بخونید، خونده بشید!
این مرد چاق و چله رند ملامتی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
حامد یعقوبی حامد یعقوبی

روزنامه نگار و شاعر

من یک کوه المپ شخصی دارم که خدایانش با سخاوت نوشتن یادم می‌دهند. آن پیرمرد راست می‌گفت؛ مردها از بالای کوه دنیا را بهتر می‌بینند

دنبال کن
این مرد چاق و چله رند ملامتی
10 دقیقه مطالعه / 4 هفته پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
این مرد چاق و چله رند ملامتی

می‌گویند آدولف هیتلر درباره آلفرد هیچکاک گفته بود: «من از هیچکاک تنفر دارم. تعلیق اختراعی یهودی است که در جهت تضعیف مردم آلمان در راه مبارزه‌شان برای اثبات برتری نژاد آریا در دنیا به کار گرفته شده است.» رونالد ریگان هم با این‌که کاری به نژادپرستی فاشیستی نازی‌ها نداشت، نظری تقریبا شبیه هیتلر داشت و هیچکاک را مردی فاسد می‌دانست که هدفش تباه کردن نسل جوان بود. اما مخالفان هیچکاک به سیاستمداران محدود نمی‌شدند؛ اورسن ولز در 1982، یعنی دو سال بعد از مرگ هیچکاک، یک صابون حسابی به تن فیلمساز انگلیسی کشید و بعد از این‌که فیلم‌هایش را مثل یخ سرد دانست، گفت: «می‌دانم که برای اکثر مردم او یک خداست، اما فکر نمی‌کنم تا بیست و پنج سال دیگر او خدا بماند. تصور می‌کنم ناپدید شود...»؛ درست بر‌عکس تروفو که در مقدمه کتاب مشهور «سینما به روایت هیچکاک» نوشت «کار هیچکاک در سینما بیش از هر سینماگر دیگری دوام خواهد آورد زیرا هر یک از آثار او با چنان دقتی ساخته شده‌اند که می‌توانند با جذاب‌ترین آثار امروز سینما و تلویزیون رقابت کنند». کسی چه می‌داند، شاید تروفو با این جمله می‌‌خواست جواب بعضی از منتقدان را بدهد چون آن‌ها - چه در اعتراض به ویژه‌نامه‌ای که «کایه‌دوسینما» برای هیچکاک درآورد چه در ارزیابی آثار او - با یک‌جور تفرعن افراطی، هیچکاک را یک موجود خودپسند مال‌پرست می‌دانستند که فیلم‌هایش آن‌قدر ارزش نداشتند که آدم بخواهد وقتش را برایشان تلف کند. البته تروفو در پایان مقدمه‌ کتابش این جنگ را عملا پایان‌یافته دانست و توضیح داد: «امروز دیگر کسی نمانده که لازم باشد در مورد هیچکاک متقاعد شود. منتقدانی که در رسیدن به او و شناخت او تعلل کرده‌اند، عقب مانده‌اند. زمان به نفع او کار کرده است. هیچکاک عاقبت پیروز شده است.»

