بخونید، خونده بشید!
راز این پسربچه عینکی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
احسان رضایی احسان رضایی

روزنامه‌نگار . نویسنده

دنبال کن
راز این پسربچه عینکی
11 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
راز این پسربچه عینکی

نه سال پیش قرار بود جلد هفتم هری پاتر، در نیمه‌های شب و همزمان با سایر دنیا، در تهران هم فروخته شود. یکی از دوتا نماینده رسمی ناشر در تهران حدس زده بود نصف‌شبی که کسی نمی‌رود بخرد و گفته بود فردا ساعت هشت صبح نسخه انگلیسی داستان را توزیع می‌کند. آن یکی اما ریسک کرده و گفته بود کتاب‌ها را سر ساعت 2 و 31 دقیقه بامداد، همزمان با انتشار جهانی، توزیع می‌کند و هر کسی که می‌خواهد بیاید. توی دفتر مجله حرف زده بودیم که احتمالا صف زیادی نباید تشکیل بشود و فقط خوره‌های هری پاتر می‌آیند و آخرش قرار شد به منظور شناسایی همین هری پاتربازهای خفن، خواب را به خودمان حرام کنیم و برویم و ببینیم کی به کی است؟ هیچی دیگر، نصف‌شبی به زور و زحمت آژانسی پیدا کردیم و رفتیم تا چهارراه پارک‌وی و آدرسی که از آن ناشرِ کتاب‌های آموزش زبان داشتیم و... و چی ‌دیدیم؟ یک صف طول و دراز که دو دور توی کوچه گشته بود و جماعتی که داشتند حدس‌هایشان را در مورد سرنوشت هری پاتر و اسمشو نبر با هم به اشتراک می‌گذاشتند. آمار فروشی که آن شب ناشر اعلام کرد، 260 نسخه بود. 260 هری‌پاترباز تهرانی در یک ضیافت شبانه، برای کتابی که به قول منتقدانش، هیچ نسبتی با فرهنگ ما نداشت و علی‌رغم این‌که در مدرسه معروفش نمایندگانی از همه ملیت‌ها - سیاهپوست و زردپوست و حتی عرب (داور فینال جام جهانی کوییدیچ 1994 در کتاب چهارم، حسن مصطفی از مصر) - حاضر بودند، اما هیچ ایرانی و یا هیچ چیز ایرانی در داستانش نبود ولی باز هم جوان‌ها برایش صف می‌ایستادند و دل به دلش می‌دادند و برای شخصیت‌هایش غصه می‌خوردند. این، شاید جادوی اصلی این جادوگران جوان بود.

درست است که هری پاتر تبلیغات عجیب و غریبی داشت که باعث موفقیتش شد، اما همه ماجرا همین نبود که جماعت تحت تاثیر خبرهای رکورد شکستن هری پاتر قرار بگیرند. که اگر این بود، هری پاتر چهار سال بعد از شروع غوغای جهانی‌اش به ایران نمی‌رسید. نه، داستان چیز دیگری بود. این‌که هری پاتر زمانی آمد که یک جادوی دیگر داشت زندگی ما را متحول می‌کرد. دومین انقلاب صنعتی بشر، یا همان ظهور اینترنت و دیجیتالی شدن همه چیز، داشت مدل زندگی را عوض می‌کرد و جوان‌ها چیزهایی را بلد بودند و می‌دانستند که بزرگ‌ترها راهی به آن نداشتند و از آن سر درنمی‌آوردند، سهل است که در برابرش گارد هم داشتند و «به جای این کارها درست رو بخون» تحویل می‌دادند. این درست همان وضعیتی بود که هری پاتر و دوستانش داشتند. آن‌ها چیزهایی می‌دانستند و از اموری اطلاع داشتند که مردم عادی، ماگل‌ها یا مشنگ‌ها، از آن بی‌خبر بودند. آن‌ها می‌توانستند در ایستگاه قطار کیگز کراس، بین همه آن جماعتی که برای رسیدن سر کار به هم تنه می‌زدند، سکوی 9 و سه‌چهارم را بین دو سکوی 9 و 10 ببینند. درست مثل جوان‌هایی که از یک دنیای جادویی خبر داشتند و معنای دیییین، قر، قیژژژژِ وصل شدن دایال‌آپ را می‌فهمیدند.

