بخونید، خونده بشید!
فراتر از زمین یا فراتر از آسمان
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح

نویسنده. ژورنالیست

دنبال کن
فراتر از زمین یا فراتر از آسمان
18 دقیقه مطالعه / 6 ماه پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
فراتر از زمین یا فراتر از آسمان

"فرازمینی‌ها" مطلقا برای ما اهمیتی ندارند و هیچ به آن‌ها فکر نمی‌کنیم. "آن‌ها" یا به قول هالیوودی‌ها "دیگران/ بیگانه‌ها" هیچ موضوعیتی برای ما شرقی‌ها ندارند که به دغدغه‌ای جدی در ذهن و ضمیرمان بدل شوند. اگر الان یک نفر بیاید و بگوید اطراف تهران یا در بیابان‌های اصفهان یک بشقاب‌پرنده دیده یا متوجه اشیای نورانی سرگردان شده، به سادگی‌اش می‌خندیم و به هپروتی بودنش حکم می‌دهیم. خیلی بخواهیم جدی‌اش بگیریم می‌گوییم "احتمالا آزمایش‌های پیشرفته نظامی را شاهد بوده‌ای." در بچگی یکی، دوبار شیء نورانی در آسمان تهران دیدم. تحت تاثیر فیلم‌های امریکایی هول شدم و سر ذوق آمدم و گفتم: "بشقاب‌پرنده، بشقاب پرنده"؛ گفتم: "فرازمینی‌ها آمده‌اند ببینند زمین چه خبر است و ما چه کار می‌کنیم..." اما پدرم خندید و گفت: "این فرازمینی‌ها چه بیکار و ابلهند که آمده‌اند ببیند ما چه می‌کنیم؟ چه می‌کنیم؟ شام می‌خوریم و مرادبرقی می‌بینیم و غصه بی‌پولی‌مان را می‌خوریم..." بعد لحنش را عوض کرد و ادامه داد: "بشقاب پرنده کجا بود بچه جان؟ این‌ها سفینه‌های شوروی‌اند که برای جاسوسی آمده‌اند. فردا هم پشتبندش دوتا سفینه امریکایی می‌آیند..." مشهور است که در زمان جنگ جهانی دوم، آلمانی‌ها در تجهیزات نظامی و ساخت سلاح‌های کشتارجمعی و ادوات جاسوسی پیشرفت فوق‌العاده‌ای کردند که تمام و کمال افتاد دست امریکایی‌ها. می‌گویند همین بمب اتم هم ارثی بود که از هیتلر به ایالات متحده رسید، اما چون نمی‌خواستند دمش را دربیاورند این بود که حول و حوشش رازها و افسانه‌های عجیب و غریب ساختند. من نمی‌دانم این حرف چقدر درست است و اصلا گزارشی هست که آن را تایید کند یا نه، اما می‌گویند بشقاب پرنده در اصل هواپیمای چابکی بوده که دانشمندان آلمانی ساختند و روی دستشان ماند و بعدا امریکایی‌ها از یک‌سو و روس‌ها از سوی دیگر سعی کردند با استخدام دانشمندان آلمانی آن پروژه را مخفیانه پی بگیرند. اما از ترس خبرنگاران سمج و صلح‌طلبان فضول، دروغ‌های بزرگ گفتند و آن‌ها را به فرازمینی‌های بی‌گناه و بخت‌برگشته نسبت دادند. جالب این‌که یخ این دروغ‌ها در امریکا و تا حدودی در اروپا گرفت و خیلی‌ها باورش کردند. شاید هم این حرف‌هایی که من این طرف و آن طرف شنیده‌ام، دروغ باشند و اتفاقا روسیه و امریکا برای این‌که خود را توانمندتر از چیزی که هستند نشان دهند، چنین شایعاتی ساختند و قدرت و قوت فرازمینی‌ها را به خود نسبت دادند. هر چه هست پرونده فرازمینی‌ها مفتوح است و هر کسی از ظن خودش یار آن می‌شود. این پرونده را البته ناسا یا دانشمندان امریکایی یا ارتش ایالات متحده باز نکرده‌اند بلکه به عهده کارخانه‌های رویاسازی هالیوود بوده تا به مخاطبین غربی و شرقی خود القا کنند که فراتر از آسمان ما موجودات مخوف و پیشرفته‌ای هستند که از ارتفاعی دیگر به ما نگاه می‌کنند. تلویزیون و سینما با جدیت تمام سعی کردند که یک نگرانی به نگرانی‌های اگزیستانسیالیستی ما اضافه کنند: نگرانی از وجود فرازمینی‌ها.

