بخونید، خونده بشید!
سرنوشت عجیب یک نامه‌ی انتقادی در زمان جنگ
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
جعفر شیرعلی‌نیا جعفر شیرعلی‌نیا

پژوهشگر تاریخی پیرامون مسائل ایران پس از انقلاب و پژوهشگر برجسته تاریخ دفاع مقدس. متولد 1357. از او کتاب‌های متعددی از جمله دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق و روایتی از زندگی و زمانه هاشمی رفسنجانی به چاپ رسیده است.کانال تلگرام: نکته‌های تاریخی

دنبال کن
سرنوشت عجیب یک نامه‌ی انتقادی در زمان جنگ
7 دقیقه مطالعه / 10 ماه پیش
img-content
سرنوشت عجیب یک نامه‌ی انتقادی در زمان جنگ

قسمت اول: طرح آتش به جای خون


پس از آزادی خرمشهر عملیات‌ها سخت و تلخ پیش می‌رفت. تیر و مرداد ١٣٦١ کمتر از دو ماه پس از آزادی خرمشهر عملیات رمضان در هوای داغ خوزستان با تلخی تمام و پرتلفات پایان یافت. هرچند پس از آن عملیات‌های محدود مسلم و محرم موفقیت‌هایی داشت اما در عملیات محرم که آبان٦١ انجام شد سیل در رودخانه‌ی دویرج تلفات عجیبی از ایرانی‌ها گرفت. در بهمن‌ماه این سال عملیات پرحاشیه‌ی والفجر پرتلفات و با صحنه‌های دردناکی همراه بود و پس از شکست، نامش را والفجر مقدماتی گذاشتند. 

اختلاف فرماندهان ارتش و سپاه اوج گرفته بود و صیاد شیرازی پس از این عملیات در توضیح طرح عملیات پیشنهادی‌اش طرح را آتش به جای خون توصیف کرد که حاشیه‌ساز شد. این طرح نیز با نام والفجر١ در فروردین ٦٢ اجرا شد که عملیاتی شکست‌خورده شد.

زمستان٦٢ در حالی فرا رسید که محسن رضایی امیدوار بود با شناسایی‌هایی که در منطقه دست‌نخورده‌ی هورالهویزه انجام داده بودند ارتش صدام را غافلگیر کنند و پس از چندین عملیات به یک موفقیت بزرگ برسند. بسیاری در پیروزی این طرح تردید داشتند و شکست تلخی را پیش‌بینی می‌کردند. عملیات در هور سختی‌های زیادی داشت و پشتیبانی از نیروها سخت‌تر از عملیات‌های قبلی بود. عملیات خیبر نیز علی‌رغم شروع خوب به سختی‌های عجیبی خورد و یک ناهماهنگی عجیب در انتقال خبر، ٤ گردان خط‌شکن از لشکرهای ٣١ عاشورا و ٨ نجف را به قتلگاه برد. نیروهای تهران نیز تلفات عجیبی دادند که در یادداشتی دیگر به این تلفات و گزارش تکان‌دهنده‌ی رضا دستواره از فرماندهان لشکر ٢٧ و اوضاع غم‌انگیز محمد ابراهیم همت فرمانده لشکر ٢٧ در این عملیات می‌پردازم. 
هرچند محسن رضایی و سایر فرماندهان ارشد سپاه در گزارش‌هایشان بیشتر عدم پشتیبانی و نبود امکانات را عامل شکست‌ها معرفی می‌کردند اما حقیقت این بود که عامل‌های زیادی نیز تاثیر داشت که به نیروهای نظامی، طراحی‌ها و اختلافاتشان باز می‌گشت.

