بخونید، خونده بشید!
مشارکت سیاسی زنان، تلطیف نیست؛ تعدیل است!
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
مشارکت سیاسی زنان، تلطیف نیست؛ تعدیل است!
8 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
روزنامه شرق روزنامه شرق
روزنامه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی صبح ایران
دنبال کن
مشارکت سیاسی زنان، تلطیف نیست؛ تعدیل است!

در بیشتر استدلال‌های موافقان و مخالفان مشارکت زنان در فرایندهای تصمیم‌گیری‌های حقوقی و مدنی و اجتماعی، وجوه اشتراکی به چشم می‌خورد که دفاع از آن یا مخالفت با آن را بر مبانی نادرستی قرار می‌دهد. از جمله این وجوه اشتراک تبیین‌هایی است بر اساس ذات زن و مرد؛ مثلا، مدافعان، حضور زنان را در فرایندهای سیاسی و اجتماعی باعث تلطیف این فضاها و دمیدن روح عشق و عاطفه و احساسات به این فضاها می‌دانند. در مقابل، مخالفان نیز ورود لطافت و عشق و عاطفه و احساساتی‌گری منتسب به زنان را مغایر عقلانیت و جدیت لازم برای تصمیم‌گیری‌های مهم می‌دانند. هر دو طرف چنین می‌اندیشند که عشق و عاطفه و نرمی و احساسات مختص زنان است و خشونت و جدیت که آن را مترادفِ عقلانیت می‌دانند و بری‌بودن از عواطف و احساسات امری ذاتی در مردان است. در این تبیین‌ها فراموش می‌شود که عشق یا خانواده مجرد نیست، در خلأ به وجود نمی‌آید و فقط یک جنس آفریننده و تداوم‌بخش آن نیست. همچنین اعمال قدرت و خشونت و رفتارهای فرهنگی مربوط به آن را مردان در خلأ نمی‌آموزند. «عواطف زنانه» و «عواطف مادرانه» نیز از جمله صفت‌هایی‌اند که گویی منکر وجود عواطف در مردان به‌طورکلی یا در برابر فرزندانشان می‌شود. 

