بخونید، خونده بشید!
قهر آسمان با زمینیان
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
خضر شمسی خضر شمسی

دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری. با بیش از 50 مقاله علمی در مجلات و همایش بین المللی و ملی در زمینه های تخصصی و عمومی.
پژوهشگر، نویسنده و شاعر

دنبال کن
قهر آسمان با زمینیان
4 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
قهر آسمان با زمینیان

بوی غریبی می آید از دور، روحش دلتنگی، کالبدش جسد! حیف که صدایی ندارد. از پشت کوههای غربت! هر دم این بو غریبتر می شود. ولی این بو تازگی ندارد، آری آری .. اکنون که یادم بر مخیله ام پا می فشارد زمانی که طفلی بیش نبودم بارها حسش کردم اما تا امروز درکش نکرده بودم. می گویند این صدا و این بو سالهاست که از زمین اوج گرفته اند و در این برزخ زمینی در لابه لای کوههای بشریت به پرواز درآمده اند اما این چه صدا و چه بویی است که فقط خاص چنین روزی است. شایع است سالها پیش در چنین روزی آسمان با مردمان ما قهر کرد در آن روز آسمان به جای باران بر روی مردم شهر بمب خردل[1] باراند. و آنان را در یک هجوم غافیلگیرانه و بس ناجوانمردانه زمین گیر کرد. کودک و جوان، زن و مرد، حیوان و نبات؛ هر آنچه را تکه جانی داشت ستاند[2]. نمی دانم خدا .... چرا؟ آخر تو چرا؟ آن روز با مظلوم ترینِ مهمانانت قهر کردی و رحمتت را در تضادی مرگبار بر آنان ارزانی داشتی و لذت نفس کشیدن را بر آنان حرام کردی، تا آنان که چون کبوتری به پرواز درآمدند بروند ولی آنانکه ماندند چه؟ می دانی چه بر سرشان آمده است؟ مردن تنها آرزوی بزرگشان است این ای کاش را هر روز از آن قهر کرده با خود، با لابه و زاری می خواهند. در غرب وحشی[3]، مهاجم از پشت خنجر نمی زد بلکه با دوئلی عادلانه کار را یکسره می کرد ولی حال در جوار ما، در بیرحمی حیوان صفتانه و در یک تقابل نابرابر، چه ها که از پشت خنجر نخوردند. اما چه خنجری و چه گلوله ای که حتی لباسهایشان راخونین نکرد. آن روز سیاه تر از هر شب و در میان توده توده انظار جوامع بشری، نفس کشیدن را بر مردمان ما حرام کردند تا آن جانی صفتان بر این دوئل نابرابر بخندند. خیابانها پر از مردان و زنانی بود که بی دفاع بر روی زمین افتاده بودند و چه بچه هایی که در گهواره ها آرام آرام به خواب ابدی فرو رفتند و چه زیاد بودند کبوترانی که دیگر طاقت پرواز از بالهای نحیفشان گرفته شد.

آن روز هیچ کس نگریست زیرا که چنین رویدادی را در کوچه پس کوچه های تاریخ گم کردند تا چنین ننگ روزی مایه شرمساریشان نشود. بعد از دهه ها فراموشی، حال بغضها سلفی وار می ترکند و خواهان نمایش تراژیک آن روی داده هستند. اما چه سود که بسی دیر است. همین دیروز بود که در یک مکافات عمل، آن جنایتکار عرب[4] به سزای عملش رسید. حال اگر نشانی از آثارش بخواهی، باید در کهنه دخمه های زیرزمینی عراق، به دنبالش بگردی تا ردی از اعتبارش بیابی.

هفتم تیر[5] است و هر دم این بو غریبتر می شود و شامه ام را چون چنگی غمگین می نوازد و بر من چونان گُرزی گران هیهات می زند که بسی دیر است که از خواب جسته ای، سالها قبل زمانی که آن گل گوشه باغچه مان بی صدا پژمرد، تو در خواب بودی و غافل از اینکه نور ستاره ها بی رمق تر از هر دم گشته و خورشید نای تابش ندارد بیدار شو و فراموش نکن که آسمان حال نیز با ما قهر است بعد از گذشت 3 دهه حال چرخ زندگی می چرخد و هر کس پی آشیانه و نانی، اما فراموش نکن آسمان هنوز که هنوز است با ما قهر است.


[1] بمب شیمیایی استفاده شده در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق در شهر سردشت

[2] اشاره دارد به شهادت 111 شهروند سردشتی و مجروح شدن چند هزار شهروند دیگر

[3]  منظور ایالت های غربی ایالات متحده آمریکا می باشد

[4]  صدام حسین رئیس جمهور عراق در زمان دستور بمباران شیمیایی سردشت

[5] هفتم تیر 1366 بمباران شیمیایی شهر سردشت

نویسنده
خضر شمسی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1435 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
15 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.