تعدادی از فرماندهان قدیمی نیروهای تهران که در عملیات خیبر در لشکر ١٠ سیدالشهدا جمع بودند در نقد و بررسی عملیات خیبر علاوه بر مشکلات بخش‌های دیگر کشور، به مشکلات داخلی سپاه در جنگ نیز توجه کردند. حرف‌هایشان را یک‌کاسه کردند و پیگیر شدند تا امام را ببینند. محمد ابوترابی می‌گوید با احمد خمینی صحبت کردند. او گفت بروند مسایل را با آیت‌الله منتظری در میان بگذارند. آقای منتظری که توضیحاتشان را شنید از آن‌ها خواست نظرات و پیشنهادهایشان را در جزوه‌ای تدوین کنند؛ چنین کردند که جزوه‌ای ٩٠صفحه‌ای شد. آیت‌الله منتظری گفت این جزوه را به مسوولین کشور برسانند؛ رساندند. دیداری هم با هاشمی داشتند که در یادداشت قبلی به آن اشاره کردم. هاشمی گفته بود نامه را به محسن رضایی می‌دهد اما امضاهایشان را بردارند ولی قبول نکردند.
همان‌طور که در یادداشت قبلی به بخش‌هایی از نامه اشاره کردم این نامه انتقادها و پیشنهادهایی داشت که قابل‌بحث و پیگیری بود اما محمد ابوترابی از نویسندگان نامه می‌گوید: «جزوه پیگیری شد، اما نه با رویکرد اصلاح ایرادات، بلکه از سر عناد و با نیت برخورد با عوامل تنظیم و تدوینش.»
در سال ٦٣ که این نامه تدوین شده بود محسن رضایی فرمانده سپاه چالش‌های مختلفی داشت، البته نه از سوی مسوولین درجه ١ نظام و به دلیل ناکامی عملیات‌های جنگی. او چالشی جدی با آقای محلاتی نماینده امام در سپاه درباره حدود اختیاراتشان داشت که می‌توانید در جای‌جای خاطرات سال ٦٣ هاشمی این اختلافات و تلاشی که برای حل آن انجام شده را ببینید و همچنین اختلافات با صیاد شیرازی. علاوه بر آن در داخل سپاه نیز به‌ویژه در تهران محسن رضایی مخالفانی داشت. در خاطرات ١ آذر ٦٣ هاشمی می‌نویسد محسن رضایی در دیدار با او؛ «از تحرک مخالفانش در سپاه و کارشکنی در منطقه تهران علیه فرماندهی اظهار ناراحتی شدید و درخواست اجازه برخورد خشن‌تر و تنبیه مخالفان را داشت.» در همین ایام در تهران و کرمانشاه برخی جلسات محسن رضایی با رزمندگان و فرماندهان به تشنج کشیده شد.

مشکل این‌جا بود که نامه فرماندهان لشکر ١٠ نیز در همین ایام نوشته شد و مسایلش با سایر مسایل مخلوط شد. شاید فرماندهی سپاه این ماجراها را به هم مرتبط می‌دید. از سوی دیگر یکی از احتمال‌هایی که به ذهن نویسندگان نامه آمده بود این بود که تشنج‌های این ایام برنامه‌ریزی‌شده و برای بدنام‌کردن نویسندگان نامه طراحی شده است. محمد ابوترابی: «شاهد بودیم فرماندهی وقت سپاه قدم در مسیری می‌گذارد که قلب امام امت را به درد خواهد آورد.


قسمت دوم: اعتراض به محسن رضایی


نامه و انتقادها و پیشنهادهایش وارد فضایی پرهیاهو شده بود. به نظر می‌رسد دادن نامه‌ای که در آن به صراحت و شدت از محسن رضایی و رفیق‌دوست انتقاد شده و پیشنهاد برکناری آن‌ها داده شده به خود آن‌ها توسط هاشمی کار جالبی نبود و بهتر بود هاشمی به‌عنوان فرمانده جنگ مساله را پیگیری می‌کرد.
از سویی نویسندگان نامه در جلساتی با نمایندگان مجلس تعدادی از آن‌ها را نیز با خود همراه کرده بودند. به روایت هاشمی بنا می‌شود فرمانده سپاه و منتقدانش با امام دیدار کنند و در حضور امام حرف‌ها مطرح شود. ٢٢ آذر هاشمی می‌نویسد که به او خبر دادند که امام با آن‌ها دیدار نمی‌کند و هاشمی موضوع را پی‌گیری کند. هاشمی نوشته رییس‌جمهور درباره این دیدار نظر مخالف داده و امام از دیدار منصرف شده‌اند.

