بخونید، خونده بشید!
قبول کن، تقصیر تو بود!
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
قبول کن، تقصیر تو بود!
9 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
قبول کن، تقصیر تو بود!

اسمش شهید بوده. یعنی از همان بچگی، پدرش اسمش را گذاشته بوده شهید. اسم کاملش می‌شده شهید بن حسین جهودانکی، اهل شهر بلخ هم بوده، پس می‌شده بلخی. هزار و صد سالی پیش از این زندگی می‌کرده. فیلسوف بوده، فلسفۀ یونانی را درس می‌داده. با بقیه فیلسوفهای همدوره خودش، مثل زکریای رازی مناظره می‌کرده. خط خوبی داشته. شعرهایی هم به عربی و فارسی دارد. توی کتابهای درسی زمان ما، با بی‌سلیقگی تمام از او این شعر را برایمان انتخاب کرده بودند: «دانش و خواسته است نرگس و گل/ که به یک جای نشکفند به هم» و کلی دربارۀ اینکه لغت «گل» در زمان قدیم به چه نوع گیاهانی اطلاق میشده برایمان توضیح می‌دادند. اما از همه اینها مهمتر، شهید بلخی یک نقش ویژه در زندگی ما دارد. اینکه او این شعر را سرود: «اگر غم را چو آتش دود بودی/ جهان تاریک ماندی جاودانه/ درین گیتی سراسر گر بگردی/ خردمندی نیابی شادمانه» و با همین دو بیت، تقریباً تکلیف همۀ ما را مشخص کرد. از زمان شهید بلخی تا به امروز، هر کسی که بخواهد پز روشنفکری بدهد، خودش را ملزم می‌داند که قیافۀ مغموم و افسرده بگیرد. البته که غم و اندوه، همزاد آدمی است و هیچ کس نمی‌تواند از دستش در امان باشد. غمها مثل دیوانه‌سازهای توی داستان «هری پاتر» ذره ذره روح را می‌خورند و فقط شادی و خنده است که می‌تواند آدمیزاد را نجات بدهد. آدمهای معمولی متوجه این نکته هستند و به همان اندازه که غم و غصه دارند، بلکه بیشتر، می‌خندند یا همدیگر را می‌خندانند تا توازن را در زندگی رعایت کنند. اما قضیه در مورد آنهایی که دوست دارند متفکر و هنرمند و بالاخره بالاتر از آدمهای معمولی جلوه کنند، فرق دارد. آنها شنیده‌اند که «کسی که می‌خندد خبر هولناک را نشنیده است» و برای همین، چهرۀ گرفته و مغموم به خودشان می‌گیرند تا بگویند خبر به گوششان خورده. این قضیه در سالهای اخیر تشدید هم شده است. باور کنیم یا نه، سر به تأسف تکان دادن برای جماعت خوشحال و «نگاهشون کن... کاش ما هم مثل اینها از همه چی بی‌خبر بودیم» بخشی از ژست روشنفکری است. روشنفکر واقعی می‌داند که جامعه به همان اندازه که دلسوزی لازم دارد، به امید هم نیاز دارد. روشنفکر واقعی راهکار ارایه می‌کند. اما کسی که فقط ژست روشنفکری را بلد است، به جای راهکار دادن، به جای امید دادن، فقط بلد است غصه بخورد. خودتان یک تک‌پا تشریف ببرید کافه، تا ببینید که چه ابر غلیظی از تاسف در هوا جاری است. فقط کافه هم نیست. آنها هر جا که دستشان برسد غصه می‌خورند. از گپ و گعده‌های دوستانه تا صفحات مجازی. آن وقت است که نقش جناب شهید بلخی پررنگ می‌شود. کسی که سرود: «درین گیتی سراسر گر بگردی/ خردمندی نیابی شادمانه» و اینطوری به ما یاد داد که برای نمایش خردمندی، باید قیافۀ افسرده و ماتمزده بگیریم.


یادداشت از شماره ۶۳۸ هفته‌نامه «همشهری جوان»

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 11 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 11 دقیقه مطالعه | 11 ماه پیش
img-content
like1K
tag
احسان رضایی احسان رضایی 1174 خواننده / 7 دقیقه مطالعه | 11 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 9 دقیقه مطالعه | 1 روز پیش
img-content
4 دقیقه مطالعه / 1 روز پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.