چند روز پیش که داشتم یکی از قسمت‌های سریال «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را می‌دیدم، به این فکر می‌کردم که تروفو درست گفته بود، هنوز که هنوز است - بعد از این همه سال و دقیقا برخلاف نظریه ولز - مردم دنیا هیچکاک را دوست دارند و فیلم‌هایش را تماشا می‌کنند، در صورتی که دنیا رسما عوض شده و سینما راه دیگری را در پیش گرفته است. با این حال، خیال می‌کنم الگوی هیچکاک هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود. کاری به فیلم‌هایش ندارم، لایف‌استایلی که او برای خودش انتخاب کرده بود، بیشتر از این‌که آدم را به یاد یک فیلمساز روشنفکر گنده‌دماغ بیندازد، تصویر ملامتیه را در ذهن آدم زنده می‌کرد. ملامتیه برای حرف دیگران تره خرد نمی‌کردند، حتی عمدا از خود چیزی نشان می‌دادند که با واقعیت وجودی‌شان فاصله داشت بنابراین نه‌تنها دنیا را جدی نمی‌گرفتند بلکه سعی می‌کردند با رندی از کنار کسانی که خود را بسیار جدی می‌گرفتند، بگذرند. وقتی مصاحبه‌های هیچکاک را می‌خوانیم، عملا می‌بینیم او نیز کم و بیش همین رفتار را در پیش گرفته بود. مثلا در جواب منتقد سختگیری که با اعتراض پرسیده بود چطور جیمز استوارت فیلم «سرگیجه» بعد از آویزان شدن از دیوار توانسته بود از آن ارتفاع پایین بیاید، خیلی راحت گفته بود با نردبام و ابدا به این فکر نکرده بود که ممکن است بعدها درباره‌اش چه بگویند. توی کشوری مثل ایران «فیلمی از... سازها» فیلم اول را نساخته، به فیلم دوم که می‌رسند، ساعت‌ها در تحلیل و تفسیر و تاویل ساخته‌های بی‌مخاطبشان حرف می‌زنند در صورتی که هیچکاک در پاسخ به خبرنگاری که با جدیت از مضامین فیلم‌هایش سوال پرسیده بود، رندانه و طوری که آدم حس می‌کرد شیطنتی در جمله‌اش نهفته است، گفته بود: «من فقط از راه ترساندن مردم پول درمی‌آورم». تا یادم نرفته بگویم این عبارت «فیلمی از...سازها» را خودم ساخته‌ام و منظورم کسانی هستند که توی تیتراژ به جای کارگردان می‌نویسند «فیلمی از...»، بعد جلوی «فیلمی از...» اسم خودشان را می‌آورند، با این تفاوت که تریلی هم نمی‌تواند اسم بعد از «فیلمی از...» را حمل کند. این یعنی آن‌ها خواسته و ناخواسته یک‌جور اعتبار هنری منحصر ‌به‌ فرد برای اسمشان قائل هستند که باعث شده «فیلمی از...» را جای کارگردان انتخاب کنند وگرنه خیلی راحت می‌توانستند بنویسند کارگردان. بگذریم.

آیا واقعا هیچکاک صرفا از راه ترساندن مردم پول درمی‌آورد؟ مسلما نه. اما از مردی که مثل یک دلقک خیکی، مثل یک کودک پنجاه ساله، اول هر قسمت سریال «هیچکاک تقدیم می‌کند» روی صفحه تلویزیون ظاهر می‌شد و با یک‌جور شوخ‌طبعی همراه بی‌اعتنایی، مردم را به تعقیب داستان‌های مینیمال سریالش دعوت می‌کرد، چیزی جز این انتظار نمی‌رود. او همان آدمی است که با صرف‌نظر از همه تئوری‌های دهن پرکن جدی که برای سینمای مطلوب می‌شمرند، گفته بود: «فیلم خوب فیلمی است که ارزش پول رستوران و پرستار بچه را داشته باشد.» دروغ چرا؟ من فیلم‌های هیچکاک را بسیار دوست دارم اما بیشتر از فیلم‌ها شیفته این جور جملات او هستم؛ شیفته آن روحیه طنازی که باعث می‌شد در عین جدیت هیچ چیز را جدی نگیرد. شیفته آن مسخره‌بازی‌هایی که اول فیلم‌هایش راه می‌انداخت و عملا به مخاطب می‌گفت همه ما داریم توی یک نمایش بزرگ بازی می‌کنیم. جمله مشهورش را که یادتان نرفته: «این فقط یک فیلم است، همین.»

جیمز استوارت جایی درباره فیلم سرگیجه گفته بود: «در یکی از روزهای فیلمبرداری کیم نوآک سراغ هیچکاک رفت و با هیجان گفت: آقای هیچکاک احساس می‌کنم که متن فیلمنامه با روحیات درونی مادلین جور نیست، شاید بهتر باشد فیلمنامه را کمی دستکاری کنیم و به آن وقار بیشتری بدهیم... ولی هیچکاک خیلی آرام به او پاسخ داد: کیم عزیز، این فقط یک فیلم است. خودت را خیلی درگیر این چیزها نکن. ما داریم فیلم می‌سازیم. فقط همین.»


این مقاله قبلا در شانزدهم شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 19 مرداد 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
حامد یعقوبی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 15 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
شرمین نادری شرمین نادری 14 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
حامد یعقوبی حامد یعقوبی 7 دقیقه مطالعه | 6 ماه پیش
img-content
حامد یعقوبی حامد یعقوبی 10 دقیقه مطالعه | 6 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
شکیب شیخی شکیب شیخی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
پوریا ناظمی پوریا ناظمی 11 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.