 ٢٥ آذر، ٩٠ نماینده مجلس به هاشمی نامه نوشتند که معترضین اعتراض‌هایشان را درباره فرماندهی سپاه در حضور نمایندگان مجلس مطرح کنند. ماجرا ابعاد پیچیده‌ای پیدا کرده بود. اما همین روز هاشمی پیامی برای نمایندگان مخالف فرماندهی سپاه داشت. هاشمی: «پیغام شفاهی امام را قبل از شروع جلسه به نمایندگان گفتم که امام از دخالت بعضی از نمایندگان در امور سپاه و همراهی با مخالفان فرماندهی ابراز نارضایتی کرده بودند. برای خواباندن سر و صداها خیلی موثر افتاد؛ گرچه آن‌ها را خیلی دمق کرد.»

همین روز هاشمی با رییس‌جمهور و شورای سپاه جلسه گرفتند و تصمیم گرفتند از امام بخواهند شبیه پیامی که هاشمی به مجلسیان گفت پیامی هم برای منتقدان سپاهی محسن رضایی بدهد. پیامی شفاهی که آقای محلاتی نماینده امام در سپاه آن را 28 آذر 1363 در جمع منتقدان خواند.

محلاتی از قول امام به دشمنی‌ها اشاره کرد و این‌که دشمنان به دنبال اختلاف در سپاه هستند. گفت امام از هیاهو علیه فرماندهان سپاه انتقاد کرده است و گفته اگر در سپاه اختلاف شود جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. گفت امام گفته است امروز هیچ‌یک از افرادی را که در راس امور هستند امکان ندارد برداریم؛ با هیاهو آقا محسن و آقای رفیق‌دوست برداشته نمی‌شوند. امام گفته بود اگر بعد از این پیام کاری کنند به‌عنوان مخالف اسلام معرفی می‌شوند.

حسن بهمنی و کاظم نجفی رستگار از امضاءکنندگان نامه بودند و نزد بقیه‌ی امضاکنندگان احترام زیادی داشتند. گفتند که امام تکلیف همه را روشن کرده و ما وظیفه‌مان رساندن مشکلات به مسوولین کشور بود که انجام شد. امضاءکنندگان این نامه علاوه بر بهمنی و رستگار که دو ماه پس از این جریانات در اسفند 1363در عملیات بدر شهید شدند، عبارتند از محمد ابوترابی، بهرام میثمی، منصور کوچک‌محسنی، تقی محقق، حسین اسکندرلو، احمد غلامی، عباس نجف‌آبادی و قاسم گلریز که برخی از آن‌ها نیز شهید شده‌اند.

هرچند روایت ابوترابی امضاءکنندگان نامه را از جریانات اعتراض‌های میدانی به محسن رضایی بی‌خبر نشان می‌دهد اما روایت‌هایی وجود دارد که نیروهای لشکر 10 و فرماندهانشان را در این اعتراضات مؤثر می‌دانند. شاید بدون این اعتراض‌ها انتقادها جواب بهتری می‌گرفت و مسوولین  به دلیل نگرانی از افزایش ناآرامی‌ها ماجرا را ختم کردند. البته از سویی مسوولین نیز نباید تحت‌تاثیر حاشیه، اصل انتقادها را نادیده بگیرند.

-  روایت‌های آقای ابوترابی از کتاب مردان رستگار، سخنان هاشمی از خاطرات سال ٦٣ و پیام امام برگرفته از یادداشت شهید رستگار است که آقای داوودآبادی در اختیار نگارنده قرار داده است.

نویسنده
جعفر شیرعلی‌نیا
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
like10K
tag
جعفر شیرعلی‌نیا جعفر شیرعلی‌نیا 10452 خواننده / 12 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
جعفر شیرعلی‌نیا جعفر شیرعلی‌نیا 14 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
جعفر شیرعلی‌نیا جعفر شیرعلی‌نیا 12 دقیقه مطالعه | 7 ماه پیش
img-content
فرزین سوری فرزین سوری 12 دقیقه مطالعه | 8 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.