بخونید، خونده بشید!
پایان دراماتیک برای اولین نخست‌وزیر انقلاب
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
جعفر شیرعلی‌نیا جعفر شیرعلی‌نیا

پژوهشگر تاریخی پیرامون مسائل ایران پس از انقلاب و پژوهشگر برجسته تاریخ دفاع مقدس. متولد 1357. از او کتاب‌های متعددی از جمله دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق و روایتی از زندگی و زمانه هاشمی رفسنجانی به چاپ رسیده است.کانال تلگرام: نکته‌های تاریخی

دنبال کن
پایان دراماتیک برای اولین نخست‌وزیر انقلاب
14 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
img-content
پایان دراماتیک برای اولین نخست‌وزیر انقلاب

مهندس بازرگان: «شورای انقلاب اصرار داشت فوراً از من بله بگیرد... من نخواستم فوراً قبول کنم... فشار می‌آوردند که همان شب کار تمام شده حکم را بنویسند و اعلام کنند، من ناراحت شده گفتم شمر هم به امام حسین یک شب مهلت داد.» 
هنوز انقلاب پیروز نشده بود و پذیرش نخست‌وزیری چندان کم‌خطر نبود. بازرگان نگران نبود اما می‌گفت می‌خواسته محکم‌کاری کند و نشان دهد که نخست‌وزیری را از روی علاقه به مقام نپذیرفته است. 
بازرگان با داشتن منصب در زمان مصدق، 27 سال پیش از پیروزی انقلاب، در داخل و خارج وجهه‌ی یک نخست‌وزیر واقعی را داشت و به اندازه کافی جدی گرفته می‌شد و می‌توانست سقوط آخرین دولت شاه را سرعت دهد. به روایت بازرگان طالقانی مخالف بود و توصیه کرد نپذیرد و گفته بود آقایان وفا و صفا نخواهند داشت. 15بهمن او نخست‌وزیر شد و ٧ روز بعد انقلاب به پیروزی رسید.
9ماه نخست‌وزیر بود و 38سال پیش در همین روزها در آبان58 پایان کار اولین دولت انقلاب رقم خورد و مهندس بازرگان پس از 9ماه کنار رفت.
پس از پیروزی انقلاب، کشور در آشفته‌ترین وضعیت خود قرار داشت. خودسری‌ها و آشفتگی‌ها همه را کلافه کرده بود. اشتباه در شرایط فشارهای زیاد، طبیعی است و همه تحت فشار بودند از شورای انقلاب گرفته تا امام خمینی و بازرگان و دولتش. دولت به دلیل مسوولیت اجرایی بیش از همه تحت فشار بود و انتقاد از آن‌ها، هم آزاد بود و هم رواج زیادی داشت.
حتی در شورای انقلاب مهندس سحابی نیز از دولت انتقاد می‌کرد. 17تیر58 چند ماه پیش از پایان دولت موقت که اعضای شورا در تلاش بودند با فرستادن اعضای شورا به کمک دولت قدری از مشکلات کم کنند، بنی‌صدر با تاکید می‌گفت: «مصلحت مملکت در ادامه حکومت مهندس بازرگان نیست.»
آبان 58 مهندس بازرگان پس از دیدار با برژینسکی(مشاور کارتر) در الجزیره تحت فشار شدیدی قرار گرفت. فردای تصرف لانه جاسوسی استعفا داد که امام هم پذیرفت. چند ماه بعد با وجود تمام تبلیغ‌هایی که علیه او و دولتش شده بود با رای بالا به‌عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت. این آخرین باری بود که بازرگان توانست در انتخابات شرکت کند. او در انتخابات ریاست‌جمهوری سال64 از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد. 
بازرگان نیز مانند بسیاری دیگر از مسوولان خطاهایی داشت. خطای او و دولت موقت در تصمیم برای فروش اف‌14‌ها می‌توانست برای کشور خیلی گران تمام شود. مهندس در برابر مخالفت شورای انقلاب با فروش اف‌14‌ها می‌گفت از اول آمدن امام؛ «صحبت بود قراردادها لغو شود و سلاح‌های غیرلازم رد داده شود. این خواسته همه بود.» بازرگان ادامه داد: «اف14 اصلا به درد ایران نمی‌خورد مصرف ندارد. هر ساعت پرواز یک میلیون و دویست‌هزار تومان خرج دارد.» 
در آن شرایط معلوم نبود دیگران بتوانند کاری بیشتر از کار دولت موقت انجام دهند و کمتر از آن‌ها اشتباه کنند و پذیرش مسوولیت توسط مهندس به‌نوعی فداکارانه هم بود.
پس از آن‌که مهندس استعفا داد دولت موقت بعدی زیر نظر شورای انقلاب بدون نخست‌وزیر تشکیل شد.
برخی سخنانی که پیرامون انتخاب نخست‌وزیر جدید در جلسات شورای انقلاب مطرح شد جالب است. در جلسه 16آبان58  قطب‌زاده گفت بنی‌صدر، حبیبی یا بهشتی نخست‌وزیر شوند. بعد گفت آقای خامنه‌ای هم خوب است. آقای خامنه‌ای گفت پذیرش نخست‌وزیری را سفاهت می‌دانم. قطب‌زاده گفت هرکس کار کند می‌سوزد. آقای خامنه‌ای گفت روحانی‌ها درست نیست چون آبروی نهاد باارزشی از بین می‌رود. 
در جلسه‌ای دیگر آقای منتظری گفت پنج شش نفر داریم در شورای انقلاب وجیه‌المله هستند کاری نکنید این 5 شش نفر در ظرف دو ماه به‌طور کلی حیثیت و پرستیژشان از بین برود. او گفت شورای انقلاب پشت پرده باشد، وزرا معین شوند و یک چوب بتراشید بگویید این نخست‌وزیر.
با توجه به این شرایط حذف مهندس بازرگان از میدان سیاسی و حتی نشنیدن حرف‌هایش درباره جنگ جای تامل دارد.
نکته آخر این‌که مهندس در دوران نخست‌وزیری‌اش از کار بنیادی سخن می‌گفت، اما برخی از اعضای شورای انقلاب معتقد بودند مردم و شرایط کشور صبر برای کارهای بنیادی ندارند و اگر کارهای ضربتی انجام نگیرد زمان از دست می‌رود و معلوم نیست بتوان نارضایتی‌ها را جبران کرد. البته آنها کارهای دولت بازرگان را هم بنیادی نمی‌دانستند. مشخص نیست که تلاش مهندس برای کار بنیادی در آن مقطع می‌توانست به نتیجه برسد یا نه اما به نظر می‌رسد تا امروز نیز هنوز کاملا به نتیجه نرسیده‌ایم که کشور به کار بنیادی نیاز دارد و هنوز در بسیاری از مدیریت‌ها شرط بقا، انجام کارهای مقطعی و زودبازده است؛ خطری که به‌شدت کشور را تهدید می‌کند.
منبع: سخنرانی بازرگان در بهمن 60 و متن مذاکرات شورای انقلاب
تصویر کاور: تودیع بازرگان

نویسنده
جعفر شیرعلی‌نیا
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.