یک‌بار هم یادم هست توی مدرسه، چهارم، پنجم ابتدایی که بودم، بحث فرازمینی‌ها پیش کشیده شد. ما یک مشت بچه ساده‌دل بودیم که پیشتازان فضا و آقای اسپاک را جدی گرفته بودیم و فکر می‌کردیم حقیقتا کریپتونی هست که سوپرمن را به زمین فرستاده و هیچ بعید نیست اگر در همین سبزیکاری‌های پشت حرم بچرخیم سفینه‌اش را بیابیم... معلممان اما آب پاکی را ریخت روی دستمان که "این‌ها همه دروغ و سرگرمی است و این‌ها را امپریالیسم جهانخوار می‌سازد تا شماها را از درس و مشق دور کند و حواستان را پرت کند که نتوانید در آینده آدم‌های مفیدی برای اجتماع باشید و..." معلم‌ ما خدا بیامرز تمایلات ضد امپریالیستی قوی داشت و همو بود که بذر مبارزه را در دل ما کاشت. معلم ما رسما می‌گفت که حکومت شاه و امپریالیسم دست به یکی کرده‌اند تا جوانان را معتاد کنند و آن‌ها را به فساد و فحشا مشغول دارند تا نتوانند دانشمند شوند و در علم و ادب پیشرفت کنند. این حرف در چهل سال پیش حرف مهملی نبود و خیلی‌ها به آن باور داشتند و حتی می‌گفتند که دست‌های پنهانی وجود دارد تا نابغه‌های ما را بدزدند و سر به نیست کنند. رسما می‌گفتند: "یک‌جایی هست، زیر نظر حکومت، تحت امر امریکا که بچه‌های باسواد و دانا را شناسایی می‌کند و در دام اعتیادشان می‌اندازد و اگر زورش برسد از بینشان می‌برد..." حتی اول انقلاب با همین رویکرد فیلم‌هایی ساختند و داستانی‌هایی منتشر کردند که همین‌ها را می‌گفت. آن موقع هم معلم ما و هم چند نفر از دانشجوهای انقلابی که حرف‌های رازآمیز و یواشکی می‌زدند، تلویزیون و سینما را به عنوان اصلی‌ترین ابزار غفلت از مسائل مهم و توجه به مسائل دروغین عنوان می‌کردند. حالا که بحث مدرسه و معلم‌های انقلابی مطرح شد، بگذارید این خاطره را هم بگویم. یک معلم ریاضی داشتیم که حسابی روحیه انقلابی داشت و لابه‌لای معادلات ساده یک‌مجهولی بد شاه و ساواک را می‌گفت. یک‌بار که تازه شب قبلش فیلم آدم‌فضایی‌ها را دیده بودیم، یکی از بچه‌ها بلند شد و از معلممان پرسید: "آقا، آدم‌فضایی‌ها وجود دارند؟" معلممان خنده تلخی کرد و تمام ساعت کلاس را به این سوال جواب داد. چنان به شور و حرارت جواب داد که حتی زنگ تفریح هم ماندیم سر کلاس... هنوز هم حرف‌های آقای آقاخانی، معلم جوان مدرسه راهنمایی، در مهرماه پنجاه و هفت را در ذهن دارم. مدتی بعد اعتصابات شروع شد و مدرسه تعطیل شد و آقای آقاخانی تمام و کمال به مبارزه‌اش رسید. او گفت: "این‌ها را نشانتان می‌دهند و به این چیزهای واهی سرگرمتان می‌کنند تا نفهمید دور و برتان چه می‌گذرد؛ تا نفهمید اسرائیلی‌ها در فلسطین چه می‌کنند... آدم‌فضایی اگر می‌خواهید ببینید بروید حلبی‌آباد. همه رقم استارشیپ آن‌جا ریخته و هر کدام هزار عملیات محیرالعقول می‌کنند که هوش از سرتان بپرد. پدری که نان نمی‌تواند سر سفره