بخونید، خونده بشید!
انقلاب رومانی، یا روزی که مردم فهمیدند از مرد روی بالکن قوی‌ترند!
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
امیرسینا همایونی امیرسینا همایونی

یادداشت‌های یک پزشک جوان

دنبال کن
انقلاب رومانی، یا روزی که مردم فهمیدند از مرد روی بالکن قوی‌ترند!
1238 خواننده / 9 دقیقه مطالعه / 8 ماه پیش
like1K
img-content
انقلاب رومانی، یا روزی که مردم فهمیدند از مرد روی بالکن قوی‌ترند!

در تاریخ ۲۱ دسامبر سال ۱۹۸۹، نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور کمونیست رومانی، تظاهرات گسترده‌ای را جهت حمایت از حکومت خود در مرکز بخارست ترتیب داد. اتحاد جماهیر شوروی در ماه‌های قبل دست از حمایت رژیم‌های کمونیست اروپای شرقی برداشته و اروپا درگیر انقلاب‌های متعدد بود. چائوشسکو که از سال ۱۹۶۵ بر رومانی حکومت می‌کرد، می‌خواست از این طوفان در امان بماند. با این حال ۴ روز قبل در شهر تیمیشوارا، قیامی برپا شده بود (جالب اینکه در آن روز چائوشسکو  به دعوت مقامات ایرانی به تهران آمده بود). چائوشسکو برای اثبات محبوبیت خود به رومانیایی‌ها و مردم جهان این تظاهرات را ترتیب داد. طرفداران چائوشسکو حدود ۸۰ هزار نفر را به میدان مرکزی بخارست آوردند و از تمام رومانیایی‌ها خواسته شد تا از هر کاری دست بکشند و به تلویزیون یا رادیو توجه کنند.
چائوشسکو روی بالکن مشرف به میدان قرار گرفت و رو به جمعیتی که ظاهراً هلهله می‌کردند، شروع به سخنرانی کرد. او هشت دقیقه از شکوه سوسیالیسم رومانیایی گفت. جمعیت هم به صورت تصنعی او را تشویق می‌کردند. بعد یک اتفاق عجیب افتاد.
چائوشسکو داشت می‌گفت: «من می‌خواهم از بانیان و سازمان‌دهندگان این رویداد بزرگ در بخارست تشکر کنم که آن را...» که ناگهان با چشمانی گشاده ساکت ماند و با ناباوری به جمعیت خیره شد. او هیچ‌گاه جمله‌اش را کامل نکرد.
یک نفر در جمعیت او را هو کرد. هنوز هم معلوم نیست چه کسی اولین بار جرأت این کار را پیدا کرد. اما بعد یک نفر دیگر چائوشسکو را هو کرد. ظرف چند دقیقه جمعیت داشت سوت می‌کشید، شعار می‌داد و فریاد می‌زد: «تیمیشوارا! تیمیشوارا!»
همه‌ی این‌ها داشت به صورت زنده‌ از تلویزیون رومانی پخش می‌شد. سه‌چهارم جمعیت این کشور در برابر تلویزیون میخ‌کوب شده بودند و قلب‌هایشان تند تند می‌زد. پلیس مخفی فوراً به رسانه‌ها دستور توقف پخش داد، اما پرسنل تلویزیونی سر باز زدند. فیلم‌بردار دوربین را به سمت آسمان گرفت تا بیننده‌ها نتوانند ترس را در چهره‌ی رهبران حزب که در بالکن ایستاده بودند، مشاهده کنند. صدا همچنان پخش شد. کل رومانی صدای هو کردن جمعیت را شنید. عکس‌العمل چائوشسکو در برابر  ماجرا این بود که توی میکروفن فریاد می‌زد: «الو! الو! الو!» انگار میکروفن بود که مشکل داشت!
چائوشسکو سپس از جمعیت خواست که آرام باشند: «رفقا! رفقا! سکوت کنید، رفقا!»
اما رفقا نمی‌خواستند ساکت باشند. رومانی کمونیست زمانی سقوط کرد که ۸۰ هزار نفر انسان حاضر در میدان مرکزی بخارست فهمیدند، قدرت آنها از پیرمرد کلاه‌خز پوشیده‌ی روی بالکن بیشتر است.
بهترین راه برای به راه‌اندازی یک انقلاب، پخش چنین ماجرایی از تلویزیون ملی است که چائوشسکو خود آن را فراهم کرد. او سه روز بعد محاکمه و همان روز اعدام شد.

جالب‌تر از نحوه‌ی فروپاشی حکومت چائوشسکو، بقای این حکومت به مدت چندین دهه بود.
چرا انقلاب این‌قدر نادر است؟
چرا اکثریت مردم چندین دهه برای مرد روی بالکن دست می‌زدند و هر چه او می‌گفت را انجام می‌دادند، در صورتی که هر لحظه می‌توانستند به او حمله و تکه‌تکه‌اش کنند؟

این ویدئو مربوط به همین سخنرانی است.

نویسنده
امیرسینا همایونی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.