بخونید، خونده بشید!
هیولایی صدا می‌زند و روایت‌هایی که در هم تنیده می‌شوند
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
هیولایی صدا می‌زند و روایت‌هایی که در هم تنیده می‌شوند
6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
نشر پیدایش نشر پیدایش
ناشر کتاب‌های کودک ، نوجوان و جوان
دنبال کن
هیولایی صدا می‌زند و روایت‌هایی که در هم تنیده می‌شوند

ایتالو کالوینو در کتاب «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری» می‌نویسد: «این که چشمانم مدام در حال گردش روی صفحات است موضوع عجیبی نیست. اصلاً هر جور دیگر مطالعه به نظرم بی‌فایده است. اگر داستانی حقیقتاً برایم جذاب باشد، بعد از چند خط خوانده نخوانده رهایش می‌کنم و ذهنم به تلنگر فکر یا سوال یا احساسی که در متن به تصویر کشیده شده شروع می‌کند به جهیدن از فکری به فکر دیگر و از نمایی به نمایی دیگر و سپس ذهنم چنان درگیر امواج پی‌درپی و پایان‌ناپذیر تعلیل‌ها و رویاها که لاجرم از پیگری‌شان هستم گیر می‌کند که اصلاً یادم نمی‌ماند کتاب کذا حرفش چه بوده. شوق به خواندن در من سیری‌ناپذیر است. حتا کتاب‌های خیلی کت و کلفت را حتا شده در حد چند صفحه مطالعه می‌کنم اما همان چند صفحه برای من هستی‌هایی خلق می‌کنند که ظرفیتی بی‌حد و حصر دارند.»

آن چیزی که کالوینو دارد در موردش صحبت می‌کند احتمالاً برای هر کسی که ذهنی خلاق یا فرار و بیش‌فعال داشته باشد پیش آمده است. داستانی را شروع می‌کنیم ولی به جای پیش رفتن با مسیری که داستان برایمان مهندسی می‌کند و به جای افتادن در کانال پیش‌بینی‌های سوهان‌دیده‌ی مکانیک روایت، به سمت بسط یک فکر ثانوی می‌رویم که شاید در مرکز اهمیت نباشد. مثل این است که به هنگام تماشای یک تابلوی نقاشی که مشخصاً نگاهتان را به سمت مرکز تصویر هدایت می‌کند، بر اثر لغزش چشم شما به ساییدگی‌ای در کنار قاب بیفتد و شما شروع کنید به گمانه‌زنی بر سر این که دقیقاً چه داستانی در پس این ساییش حاشیه‌ی نقاشیست.

جز این بسط داستان‌های محبوبی همچون هری پاتر و ناروتو در نزد فن‌ها و نوشتن فن‌فیکشن برایشان، به منظور گسترش داستان از آن‌چه نویسنده برایمان تدارک دیده و به تعویق انداختن پایان، می‌تواند به میل ما به دانستن و کنجکاوی بازگردد و یا صرف ظرفیت بی‌نظیری که یک داستان برای گسترده‌تر شدن دارد. در مقاله‌ای در نقد بازی‌های رایانه‌ای جهان‌باز نقش‌آفرینی نوشتم که مثلاً جهان هری پاتر به خاطر ظرفیت گسترده‌ی روایی‌ای که دارد، می‌تواند نامزد خوبی برای تبدیل شدن به یک MMORPG انگلیسی باشد(اولین در نوع خود) و همچنان معتقدم در جهان جادوگری از هر نقطه که شروع کنید و با هر شخصیتی که به پیش بروید و هر آیتمی را که کشف و جست‌وجو کنید، توأم با لذت خواهد بود.

اما آنچه به طور خاص داستان «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری» به ما می‌آموزد(به نظرم بهترین ترجمه‌ی این اثر برای لیلی گلستان بود اگر در فکر خواندنش هستید) این است که: داستان‌ها نیازی نیست به پایان برسند. روایت‌ها قرار نیست سرانجام داشته باشند. روایت‌ها باید لذت‌بخش باشند. و در نتیجه اگر ده داستان ناقص را متضمن کنکاج یا لذت یا کاتارسیس بکنیم و بعد با نخ و سوزن یک روایت کلی به هم بدوزیمشان، همچنان ممکن است یک شاهکار خلق کنیم. این سبک از پرش از روایت به روایت دیگر و از رفرنس دادن روایت‌ها به هم و از کتاب در کتاب شدن داستان‌ها، البته چیز تازه‌ای نیست.

«هزار و یک شب» به چنین نوع روایتی شهیر است. «داستان بی‌پایان» میکائیل انده در مورد داستانیست که همیشه در جایی ناقص می‌ماند و قرار است راوی در فرصت دیگری برایتان باقی‌اش را تعریف کند. ولی این که شما کجا قرار است خِر راوی را گیر بیاورید که ازش باقی داستان را بشنوید خودش بحثیست. «مرد بر قلعه‌ی رفیع» فیلیپ کی دیک، داستان جهانیست که درش آلمان نازی و ژاپن جهان را فتح کرده‌اند و کتابی توی این دنیا هست که انگار به طریقی جادویی در مورد جهانیست که درش فاشیست‌ها شکست خورده‌اند و بریتانیا قدرت اول جهان شده است ولی در ضمن یک جهان سومی هم وجود دارد که درش ایالات متحده قدرت اصلی اقتصادی جهان است.

نهایتاً روایت‌هایی که در کنار هم می‌آیند به ما این فرصت را می‌دهند که با تغییر محیط و فضا، روایت را تازه کنیم و اگر احیاناً حوصله‌مان سر رفته، شروع کنیم در فضایی تازه همه چیز را لمس کنیم. مثلاً سه گانه‌ی گوی آتشین نوشته‌ی جان کریستوفر(یا همان سموئل یود)، سه فضای تاریخی کاملاً متفاوت را در کنار هم دارد که به خواننده اجازه می‌دهد روایت را با همان شخصیت‌ها در سه فضای مختلف تجربه کند.

در همین سبک کتاب هیولایی صدا می‌زند نوشته‌ی پاتریک نس هم وجود دارد. داستانی که البته محدود به روایت در روایت بودن نیست. ولی لذت قصه‌گویی را دقیقاً شبیه آن‌چه در «ماهی بزرگ» ساخته‌ی تیم برتون می‌بینیم، برایمان یادآوری می‌کند. نه فقط چون تصویرگری‌های بی‌نظیرش کاملاً با سبک هنری برتون هم‌خوانی دارد، که چون مثل اکثر آثار برتون در مورد مواجهه با حقیقتی دهشتناک است اما از طریق داستان‌گویی.

احتمالاً در مقالی دیگر در مورد خاصیت جادویی درمانگری روایت‌ها نوشتم ولی علی‌الحساب به نظرم اگر از داستان‌های سبک فانتزی شهری یا دارک فانتزی و روایت در روایت لذت می‌برید، سراغ این کتاب بروید و فیلمی که براساس همین کتاب نوشته شده را هم از دست ندهید.

 

هیولایی صدا می‌زند - خرید آنلاین

از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
سیامک گلشیری سیامک گلشیری 10 دقیقه مطالعه | 5 ماه پیش
img-content
فرزین سوری فرزین سوری 8 دقیقه مطالعه | 5 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 12 دقیقه مطالعه | 2 روز پیش
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 15 دقیقه مطالعه | 3 روز پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.