برخی طرفداران مشارکت زنان از خرد مردانه و خرد زنانه یا «خرد نرینه» و «خرد مادینه» سخن می‌گویند و چنان قلمرو خرد را با خصوصیات تنانه پیوند می‌دهند که گویی خرد چیزی است با مرزهایی عبورناپذیر و ثابت و میزانی تغییرناپذیر. درمقابل، مثلا صفاتی مثل «حسادت زنانه»، «کوته‌بینی زنانه»، «احساساتی‌گری» و «کم‌خردی زنانه» را مانعی بر سرراه داشتن عملکرد مثبت و درست و عادلانه در مسندهای سیاسی حقوقی و قضائی می‌دانند. بسیاری از دختران جوان را می‌شناسم که مثلا درس وکالت خوانده‌اند و هنگامی که به شما مشاوره حقوقی می‌دهند، ذره‌ای احساساتی‌گری و ناآشنایی با قانون یا راهنمایی نابخردانه در مشاوره آنها نمی‌یابید. 
بیشتر تبیین‌های زیست‏شناختی ابزاری است برای توجیه خشونت و ذاتی‌دانستن آن در وجود مرد، اما اگر این‌گونه استدلال‌ها درست باشد، برای تفاوت‌های فردی میان زنان و مردان در ارتکاب خشونت چه توجیهی می‌توان پیدا کرد؟ بسیارند مردان انسان‌دوست و خیرخواهی که طبعی لطیف و مهربان دارند و جهان و ظرافت‌های آن را درک می‌کنند و بسیارند زنانی که در ارتکاب به خشونت و جنایت دست هر مردی را از پشت می‏بندند. تاریخ از نمونه‌های زنان قسی‏القلب و جنایتکاری که نه در کشتن کودک خود تردید روا داشته‏اند و نه در کشتن کودکان و انسان‌های بی‏گناه دیگر فراوان به چشم دیده است؛ نظیر سیاست‌مداران محافظه‏کار و جنگ‏طلبی چون گلدا مایر، مارگارت تاچر و خانم رایس (که در جنگ آمریکا و عراق بسیار فعال بود) و آن زن عراقی که سازنده سلاح‌های شیمیایی عراق بود، در تاریخ کم نیستند. چرا راه دور برویم؟ هم‌اکنون زنانی مثل ژان ماری لوپن و ترزا می‌ بر تارک احزاب راست‌گرای نئوفاشیست قرار دارند. ژان ماری لوپن به‌قدرت‌رسیدن ترامپ جنگ‌افروز و فروشنده سلاح‌های نظامی و کشتار جمعی را در آمریکا خبری بسیار خوشایند دانست. 
باید پذیرفت که اندیشه‌های انسان‌دوستانه و خردگرایانه و محیط‌زیستی و مبتنی‌بر توزیع عادلانه ثروت در جامعه و رفاه و سلامت اجتماعی به بینش و دانش و تخصص آنها بازمی‌گردد و به آن دسته از نظام‌های اقتصادی و اجتماعی‌ که مجال بروز و چیرگی آنها را فراهم می‌آورند. 
در جامعه امروز ایران نیز سخن‌راندن از مشارکت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و قدرت قانون‌گذاری زنان، به معنای تبلیغ جو شمع و گل و پروانه نیست، زیرا که، اتفاقا، در گذشته بسیاری از مردان شاعر ما این مهم را به نحو احسن به انجام رسانده‌اند. سخن‌گفتن از لزوم شرکت زنان در مدارج بالای تصمیم‌گیری‌های سیاسی و مدنی و حقوقی، سخن‌گفتن از شرکت کسانی است که مهارت و تجربه و دانش و تخصص لازم را برای تشخیص مصالح خود و اجتماع کسب کرده‌اند. سخن از این است که واقعیت اجتماعی لایه‌های گوناگون دارد و نسبت هرکس با لایه‌های گوناگون اجتماعی دید او را به محیط خود و به شرایط زیست خود تعیین می‌کند. اگر لایه‌های گوناگون واقعیت و نسبت افراد و قشرهای جامعه را با این واقعیت‌ها بپذیریم، تکثر را پذیرفته‌ایم. نمونه ساده آن وجود و معنای پیاده‌رو یا معابر امن و مسطح برای عبور زن بارداری است که به هر دلیل- پیاده‌روی، هواخوری، رفتن به سر کار، خرید و ... - قصد دارد از نقطه‌ای در شهر تهران به نقطه دیگری از شهر برود. معنای پیاده‌رو برای وی بسیار متفاوت است با آن دید و بینشی که تاکنون مبنای مدیریت شهر تهران بوده و با اشغال و نابودی معابر و پیاده‌روهای امن و نابودی محیط زیست، اولویت را به برج‌سازی و ماشین‌وندی، به‌جای شهروندی داده است. سخن از احساساتی‌گری و فضای گل‌وبلبل نیست، سخن از جامعه‌ای است که همه لایه‌های واقعیت اجتماعی آن در مراتب قدرت و تصمیم‌گیری نماینده داشته باشند و دیده شوند. 
سخن از تلطیف نیست، سخن از تعدیل است و تعدیل یعنی رهایی از یک‌سونگری و افراط‌گرایی. این ممکن نیست مگر نگرش‌های گوناگون؛ از زن و مرد و اقوام و نحله‌ها و طبقات مختلف در تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت‌های مدنی و سیاسی شرکت داشته باشند.


این مقاله که قبلا در سایت روزنامه شرق منتشر شده بود از مجموعه مقالات برگزیده وب فارسی است که در موضوع آزاد باز نشر می‌شود.

نویسنده
نیره توکلی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
12 دقیقه مطالعه / 5 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
5 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
15 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.