تازه فقط همین هم نبود. هری پاتر و دوستانش در همان دنیای جادویی هم حرف‌هایی داشتند که دیگران نمی‌شنیدند و قبول نمی‌کردند. آن‌ها از خطرِ شب و سیاهی می‌گفتند و این‌که ولدمورت دارد برمی‌گردد و حتی بین همان جماعت جادوگر هم کم بودند کسانی که حرف آن‌ها را بفهمند. بیشتر آن‌ها به دروغ گفتن متهمشان می‌کردند و این‌که دارند برای جلب توجه قصه سر هم می‌کنند. این هم خودش یک دلیل دیگر بود که جوان‌ها و نوجوان‌هایی که می‌دیدند بزرگ‌ترها به حرف‌هایشان گوش نمی‌دهند و آن‌ها را نمی‌فهمند، با این پسربچه عینکی همدلی کنند و داستانش را دنبال کنند تا ببینند این بار کدام معلمِ درس جادوی سیاه هری را جریمه می‌کند؟

خود همین معلم و درس و حساب و هندسه را هم دست‌کم نگیرید. یک قرنی می‌شود که به ‌خاطر فعالیت‌های ماریا مونتسوری، شکل نظام آموزشی در بیشتر کشورهای جهان یک‌جور است و ترس از معلم و ناظم و روز امتحان برای همه بچه‌های دنیا یک معنی می‌دهد. همین هوشیاری در انتخاب فضای مدرسه شبانه‌روزی برای وقوع اتفاقات داستان هم یکی از دلایل محبوبیت هری پاتر بود. این‌که او، علاوه بر ولدمورت، باید با درس‌ها و امتحانات هم کشتی می‌گرفت. به این‌ها قدرت تخیل نویسنده را هم در خلق موقعیت‌های هیجان‌انگیز اضافه کنید تا ببینید که چه معجون خوشمزه‌ای در کار بود. شاید هیچ ‌چیز دیگری نتواند قدرت تخیل فوق‌العاده خانم رولینگ را به اندازه بازی کوییدیچ نشان بدهد. او در دنیای خیالی‌اش، برای باورپذیرتر کردن داستان، یک سرگرمی محبوب هم بین جادوگران اختراع کرد و از همان کتاب اول، بخش‌هایی از داستان را به صحنه‌های این بازی اختصاص داد. این داستانک فرعی در جاهایی از داستان به پیشبرد خط اصلی داستان کمک می‌کرد، اما حضورش در این داستان‌ها در واقع یک‌جور بازیگوشی سرخوشانه بود؛ جایی که رولینگ نشان داد نه‌فقط در خلق یک دنیای جادویی - که دیگرانی هم قبلا مشابهش را آفریده بودند - که حتی در خلق یک بازی پیچیده تخیلی، ساختن قوانین بسیار برای آن و حتی نوشتن تاریخچه‌ای طول و دراز برای آن هم وقت می‌گذارد و ایده خرج می‌کند. اوج این ماجراها، نوشتن کتاب فرعی «کوییدیچ در گذر زمان» بود که دامبلدور هم پشت جلدش را نوشته بود.

دامبلدور را گفتم؟ شخصیت خردمند ولی متواضع این رئیس مدرسه که همیشه خدا طرف بچه‌ها را داشت، یکی از دلایل محبوبیت این سری بود. در کتاب، شخصیت‌های زیادی بودند که باعث موضعگیری خواننده می‌شدند. مثلا سوروس اسنیپ، معلم درس معجون‌های جادویی، خوانندگان را به دو دسته طرفداران یا مخالفان سفت و سخت خودش تقسیم کرده بود. اما دامبلدور را همه دوست داشتند چراکه او همیشه آب‌نبات توی جیبش داشت و بی‌خودی نصیحت نمی‌کرد. یادم هست خودم دم‌دم‌های صبح بود که به انتهای جلد ششم رسیدم، جایی که دامبلدور سقوط می‌کند و کشته می‌شود. چند بار صحنه را خواندم تا باورم شد که این‌ها نتیجه خواب‌آلودگی نیست و به دامبلدور واقعا حمله شده است. چند صفحه باقیمانده را تند تند خواندم، بلکه دامبلدور هنوز زنده باشد. اما فصل بعدی هم مراسم کفن و دفن دامبلدور بود. ساعت را نگاه کردم، هنوز خیلی زود بود و نمی‌شد به کسی زنگ زد. دو ساعتی توی اتاق قدم زدم و خودخوری کردم تا ساعت هفت صبح شد. تلفن را برداشتم و به اولین دوست هری پاترخوانی که به ذهنم رسید، زنگ زدم و بدون سلام و علیک گفتم: "دامبلدور مرد، دامبلدور مرد." رفیقم از آن طرف با صدای خواب‌آلود و از بین خمیازه‌هایش گفت: "آاااره... نامردا... دامبلدوررر... بگیر بخواب."


این مقاله قبلا در شانزدهمین شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 19 مرداد 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
احسان رضایی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 14 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
شرمین نادری شرمین نادری 10 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
رامبد خانلری رامبد خانلری 9 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 8 دقیقه مطالعه | 7 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 11 دقیقه مطالعه | 7 ماه پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 7 دقیقه مطالعه | 7 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
سیدعلی میرفتاح سیدعلی میرفتاح 14 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 7 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
امیرحسین خالقی امیرحسین خالقی 9 دقیقه مطالعه | 4 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.