بخونید، خونده بشید!
وداع با ابراهیم آشتیانی، مدافع طلایی دهه پنجاه ما
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
حمیدرضا صدر حمیدرضا صدر

نویسنده و تحلیل‌گر فوتبال

دنبال کن
وداع با ابراهیم آشتیانی، مدافع طلایی دهه پنجاه ما
9 دقیقه مطالعه / 4 هفته پیش
img-content
وداع با ابراهیم آشتیانی، مدافع طلایی دهه پنجاه ما

پس از دریافت خبر رفتن ابدی‌اش بلافاصله سراغ تصاویرش در آن سال‌ها رفتم و به این عکس رسیدم. عکسی بازتابنده فوتبال معصومانه آن سال‌ها. طرفداران ابراهیم آشتیانی مشتاقانه او را بر دوش کشیده‌اند و او با حجب ذاتی‌اش می‌خواهد پایین بیاید و کنارشان قرار بگیرد. این عکس ما را پرتاب می‌کند به چهل و پنج‌سال پیش. به دورانی که ابراهیم آشتیانی از ۱۳۴۸ تا نیمه دهه پنجاه بهترین مدافع راست ایران بود. بازیکنی که در تیم ملی و باشگاه پرسپولیس با بازی‌هایش بخشی از سال‌های نوجوانی‌مان را پر و بال داد…

هر بار راهی میدان می‌شد می‌دانستیم کسی از جناح راست میدان توانایی نفوذ نخواهد داشت. می‌دانستیم همه را به بند می‌کشد و منطقه راست میدان از آن او است، از آن ابراهیم آشتیانی. چنان‌که وقتی تاج در ۱۳۵۰ به مصاف هامبورگ که با اووه زیلر به تهران آمده بود، رفت از او که پیراهن دشمن قدیمی‌ پرسپولیس را می‌پوشید به عنوان بازیکن کمکی مدد جست. همین‌طور باشگاه پاس در مصاف با دینامو تفلیس برای قرار گرفتن در دفاع راست سراغ او آمد. او بود که طی قهرمانی ایران در جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۲ همه حریفان را به بند کشید. او بود که در بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ با اقتدار مدال طلا را بر گردن آویخت. مدافع راست بیش از حد خونسرد ما می‌دانست چگونه توپ‌ها را استادانه از برابر حریفانش برباید. می‌دانست چگونه توپ را با سینه‌اش مهار کند. راز و رمز دفاع به حمله را می‌شناخت، نفوذهایش را طی آن سال‌ها دوره کردیم و دوره، پاس‌ها و سانترهایش را.

می‌گفت جادوی دفاع به حمله را در سال‌های کودکی آموخته، در دبستان مستوفی که جناح راست زمین به او تعلق داشت. می‌گفت پسران مستوفی اهل نباختن بودند، از بازیکنان حریف دست‌نوشته‌ای برای پیش‌بینی بازی می‌گرفتند تا آخر بازی نشان دهند چقدر در پیش‌بینی‌هایشان اشتباه کرده‌اند. سال اول دبیرستان راهی «امید پولاد» شد، یکی از آن تیم‌هایی که به باشگاه شاهین می‌رسید. در ۱۳۴۳ به تیم اصلی پولاد راه یافت و در دفاع میانی ایستاد. در اولین بازی‌اش برابر کیان به میدان رفت و از آن پس امجدیه‌روها با کنجکاوی بازی پسر جوان پولادی را دنبال کردند. پیروزی معروف ۰-۲ پولاد برابر تهرانجوان، تیم بزرگ دوران، او را به صف اول کشاند. سرانجام در ۱۳۴۴ پیراهن شاهین را پوشید، پیراهن افسانه‌ای مردان دکتر اکرامی را. در دفاع راست قرار گرفت و بالا رفت و بالاتر.

