بخونید، خونده بشید!
ارتباط انسانی و شبکه‌های مجازی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
شروین وکیلی شروین وکیلی

احتمالا یک Homo Sapiens که در اوقات فراغتش می‌خواند و می‌نویسد، دانش‌آموخته‌ی جامعه‌شناسی و عصب‌شناسی، با عزمی جزم که هویت ایرانی را از ریشه بازتعریف کند...

دنبال کن
ارتباط انسانی و شبکه‌های مجازی
6 دقیقه مطالعه / 3 هفته پیش
img-content
ارتباط انسانی و شبکه‌های مجازی

انسان جانوری ابزارساز است، و هر ابزار انسانی واسطه‌ایست میان اندام‌های کنشگر انسانی و جهان پیرامون‌اش. اعضای گونه‌ی انسان راست قامت (Homo erectus) -آن نیاکان دوردست انسان امروزین- که دو میلیون سال پیش تحولی چشمگیر در فن ابزارسازی ایجاد کردند، تنها نیزه‌ای تیزتر و چاقوی سنگی برنده‌تری نساختند، بلکه همزمان باعث شدند تا یک لایه‌ی واسط تازه میان دستان‌شان و چیزهای دور و برشان شکل بگیرد. همین نیاکان دور انسانی بودند که برای نخستین بار بر فن تولید آتش چیرگی یافتند، و به این ترتیب نه تنها ابزاری برای پختن خوراک و امنیت شبانه پدید آوردند، که در ضمن حد و مرزی آفریدند که میان لوله‌ی گوارش‌‌شان با خوراک، و بدن‌شان و دنیای تهدید کننده‌ی تاریک شبانه حایل می‌شد.

زبان نیز چنین است. ابزاری است برای ارجاع دادن و نشان دادن چیزها و رخدادها، و رسانه‌ایست برای شریک شدن در تجربه‌ها و حس و حال‌ها. با این همه زبان -که چه بسا ابزار بنیادینِ انسانی باشد- خود همچون واسطه‌ای تنگ‌نظر عمل می‌کند که ارتباط میان آدمی و هستی پیرامون‌اش را از سویی برقرار و از سویی قطع می‌کند. زبان هستی را در خود منعکس می‌کند و رمزگذاری‌ای برای چیزها و رخدادها به دست می‌دهد، اما به همین ترتیب چیزها و رخدادها را به امری زبانی تبدیل می‌کند و تجربه‌ی چیزی فراتر از آنچه که در واژه بگنجد و فهم ارتباطی فراسوی آنچه در گزاره صورتبندی شود را ناممکن می‌سازد. زبان، مانند همه‌ی ابزارهای دیگر انسانی، ادامه‌ای از فرآیند  کنشگری انسانی است. تداومی از اندامهای تن و شاخکهایی روییده بر الگوهای تکرار شونده‌ی تکرار، که در زیست‌جهان پیرامون‌مان شاخه می‌دواند و چنگ خود را واگشوده می‌سازد و کاری را راه می‌اندازد و نیازی را برطرف می‌کند، با این قیمت که رد چنگالش بر هستی باقی بماند و شاخ و برگش سایه‌ای ماندگار بر آنچه که لمس کرده بر جای گذارد.

ابزارسازی از این رو توانمندی شگفت‌انگیزی است که از سویی نیرومند و کارساز و ماهر می‌سازد و از سوی دیگر از راه وابسته ساختن من‌ها و تن‌ها به روندهای ابزاری و ساز و کارهای دربافته در آن، نوعی ناتوانی و چلفتگی و عجز و فلج را نتیجه می‌دهد. این کارکرد دوگانه‌ی ابزارها به ویژه در آن هنگام به خوبی نمایان می‌شود که فناوری‌ای تازه فراگیر شود و عادتی از این دست به تازگی تحول یابد.

در روزگار ما نمودی برجسته و چشمگیر از این الگو را در پیدایش و رواج نظامهای ارتباطی نو می‌بینیم. ابزاری به کلی بی‌سابقه به نام شبکه‌ی اینترنت، در پیوند با ابزاری به همین اندازه انقلابی که گوشی همراه باشد، طی بیست سال گذشته به تکامل طیفی وسیع از ابزارهای ارتباطی دامن زد، که شبکه‌های مجازی مشهورترین‌هایش هستند. آن دوستانی که نوشتارهای مرا دنبال می‌کنند خبر دارند که من با فن‌هراسی و تازه‌گریزی میانه‌ای ندارم و به همین خاطر اغلب بر امکانهای نوظهور و آزادیهای نوخاسته‌ی برآمده از شبکه‌های اجتماعی تاکید کرده‌ام. با این همه نباید این تاکید ما را از سویه‌ی دیگری از داستان غافل سازد.

آن سویه‌ی دیگر آن است که شبکه‌های مجازی در نهایت ابزاری در میان ابزارهای دیگر هستند. ابزاری که به همان ترتیب که گفتیم چیزهایی را در خود می‌گنجانند و چیزهای دیگری را فرا می‌نهند، به شکلی که اگر بدان‌ها عادت کنیم، آنچه که وا نهاده شده را به کل نادیده خواهیم انگاشت و با عدم برابرشان خواهیم شمرد. این شبکه‌ها مثل هر ابزار دیگری راهی برای آسان ساختن کنش‌های انسانی هستند. اما در این مورد آن رفتاری که قرار است تسهیل کنند، ارتباط من و دیگری است. یعنی اندرکنش انسانی است که قرار است با واسطه‌ی این ابزار آسان و دم‌دستی شود، که چنین هم می‌شود. شبکه‌های اجتماعی ابزاری کارآمد و لایق برای متصل کردن من و دیگری به هم هستند، اما به همین ترتیب این خطر بنیادین را در خود نهفته‌اند که دیگری را به نمادهایی در صفحه‌نمایشی و ارتباط با وی را به پیغامهایی در شبکه‌ای محدود از علایم فرو بکاهند. شبکه‌هایی مانند فیسبوک و تلگرام بسیار ارزشمند و سودمند هستند، چون پیوند میان انسانها را برقرار می‌کنند و ارتباط میانشان را با کمترین هزینه و زحمت در گستره‌ای چشمگیر از زمان و مکان برقرار می‌سازند. اما دقیقا به همین خاطر ابزاری خطرناک هم هستند. چرا که ممکن است حضور دیگری و ارتباط رویاروی حقیقی‌تر انسانی را به همین روندهای دم‌دستی و ساده و کم‌زحمت –اما محدود و تنگ و باریک- منحصر سازند.

به همان شکلی که فریفته‌ی زبان شدن و غافل ماندن از خودِ چیزها آفت انسان زبان‌دان است، غفلت از دیگری و بسنده کردن به حضوری نمادین و ماشینی شده در شبکه‌های اجتماعی نیز تباهی برخاسته از این ابزارهاست. استفاده‌ی درست از هر ابزاری، در گروی شناسایی کارکردها و کژکارکردهای آن است، و این کارکرد شبکه‌های اجتماعی، و اینک کژکارکردشان.

نویسنده
شروین وکیلی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
شروین وکیلی شروین وکیلی 12 دقیقه مطالعه | 5 ماه پیش
img-content
شروین وکیلی شروین وکیلی 8 دقیقه مطالعه | 5 ماه پیش
img-content
شروین وکیلی شروین وکیلی 15 دقیقه مطالعه | 4 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
سید ابراهیم تقوی سید ابراهیم تقوی 4 دقیقه مطالعه | 5 روز پیش
img-content
نسیم بنایی نسیم بنایی 8 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی 12 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.