بچه‌هایش بگذارد، مادری که از شدت فقر پستانش خشک شده و شیر ندارد، بچه‌های معلولی که توی خاک و خل می‌لولند در اصل پیشتازان فضایی هستند که شما از آن‌ها غافلید. مرد شش میلیون‌ دلاری این‌جا کنج زندان دارد شکنجه می‌بیند، اما شما اسیر و مفتون استیو آستین شده‌اید و درگیر مسائل احمقانه او هستید..." آن موقع بین شوش و شهرری منطقه‌ای بود که ده‌ها خانوار توی کپر زندگی می‌کردند. بعضی‌ها هم با پیت روغن خانه ساخته بودند که معروف شده بود به حلبی‌آباد. هر کس می‌خواست فقر را به تصویر بکشد یک دوربین برمی‌داشت و به میان آن‌ها می‌رفت. برای این‌که کنتراست فقر و غنا را بهتر نشان دهند، عکس‌های حلبی‌آباد را می‌چسباندند به عکس‌های بالاشهر. آن روز معلم ما هم می‌گفت شما عین احمق‌ها فریفته ساسکواچ و دکتر اسمیت و کاپیتان کرک و آقای اسپاک شده‌اید و حواستان نیست که مریخی‌ها کاخشان را از خرابی کوخ این بیچاره‌ها بالا برده‌اند... من و بقیه بچه‌ها حسابی تحت تاثیر آقای آقاخانی قرار گرفتیم و تا سال‌های سال همه فرازمینی‌ها و دراکولاها و قهرمانان توخالی و آنتاگونیست‌های پوشالی از چشممان افتادند. واقعا هم فضای کشور و شور و حال انقلاب و جنگ جایی برای رویاپردازی‌های سینما نگذاشته بود. با این حال موجودات فرازمینی سرتق‌تر از این هستند که به توپ و تشر آقای آقاخانی بروند رد کارشان یا به واسطه روحیه انقلابی رخت و بختشان را جمع کنند و بروند یک جای دیگر.

این‌هایی را که اول انقلاب از در بیرون کردیم، چند سال بعد چند برابر تکنیکی‌تر و واقعی‌تر و جذاب‌تر و حتی ملموس‌تر از پنجره برگشتند. ما امروز به طور رسمی رابطه‌ای با سینمای هالیوود نداریم. در هیچ سینمایی فیلم هالیوودی پخش نمی‌کنند. تلویزیون هم جز در چهارشنبه‌سوری‌ها و جز در مواقعی که بخواهد قوطی بگیر و بنشان دست ملت بدهد فیلم امریکایی پخش نمی‌کند، اگر هم بکند چنان لت و پارش می‌کند که کسی از آن چیزی سر‌در‌نیاورد. اما به مدد تکنولوژی و به احتمال زیاد، بیشترین و جدی‌ترین مشتری‌های هالیوود در ایران به سر می‌برند. دانشجوها و کارمندان و کارگران و بچه‌مدرسه‌ای‌ها از کنار خیابان به نازل‌ترین قیمت فیلم امریکایی می‌خرند و تماشا می‌کنند. فیلم داغ داغ تازه از تنور درآمده، هنوز در خود امریکا اکران نشده، در این‌جا دست به دست می‌شود و دیده می‌شود. این هم از عجایب است. ظاهرا در این‌جا وضع به گونه‌ای است که هر چیزی را ممنوع کنید، خواسته و ناخواسته طرفدارانش را زیاد می‌کنید و بازارش را رونق می‌بخشید. هر چیزی روی دستتان ماند، یک برچسب ممنوع رویش بزنید، یک روزه از کسادی درمی‌آید. این‌قدری که ما تولیدات نو به نوی هالیوود را می‌بینیم در فرانسه و آلمان نمی‌بینند. لابه‌لای فیلم‌های امریکایی دو مفهوم فراموش شده هم برگشته‌اند: فرازمینی‌ها و قهرمانان فرا‌انسانی.