انحلال شاهین او را به بند نکشید. با پیکان در ۱۳۴۸ قهرمان بی‌شکست باشگاه‌های تهران شد و سپس با پیراهن سرخ پرسپولیس به میدان رفت و با اقتدار قهرمان جام تخت جمشید شد. دفاع آهنین پرسپولیس به او در دفاع راست و محراب شاهرخی در دفاع چپ می‌بالید. پاس‌های رد و بدل شده بین او و علی پروین راه‌گشای هر منگنه‌ای بودند و نفوذها و پاس‌ها و سانترهای او برای همایون بهزادی و حسین کلانی و سپس محمود خوردبین و صفر ایرانپاک قفل هر دروازه‌ای را می‌گشودند.

نمی‌توانیم نبردهای پرسپولیس ـ تاج دهه پنجاه را بدون ابراهیم آشتیانی دوره کنیم. خونسردی‌اش در نبرد نیمه‌کاره زمستان ۱۳۴۹ که با مهدی حاج‌محمد جنگید. همان دیداری که بهزادی و مهدی لواسانی به زد و خورد پرداختند، محراب شاهرخی و حسین کلانی اخراج شدند و ارشد برازنده داور دیدار، نیمه‌کاره سوت پایان را به صدا درآورد. همین‌طور پرسپولیس ـ تاج در خرداد ۱۳۵۰ را که حسین فکری مربی پرسپولیس پس از گشوده‌شدن دروازه پرسپولیس توسط غلامحسین مظلومی او را از دفاع راست به گوش راست فرستاد و او جانانه با مدافعان بزرگ تاج جنگید، با پرویز قلیچ‌خانی، اکبر کارگر جم، منصور پورحیدری و  نصراله عبدالهی. جنگید و صفر ایرانپاک در آخرین لحظات دروازه تاج را گشود و بازی را به تساوی کشید.

رویارویی آشتیانی و رضا عادل‌خانی مهاجم معرکه تاج که هر دو در تیم ملی جایگاه رفیعی داشتند در پاییز ۱۳۵۳ نقطه اوج دیداری بود که با تساوی بدون گل پایان یافت. آشتیانی در ۱۳۵۳ با رفتن کاشانی و بهزادی بازوبند کاپیتانی را در دیدار پرسپولیس ـ تاج در اسفند ۱۳۵۴ که با نتیجه ۱-۱ پایان یافت، به بازو بست. همان بازی که رایکف مربی تاج، جهانگیر کوثری که مدافع بود را به جناح چپ تاج فرستاد تا جلوی نفوذهای آشتیانی را بگیرد. پرسپولیس رو به پوست انداختن بود و جواد اله‌وردی و بیژن ذوالفقارنسب در قلب دفاع ایستاده بودند و آشتیانی کهنه‌کار تیم بشمار می‌رفت. او طی پیروزی ۰-۲ پرسپولیس برابر تاج در مهر ۱۳۵۴ هم کاپیتان سرخپوش‌ها بود.

آشتیانی مرد آرام فوتبال ایران بود و جز ماجرای فروردین ۱۳۵۱ که علی عبده آن سیلی معروف را به گوش ایرنپاک نواخت و او، پروین و اصغر ادیبی به حمایت از ایرانپاک دست به اعتراض زدند، درگیر قصه‌های رسانه‌ای نشد. همه مربیانش در همه برهه‌ها از او ستایش کردند: رجب فرامرزی، مهندس بهشتی، دکتر اکرامی، پرویز دهداری، مسعود برومند، حسین فکری و آلن راجرز.  پرسپولیسی‌ها شیفته‌اش بودند و او را روی دوش‌هایشان گذاشتند. آن‌قدر خوب و آرام بود که حریفانش هم ستایش‌اش می‌کردند.

فوتبال پس از انقلاب ایران هرگز ندانست، نتوانست و نخواست از ابراهیم آشتیانی بهره‌ای ببرد. مدافع طلایی دهه پنجاه، گاه و بیگاه زینت‌بخش مراسم تشریفاتی بی‌حاصلی می‌شد که تناسبی با اعتبارش نداشت. ابراهیم آشتیانی، متولد پاییز ۱۳۲۵ در پاییز ۱۳۹۶، در هفتاد و یک‌سالگی با زندگی وداع کرد.


این مقاله که قبلا در سایت فرهنگستان فوتبال منتشر شده بود از مجموعه مقالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد بازنشر می‌شود.

نویسنده
حمیدرضا صدر
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.