بخونید، خونده بشید!
نقطه‌ای بدون ویزا
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی

از این‌که اسم خودم رو بذارم نویسنده، کوله‌گرد، مردم‌شناس یا روزنامه‌نگار پرهیز می‌کنم؛ چون دوست‌دارم هروقت که خواستم هیچ‌کدوم نباشم.

دنبال کن
نقطه‌ای بدون ویزا
7 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
img-content
روزنامه شرق روزنامه شرق
روزنامه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی صبح ایران
دنبال کن
نقطه‌ای بدون ویزا

برای ورود به مجمع‌الجزایر سوالبارد، شمالی‌ترین منطقه تحت کنترل کشور نروژ، احتیاج به ویزا و اجازه اقامت نیست. این منطقه را شاید بتوان تنها نقطه‌ای از کره زمین دانست که لااقل در تئوری، متعلق به تمام ملیت‌های جهان است و شما به‌عنوان شهروند دنیا، می‌توانید به قیمت سرمای ١٢ درجه زیر صفر و ندیدن نور خورشید برای دو ماه در سال، تا هر زمان که بخواهید تحت قوانین کشور نروژ در آن کار و اقامت کنید. اغلب از این مکان به‌عنوان تنها نمونه اجرائی‌شده یکی از مواد حقوق ‌بشر تحت عنوان امکان «آزادی حرکت» یا «آزادی سفر» در کره زمین یاد می‌شود. ماده ١٣ اعلامیه جهانی حقوق‌ بشر دراین‌باره چنین می‌‌گوید: هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود و بازگشت به کشور خویش است. 
امروزه به موضوع روادید و گذرنامه به گونه‌ای نگاه می‌کنیم که گویی نئاندرتال‌ها برای مهاجرت از آفریقا مجبور به ایستادن در صف ویزای سرزمین‌های دیگر شد‌ند و فراموش کرده‌ایم که تا همین ١٥٠ سال پیش می‌شد به هر نقطه‌ای از جهان بدون نیاز به اجازه دولت‌ها سفر کرد. مرزها را خودمان کشیده‌ایم و خودمان باور کرده‌ایم. تئوری‌هایی که از «مرزهای باز»، «جهان بدون ملیت» و «حق نامحدود مهاجرت» دفاع می‌کنند غیرواقع‌بینانه و گاه ساده‌لوحانه تلقی می‌شوند و به این نکته اخلاقی بی‌اعتنا می‌مانیم که چرا باید تولد تصادفی یک انسان در نقطه‌ای از زمین، تا ابد برای او امتیازی مثبت یا منفی باقی بماند. تجربه جنگ‌های جهانی، دوران رنسانس، تمدن اسلامی، معماری، هنر و تاریخ جهان را به‌عنوان حجم انباشته‌ای از میراث فرهنگی بشر که متعلق به تک‌تک انسان‌هاست در نظر نمی‌گیریم و هنوز به این باور نرسیده‌ایم که مسائلی مانند آلودگی محیط زیست و گرمایش زمین در نهایت دامن‌گیر تمام بشر خواهد شد. شاید زمانی برسد که مرز کشورها، در کلاس‌های تاریخ تدریس شوند و آیندگان با تعجب از زمانی یاد کنند که ملت‌ها با لجاجت بچگانه، دور سرزمین‌هایشان دیوار و سیم‌ خاردار می‌کشیدند و سرنوشت ملل دیگر را مربوط به خود نمی‌دانستند. اما هدف از این نوشته اشاره به این نکته است که به دلایل تاریخی به‌عنوان یک ایرانی، بیش از بسیاری از ملیت‌های دیگر دنیا مرزها را باور کرده‌ایم و حقوق خود را درباره سفرکردن به تمام دنیا از یاد برده‌ایم. غرب قوانین سفت و سختی برای صدور ویزا به ایرانیان وضع می‌کند و ما اغلب منفعلانه آن را می‌پذیریم.
 پرسیدن این سؤال از یک آلمانی عجیب است اما ما به محض فارغ‌التحصیلی اطرافیان‌مان از آنها می‌پرسیم قصد مهاجرت دارند یا نه؟ اگر قصد مهاجرت نداشته باشیم باید توضیح بدهیم که چرا! زندگی و داشتن اجازه اقامت در اروپا یا آمریکا را یک «موفقیت» می‌دانیم و از گرفتن روادید این کشورها مفتخر می‌شویم. اگر درخواست ویزایمان با دلایل غیرعادلانه رد شود، درنهایت از سر خشم، بد و بیراهی نثار این برخورد تبعیض‌آمیز می‌کنیم اما با استفاده از قوانین همان کشورها به این موضوع اعتراض قانونی نمی‌کنیم. اجازه می‌دهیم موضوع گرفتن وقت ویزای سفارت‌های مختلف در کشورمان، دستخوش فساد و واسطه‌گری شود. با گفتن جملاتی مانند «وقتی عده‌ای از دیوار سفارت‌ها بالا می‌روند معلوم است که ویزا نمی‌دهند» ناخودآگاه، نگرفتن ویزا را حق خود می‌دانیم. در یک کلام در این مورد دچار عذاب وجدان و حس حقارت تاریخی شده‌ایم و قادر نیستیم موضوع را در سطح روشن‌تری ببینیم. سطحی که در آن، باید از حق انسانی خود برای دیدن و تجربه میراث فرهنگی بشر در غرب دفاع کنیم. مردم ایران درست به اندازه مردم جهان باید بتوانند به همه‌جا سفر کنند تا به جای تفاوت و مرزکشی، بین خود و ملل دیگر شباهت و یگانگی ببینند. سازمان‌های جهانی قرار بوده براساس مفهوم یکی‌بودن بشر کارکرد داشته باشند. ثبت یک اثر یا مفهوم تاریخی به‌عنوان میراث فرهنگی جهان، تنها یک اصطلاح سازمانی نیست؛ حقیقت این است که آکروپولیس همان‌قدر متعلق به یک ایرانی ا‌ست که تخت جمشید و یک فرانسوی همان‌قدر حق تجربه قدم‌زدن در میدان نقش جهان را دارد که یک اصفهانی. همه ما تندیس‌های بودا در بامیان را از دست دادیم. 
دیدن کولوسئوم در رم، کلیسای نوتردام در پاریس، پترا در اردن، تجربه قدم‌زدن در پارک‌های طبیعی آفریقا و کانادا، بالا‌رفتن از ماچو پیچو در پرو و نگاه‌کردن به منظره گرند کنیون حق تمام مردم دنیاست و تنها به یک ملت تعلق ندارد. با عادی درنظرگرفتن زیرپاگذاشتن این حق، کشیدن دیوار واقعی بین مرزها طبیعی‌تر جلوه 
خواهد کرد.


این مقاله که قبلا در سایت روزنامه شرق منتشر شده بود از مجموعه مثالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد باز نشر می‌شود.

نویسنده
مهزاد الیاسی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
پوریا عالمی پوریا عالمی 2 دقیقه مطالعه | 2 روز پیش
img-content
عرفان کسرایی عرفان کسرایی 6 دقیقه مطالعه | 3 روز پیش
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی 5 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
صدرا علی آبادی صدرا علی آبادی 4 دقیقه مطالعه | 2 روز پیش
img-content
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی 7 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
مهزاد الیاسی مهزاد الیاسی 5 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.