بخونید، خونده بشید!
هفت درصد یعنی هشتاد میلیون نفر
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
منصور ضابطیان منصور ضابطیان

نویسنده‌ی سفرنامه‌هایی از قرار: «سباستین: سفرنامه‌ی کوبا»، «مارک و پلو» و... است. اما خیلی ها او را بیشتربه خاطر گزارش‌ها و مصاحبه‌های خاطره‌انگیزش می‌شناسند او همچنین مجری، کارگردان و تهیه‌کننده‌ی تلویزیون است و برنامه‌هایی همچون «صد برگ» و «رادیو هفت» را برای تلویزیون تهیه و اجرا کرده است.

دنبال کن
هفت درصد یعنی هشتاد میلیون نفر
8 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
کرگدن کرگدن
مجله هفتگی کرگدن
دنبال کن
هفت درصد یعنی هشتاد میلیون نفر

در جیپور در هتلی مجلل اقامت کرده‌ام. به جرات می تـوانم بگـویم مجلل تریـن هتلـی اسـت کـه تـا امـروز دیده‌ام. آن قدر بزرگ است که همان عندالورود یک نقشه می دهند دستت که گم نشوی. هتل سیزده رستوارن دارد و پنج، شش تا استخر و چه بریز و بپاشی. مشـغول سـاخت مجموعـه گزارش‌هایـی هسـتم دربـاره هندوسـتان و شرایط اقتصادی و اجتماعی‌اش. بخشی از گزارش را در فضای باغ ورودی هتل می‌گیرم. با لنز دوربن صحبت می‌کنم و از تصویربردار می‌خواهـم همـراه مـن دایـره وار بچرخـد. صحبت‌هـای اولیـه مـن در پس زمینـه‌ای از درخت‌هـای سـر بـه فلـک کشـیده و یـک راه تمیـز و پرگل به سمت هتل گفته می‌شود. مسیر پر از گل های کاغذی است و انگار توی هر بوته چند صدتا بلبل مشغول آواز خواندن هستند. گاهـی مسـتخدمین هتـل بـا کت هـای شـیک و یقه هـای آهـارزده و کراوات‌های گران قیمت پشت سرم رفت و آمد می‌کنند. حرف‌های من در این اپیزود درباره اقتصاد هند و رابطه اقتصاد و اجتماع است. مـن شـروع بـه راه رفـتن - بهـتر اسـت بگـویم چرخیـدن- می‌کنـم و دوربین هم همراه من می‌چرخد، به نحوی که پس زمینه دیگر باغ هتل نیست بلکه خیابانی است که هتل در آن قرار دارد. تصویر، دیدنی امـا غیرقابـل بـاور اسـت. دو گاو از پس زمینـه عبـور می‌کننـد. یـک پسـربچه که فقط یک بلوز به تن دارد، زل زده به دوربین. گوشـه‌ای از یک کپر معلوم است و... آدم‌هایی که عبور می‌کنند همه نگاهی به داخل باغ هتل می‌اندازند اما نگاه ها هیچ ردی از تنفر حاصل از اختلاف طبقاتی ندارد... این فضای حاکم بر جامعه هند است؛ جامعـه‌ای کـه روی بزرگ تریـن گسـل اختـلاف طبقاتـی اسـت، امـا این گسـل خاموش اسـت. نه فقیرها علیه پولدارها شـورش می‌کنند و نه پولدارها کمر به حذف طبقه تهیدست بسته اند. و هر کـدام هـم در بی نهایـت وضـع موجـود قـرار دارنـد! هندی هـا غذایـی دارنـد بـه نـام «دال» کـه شـاید در ایران هـم دیـده باشـید؛ یـک نـوع عـدس نارنجی رنـگ کـه انـرژی زیـادی دارد و قیمتـی انـدک. ایـن غـذای فقراسـت. یـک کاسـه از آن و یـک تکـه نـان، همه غذای روازنه کسی می شود که پول زیادی ندارد. فقرا یک کاسه از آن را می‌خرند و کناری می ایستند و شروع می کنند به خوردن. عده ای دیگر هم هستند که حتی پول خریدن این را هم ندارند. آن ها دورتر می ایستند تا اگر خرده نانی بر زمین افتاد یا دانه عدسی، آن را از زمین بردارند و رفع گرسنگی کنند. حالا این‌ها را بگذارید کنار ویکی! او یکی از بازماندگان مهاراجه‌های ایالت راجستان است. اسم کاملش خیلی سخت است و به هیچ وجه نمی شـود آن را حفظ کرد. همان بهتر که ویکی صدایش کنیم. او تورلیدر هندی ماست. ارتباطش با ریشه‌های خانوادگی منحصر می شـود به همن پز دادن که پدربزرگش زمانی مهاراجه بوده اسـت. طبـق قانـون، دیگـر هیـچ مهاراجـه‌ای در هنـد وجـود خارجـی نـدارد و کسی نمی‌تواند از این عنوان و امتیازهای مربوط به آن استفاده کند. مهاراجه بودن در هند تنها وسیله‌ای است برای امرار معاش. ظاهرا ویکی و عموزادگانش توانسته بودند ثروت خانوادگی را همچنان حفظ کنند. ویکی می‌گوید که هیچ نیاز مالی ندارد و کار تورلیدری را تنها برای این که سرش گرم باشد و برای معرفی فرهنگ هند به خارجی‌ها انتخاب کرده است. او یک ماشن مدل بالا دارد و خانه‌ای خوب در یکی از محله‌های جیپور، عاشق اسب سواری است و در اصطبلی قدیمی از دوازده اسب گران قیمت نگهداری می‌کند. آدم هایی شبیه ویکی در هندوستان کم نیستند، هر چند در اقلیتند. اما فراموش نکنید که مفهوم اقلیت در هندوستان با دیگر نقاط دنیا متفاوت است. در هند وقتی صحبت از یک اقلیت هفت درصدی می شود، این رقم یعنی نزدیک به هشتاد میلیون نفر! ویکـی بسـیار خوش چهـره و خوش لبـاس اسـت. اگـر در ایران بـود، پتانسیل این را داشت که هنرپیشه شود. تنها باید رنگ پوستش را بیسـت درجـه روشـن تر می‌کـرد! روز آخر تورلیدر ایرانی به مسافران پیشنهاد کرد به رسم هندی‌ها هر کدام مبلغی را به عنوان انعام به ویکی بدهیم. محاسبه سردستی ما نشان داد که اگر همه مان بسـیار هم گشاده دسـتی کنیم، مجموعه انعام جمع شده هزینه علوفه یک روز اسب‌های ویکی هم نمی‌شود. البته ویکی انعام را گرفت و انگار از داشتن آن بسیار هم خوشحال بود!


این مقاله قبلا در نهمین شماره از هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 1 تیر 95 چاپ و منتشر شده است.

نویسنده
منصور ضابطیان
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
احسان رضایی احسان رضایی 14 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
حسن لطفی حسن لطفی 8 دقیقه مطالعه | 8 ماه پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 8 ماه پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1683 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.