من هنوز هم نمی‌دانم چرا "بیگانه‌ها" برای ما جدی نیستند. در طول فیلم می‌بینیمشان و سرگرمشان می‌شویم اما همین که فیلم تمام شد بیگانه‌ها هم تمام می‌شوند. برای ما غرایبی مثل جن و روح جذاب‌ترند و جدی‌تر. به همین دلیل داستان‌های اریش فون‌دانیکن هم در ایران طرفدار جدی ندارد. اصلا بحث‌های مربوط به حیات در کرات دیگر یا شعور موجودات فرازمینی چیزی نیست که به آن‌ها فکر کنیم. عوضش به جن بیشتر فکر می‌کنیم. چرا؟ چرا رازهای کرات آسمانی برای ما جذابیت ندارند. جالب این‌جاست که خود امریکایی‌ها هم فهمیده‌اند که اگر یک روز مریخی‌ها حمله کنند جواب این حمله را خودشان باید بدهند و هیچ‌کس در این راه به ناسا و پنتاگون و سیا کمک نمی‌کند. البته امریکایی‌ها با این کار می‌خواهند هژمونی‌شان را هم القا کنند و به طور ضمنی به تماشاچی‌های خود بقبولانند که رئیس کره زمین آن‌ها هستند و اگر یک روزی مریخی‌ها حمله کنند از طرف زمین نخست‌وزیر هندوستان و پادشاه مراکش و خاندان آل سعود کاره‌ای نیستند. رئیس‌جمهور ایالات متحده باید به کمک ژنرال‌های دیوانه و جنگ‌طلبش و سیاستمداران پشت‌هم‌اندازش و خبرنگاران خیرخواهش با مریخی‌ها بجنگد... این الگو البته در عالم واقع هم کمابیش دارد رعایت می‌شود. شخصا پرهیز دارم که سینما را تا حد جاده صاف‌کن سیاست تقلیل دهم اما در بعضی جاها سینما خودش چنین شأنی را برمی‌گزیند. اگر به فیلم‌های روز استقلال یا اونجر یا سوپرمن و از این قبیل نگاه کنید، می‌بینید مبارزه امریکا با داعش شباهتی با مبارزه با فرازمینی‌ها دارد. این شباهت از یک‌سو به این برمی‌گردد که امریکا داعش را و هر دشمن دیگری را موجودی فرازمینی می‌پندارد اما یک‌سوی دیگرش این است که امریکا باورش شده، یا می‌خواهد به دیگران بباوراند که رئیس دنیاست... اما چه رئیسی؟ اتفاقا کارگردانان باشعور سینما تهش می‌گویند که این رئیس از پس ساده‌ترین کارهای دنیا هم برنمی‌آید. در عالم واقع هم برنمی‌آید...

