بخونید، خونده بشید!
حوله صورتی شعر
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی

شاعر غزل‌سرا . منتقد ادبی

دنبال کن
حوله صورتی شعر
7 دقیقه مطالعه / 6 ماه پیش
img-content
حوله صورتی شعر

در گرماگرم خبرهای سقوط هواپیمای تهران یاسوج، وقتی که دلم دارد مثل همه ایرانی‌ها ریش‌ریش می‌شود یکی نوشته‌ای در صفحه‌های مجازی می‌فرستد که آتشم می‌زند. خانم «پریسا سوهانی» یکی از مسافران این پرواز نافرجام در آخرین پستش در صفحه اینستاگرام دو بیت از شعرهای مرا نوشته است و تمام. دلم می‌سوزد. دلم واقعا می‌سوزد. ما آدم‌ها همین‌طوری هستیم. وقتی کسی را نشناسیم وجود و عدمش را باور نمی‌‌کنیم. اما وقتی نام یا چهره کسی برای‌مان آشنا باشد متوجه وجود و عدمش می‌شویم. من خانم سوهانی را نمی‌شناختم اما همین اندازه آشنایی او با شعر من و تصور اینکه او ممکن بود در آخرین لحظه‌های زندگی‌اش به شعر من فکر کرده باشد عذابم می‌داد. انگار آشنایی را از دست داده باشم که سال‌ها با او دمخور بوده‌ام. شعر برای من از همه‌چیز عزیزتر است. عزیز است که زندگی‌ام را به پایش ریخته‌ام. اما در اوج اندوهی که جانم را گرفته بود فکری تمام وجودم را گرفت. اینکه من حاضرم تمام شعرهایم و حتی توان شعر گفتنم را بدهم اما یک نفر را بتوانم به زندگی برگردانم. برای اولین‌بار بود که از ته دل حاضر بودم عزیزترین داشته‌ام را نذر زندگی یک انسان ناشناس کنم. چند روزی بال و پر زدم. چنانکه هنوز آرام نگرفته‌ام. بی‌قرارم و این حس امانم را بریده است. اما حالا کم‌کم دارم می‌پذیرم که کاری از دست شعر برنمی‌آید و پذیرفتن این حقیقت از واقعه اولی اگر سخت‌ترو تلخ‌تر نباشد آسان‌تر وشیرین‌تر نیست. شعر در روزگار ما از کوچک‌ترین تاثیری عاجز است. هیچ کاری نمی‌خواهد یا نمی‌تواند برای مردم بکند. اینکه می‌گویم در روزگار ما، به این معنی نیست که مثلا شعر در قرن‌های پیش می‌توانست آدم مرده را زنده کند بلکه به این معنی است که دست‌کم می‌توانست مرگ یک نفر را به واقعه‌ای فراموش نشدنی تبدیل کند. می‌توانست حداقل برای آنکه نیست در خور و شایسته سوگواری کند اما در روزگار ما همین یک کار هم از شعر برنمی‌آید. شعر فارسی روزگاری آیینه تمام نمای زندگی بود اما حالا به سرگرمی کوچکی تبدیل شده است که می‌تواند چند صفحه مجازی را تزیین کند یا در بهترین حالت روی کارت‌های خوشرنگ تبریک نقش ببندد. ما شاعران از مردم گله داریم که چرا نمی‌خوانندمان و آنها از ما گله دارند که چرا نمی‌نویسیم‌شان. چنین است که دور باطل نوشتن و منتشر کردن کتاب‌های بی‌مخاطب یکسره تکرار می‌شود. شعر ما سال‌هاست که دور خودش می‌چرخد و از پشت حوله صورتی سانتی‌مانتالش در وان کتاب‌ها به دیگران ارد می‌دهد که پیراهن‌های وصله‌دارتان را رها کنید و به حوله صورتی من نگاه کنید.


این مقاله که قبلا در سایت روزنامه اعتماد منتشر شده بود از مجموعه مقالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد بازنشر می‌شود.

نویسنده
غلامرضا طریقی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 17 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 4 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی 1293 خواننده / 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 10 دقیقه مطالعه | 4 روز پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 10 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.