌کنند که به آن می‌گوییم «مخاطب پیگیر من و تو». پس چه شد؟ «من و تو» مخاطب پیگیر خود را به عنوان «تمام مردم» به خورد ما می‌دهد.
بخشی که «من و تو» در آن بسیار خطرناک به حساب می‌آید، همین مفرح بودن آن است. مردمی که جذب برنامه‌های صدا و سیما نشده‌اند، به سمت چنین شبکه‌ای می‌چرخند که در زیر چتر «سیاسی نبودن» و «بفرمایید شام» و … انواع و اقسام تحریف‌ها و تحلیل‌های سیاسی مخرب را تحویل آن‌ها می‌دهد. از این طریق می‌توان ادعا کرد که مردم ایران در شرایط کنونی در یک برزخ رسانه‌ای به سر می‌برند.


وسط آب


تکلیف مردمی که در دو سوی خود این رسانه‌ها را دارند چیست؟ مردمی که چنین چیزهایی را می‌شنوند، چه چیز‌هایی به یک‌دیگر منتقل می‌کنند؟ دقیقا به همین خاطر است که شبکه‌های مجازی در بحران‌های سیاسی-اجتماعی از سه عنصر اساسی پُر می‌شود: لودگی، عصبیت، ادعاهای بی‌اساس.
در زندگی عادی که رنگ و بوی تبلیغات بازاری بیشتر است، وضعیت شبکه‌های مجازی گرچه اسفبار است، به عاملیت خاصی نمی‌انجامد، اما در حالتی که وضعیت از حالت عادی خارج می‌شود هر شکلی از کدورت تا عمل غلط ممکن است خروجی شبکه‌های مجازی باشد.
پرسش بسیار حیاتی در این‌جا این است که آیا با فیلتر کردن می‌توان این مشکل را حل کرد؟ پاسخ قطعا «خیر» است، چون این کار مصداق بارز «پاک کردن صورت مسئله» است و همه می‌دانیم زمانی که صورت مسئله پاک شود اما مسئله پابرجا باقی بماند، وضعیتی وخیم‌تر پدید می‌آید که علاوه بر آن نارسایی‌های قبلی باید پاسخ‌گوی این مشکل اخیر هم باشد. به زبان ساده‌تر هنگامی که تلگرام فیلتر شد، مسئولان علاوه بر پاسخ‌گویی در مورد وضعیت اقتصادی-سیاسی و وضعیت رسانه‌ ملی‌اش باید پاسخ‌گوی همین فیلتر کردن هم باشند.
دولت‌ها –در معنای گسترده آن نه «هیئت دولت»- به جای این‌که مشکل را از سر دور حل کنند باید به دنبال رفع آن در سر نزدیک باشند. نزدیک‌ترین بخش به هر دولت شکل مدیریت اقتصادی و فرهنگی آن است. پس از آن رسانه بزرگ دولت نزدیک حساب می‌شود و در نهایت رسانه خُردی که در دسترس مردم عادی قرار دارد. بنابراین بهترین حالت حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی در ایران است، پس از آن گزینه اصلی اصلاح و تغییر جهت رسانه بزرگی نظیر صدا و سیما و در نهایت تصحیح وضعیت رسانه خُردی نظیر تلگرام.
با این‌که مردم می‌توانند دل‌گرم به لحظاتی شوند که حساب از دست رسانه بزرگ در رود، و مثل حرف‌های دکتر محدثی در رسانه ملی یک نقطه گسست موقتی پدید بیاید که طی کم‌تر از یک روز میلیون‌ها بار توسط مردمی که تشنه شنیدن اندکی مطالب انتقادی هستند، اما این هم باز استثنایی در یک قاعده است.
در بسیاری از موارد ساده‌ترین راه لزوما بهترین راه نیست. در مورد سیاست به دلیل پیچیدگی بسیار زیادی که در تک‌تک مسائلش وجود دارد، ساده‌ترین راه عموما بدترین راه است. فیلتر کردن تلگرام –یا مثلا فیسبوک- نمونه بارز برگزیدن ساده‌ترین راه است، آن هم توسط بزرگ‌ترین پیکره سیاسی یک جامعه که احتمالا آسیبی به همان میزان بزرگ هم برای مردمی در بر خواهد داشت که از هر سو رانده شده‌اند و در مقابل خود «صدا و سیما» را می‌بینند و در پشت سر «من و تو» را.


این مقاله که قبلا در سایت چلچراغ منتشر شده بود از مجموعه مقالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد بازنشر می‌شود.

اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
شکیب شیخی شکیب شیخی 14 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
مریم عربی مریم عربی 12 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
12 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
15 دقیقه مطالعه / 22 ساعت پیش
img-content
فرزین سوری فرزین سوری 8 دقیقه مطالعه | 22 ساعت پیش
img-content
مونا زارع مونا زارع 9 دقیقه مطالعه | 3 روز پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.