حالا که از هر دری حرف زدم بگذارید از یک در دیگر هم حرف بزنم. من یک مشکل اصلی و اساسی با باور به موجودات فرازمینی دارم. یک وقت هست که ما در‌این‌باره چیزی نمی‌دانیم می‌رویم و تحقیق می‌کنیم. خیلی‌ها در‌این‌باره تحقیق کرده‌اند و یادم هست که حتی آقای بی‌آزار شیرازی هم در کتابی در قبل از انقلاب محققانه نظر دادند که وجود موجودات فرازمینی منتفی نیست و حتی در قرآن هم می‌توان نشانه‌هایی از وجود حیات در کرات دیگر را محتمل دانست. خیلی از دانشمندان ناسا این کار را می‌کنند و با ابزار و ادواتی که در اختیار دارند می‌گردند تا ببینند حیاتی هست یا نه. این پژوهش علمی موضوع بحث ما نیست. یک گروه دیگر هم هستند که تخیل خلاق دارند و درباره همه‌چیز از جمله موجودات فرازمینی خیالبافی می‌کنند. این‌ها هم دمشان گرم. غالبا هم دست‌پختشان خوشمزه و دوست‌داشتنی است. یک عده اما هستند علم و اسطوره و تاریخ و تخیل را تنگ هم می‌زنند و چنین وانمود می‌کنند که از چیزی و از حقیقتی پوشیده خبر دارند. ما با این‌ها به مشکل برمی‌خوریم زیرا قیافه عالمانه می‌گیرند و حرف‌های شبه‌علمی می‌زنند اما چیزی تهش نیست. به‌خصوص بازی با اسطوره‌ها بازی خطرناکی است که ممکن است کار دست ملت بدهد. کار سلمان رشدی هم از همین جنس است. اسطوره‌ها روی هوا که درست نشده‌اند. بعضی‌هاشان ریشه‌های اعتقادی دارند و باید محترم شمرده شوند. گاهی اوقات باورهای اسطوره‌ای با اعتقادات مذهبی پهلو به پهلوی هم می‌زنند و باید با هزار ملاحظه از کنارشان رد شد. اما به نظر می‌رسد که یک گروه سفت و محکمی در هالیوود هستند که اتفاقا حواسشان هست دارند چه کار می‌کنند. منظورم این نیست که یک هیات مدیره شرور وجود دارند که برای خیالبافی‌ها تصمیم می‌گیرند و روند قصه‌ها را نظارت می‌کنند اما از آن طرف القای باورهای عقیدتی به فرازمینی‌ها این‌قدر جدی است که نمی‌شود فکر کنیم تمام تصادفی و اتفاقی و تواردی است. چنین وانمود می‌کنند که اعتقادات مذهبی را فرازمینی‌ها القا کرده‌اند، فرشتگان هم تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای هستند که از ناحیه فضایی‌ها معانی عرفانی را به بشر القا می‌کنند. تقلیل دین به خیالی که رنگ و بوی علمی اسطوره‌ای و تاریخی دارد کار خطرناکی است که باید هوشمندانه با آن برخورد کنیم. تقلیل عرفان هم به افاضه فرازمینی‌ها از جمله چیزهایی است که زمزمه‌اش این طرف و آن طرف شنیده می‌شود و باید مقابلش ایستاد و موضع گرفت. این‌جا اشتباه نکنید. قرار نیست دعوای جدید اعتقادی راه بیندازیم. موضوع این‌جاست که دارند از بشر تعریفی ارائه می‌دهند که این تعریف به ناتوانی بشر می‌انجامد. انسان بماهو انسان موجود پیچیده و عجیب و قدرتمندی است که توانایی‌های فوق‌العاده دارد. همه این آسمان و زمین هم درون این انسان است که معنی می‌دهد. فقط یادآوری می‌کنم که انسان علی‌رغم جرم صغیرش، عالم اکبر را در خود منطوی دارد. اما این روزها توسط جریانی که تظاهر به عالم بودن می‌کند چنین القا می‌شود که اراده برتر، عالم غیب و پشت پرده چیزی نیستند جز تمدن‌های پیشرفته‌تری که در دنیاهای موازی قرار دارند. این تفکر هم غلط است هم با تعریف انسان نمی‌خواند هم راه به جای خوبی نمی‌برد، اگرچه به کمک سینما جذاب است و به دل می‌نشیند و همه را سرگرم می‌کند.


این مقاله قبلا در هجدهمین شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 2 شهریور 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
سیدعلی میرفتاح
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 10 دقیقه مطالعه | 4 روز پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 10 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 12 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 10 دقیقه مطالعه | 4 روز پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 10 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.