بخونید، خونده بشید!
مرد پیتزایش را با نان می‌خورد
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
حامد ابراهیم‌پور حامد ابراهیم‌پور

حامد ابراهیم‌پور تحصیل‌کرده‌ی حقوق قضایی است. اما غزل فرافرم می‌گوید که پلی‌ست میان سینما و شعر کلاسیک. از او مجموعه اشعاری از جمله «دروغ‌های مقدس» و «به هزار دلیل دوستت دارم» به چاپ رسیده است.

دنبال کن
مرد پیتزایش را با نان می‌خورد
5 دقیقه مطالعه / 4 ماه پیش
img-content
مرد پیتزایش را با نان می‌خورد

به گمانم سال‌های زیادی از ورود پیتزا به ایران می‌گذرد. ولی من حدود بیست ‌و شش هفت سال قبل با ایشان آشنا شدم. پدرم زیاد اهل این قرتی بازی‌ها نبود و چلوکباب کوبیده را ترجیح می‌داد. به من هم گفته بود هر نمره‌ی بیستی که بگیری برایت یک پرس سیرابی می‌خرم. بعد که انگیزه پیدا کردم و چندتایی ۲۰ پشت هم گرفتم، دید به‌صرفه نیست! دبّه کرد و زد زیرش.

بار نخست که پیتزا خوردم، کلاس پنجم ابتدایی بودم. یکی از همکلاسی ها -که پدرش بقالی داشت و خیلی تأکید می‌کرد که نگوییم بقالی و بگوییم سوپرمارکت- به من گفت غذای جدیدی به اسم پیتزا آمده که بسیار خوشمزه و باکلاس است.

من تا آن‌وقت غذایی نخورده بودم که از الویه باکلاس تر باشد. سریعاً پذیرفتم. مقداری از عیدی‌ها را برداشتیم، رخت عیدمان را پوشیدیم و راهی شدیم.

حوالی پارک فدک تهران، مغازه‌ی شیک و مدرنی -با قیاس‌های آن‌وقت- باز شده بود که سر درش نوشته بود: پیتزا تنوری. با استرس نشستیم و دوتا پیتزا پپرونی سفارش دادیم. چون اسمش سخت‌تر بود و باکلاس تر.

پیتزاها را که آوردند قفل کردیم. نه نان داشت نه برنج. خیلی مؤدب به صاحب مغازه گفتم: نونش رو فکر کنم یادتون رفته بیارید.

طرف هم نامردی نکرد و گفت: «آخ! آره! یادم رفت!»  بعد دو تا نان باگت گدا خفه کن گذاشت روی میز.

تکه‌های پیتزا را می‌گذاشتیم لای نان و مثل اسب می‌خوردیم. جالب اینجاست که نان کم آوردیم و من خیلی باشخصیت رفتم پیش صاحب مغازه و گفتم: «دو تا نون دیگه لطفاً!»

و مردم همین‌طور بهت‌زده نگاه‌مان می‌کردند و خدا شاهد است که بادی به غبغب انداخته بودیم و فکر می‌کردیم، به خاطر رخت‌های عید و خوش‌تیپی زیادمان است که نگاه مان می‌کنند.

در آخر هم آن‌قدر از نتیجه‌ی کار راضی بودم که پیش از رفتن، یک پیتزای دیگر خریدم و یورتمه طرف خانه‌ی عمویم رفتم و با پسرعموها نشستیم دور هم با بربری خوردیم و خیلی چسبید.

از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان که هنوز هم اگر جلویم را نگیرند، خوردن پیتزا را با نان ترجیح می‌دهم. به ‌عنوان یک مرد سنّتی به شدت اعتقاد دارم غذایی که نه نان داشته باشد نه برنج، اصلاً غذا نیست. فرقی با سالاد ندارد.

نویسنده
حامد ابراهیم‌پور
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
حامد ابراهیم‌پور حامد ابراهیم‌پور 5 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
حامد ابراهیم‌پور حامد ابراهیم‌پور 2 دقیقه مطالعه | 3 ماه پیش
img-content
حامد ابراهیم‌پور حامد ابراهیم‌پور 5 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
رضا بهرامی رضا بهرامی 10 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
شرمین نادری شرمین نادری 14 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
رامبد خانلری رامبد خانلری 10 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.