بخونید، خونده بشید!
این پاپتی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور

نویسنده، کارگردان تئاتر و سینما، نمایش‌نامه نویس

دنبال کن
این پاپتی
9 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
این پاپتی

این پاپتی‌های یک لاقبای آدم حسابی

«آگره» یا آن‌طور که انگلیسی‌ها گفته‌اند و می‌گویند، «آگرا» نامی است که نخستین بار در کتاب حماسی «مهابهاراتا» دیده شده است. آگره به معنی بهشت است و اگر بخشی از بهشت این‌گونه باشد، بهشت نامیدن این معماری ترکیبی ایرانی- هندی اغراق‌آمیز نیست.

من هر بار که به هند سفر کرده‌ام به تماشای این معماری باشکوه گورکانی رفته‌ام. تاج‌محل سفید همچون یک درخت بزرگ غرق در شکوفه‌های سفید گیلاس است میان کاخ‌های سرخ‌رنگ. یا همان‌طور که خود هندی‌ها می‌گویند: لعل می‌درخشد و حوضی به سبک باغ ایرانی، آیینه این «عاشقانه» ملکه ایرانی‌تبار و شاه‌جهان است.

نخستین بار، حدود 34 سال پیش از این مجموعه دیدن کردم. باور نمی‌کردم که نباید با کفش یا بدون کاور پلاستیکی کفش وارد این‌گونه بناها بشوی، اما هندی‌ها همین ورود به نظر ساده را به مناسکی تامل‌برانگیز مبدل کرده بودند.

معلوم است که در آن کاخ‌ها تصمیم‌های ظالمانه‌ای گرفته شده، اما امروز که کاخ مانده است و از کاخ‌نشینان گورکانی خبری نیست، همه‌چیز زیباست و برای مردم «اوتار پرداش» - ایالتی که آگره در آن واقع شده است- بی‌آن‌که زیارتگاه باشد، مقدس است. حتما به این دلیل که متعلق به «گذشته» است؛ گذشته‌ای که هر چه بوده، امروز زیباست و تا آن‌جا که من می‌دانم، هندی‌ها ضرب‌المثلی متحیرکننده چون ما ندارند: «نو که اومد به بازار کهنه می‌شه دل‌آزار». در هند «گذشته» محترم است.

نکته دیگری درباره آگره هست که از خود آگره زیباتر و از تمام این مجموعه باشکوه‌تر است: حفظ یک میراث با سینه ‌سپر کردن مردمانی فقیر، گرسنه و در مملکتی به یغما رفته.

انگلیسی‌های مدعی تمدن و اربابان سود‌جویشان برای به زانو درآوردن آزادی‌خواهان طغیان کرده پیرو مهاتما گاندی بزرگ، توپ‌هایشان را به سوی این دستاورد بی‌نظیر بشری نشانه رفته‌اند. توپچیان مزدور بی‌آن‌که واهمه‌ای در دل داشته باشند که گلوله‌های توپ چه چیز را به نابودی خواهند کشید، آماده فرمان «فایر» و شلیک به گذشته و تاریخند. 

مردمان یک‌لا‌ قبای هندی که از ترس جان در کاخ‌های گورکانی پناه گرفته‌اند تا شاید به خاطر آن بناهای تاریخی هم که شده جانشان در امان بماند به امیدی واهی دل بسته‌اند: فرمانده‌ای «متمدن»!

فرمانده در حال تهدید آن‌هاست و نشان می‌دهد که در دل ذره‌ای تردید ندارد. او آماده است که فرمان بدهد و گردان توپ‌ها را شلیک کنند و جان مردم و جان تاریخ را بگیرند. پاپتی‌های لرزان باید انتخاب کنند: یا معماری باشکوه لعل و موتی (مروارید) و نابودی گذشته یا پذیرش مرگ...

آن‌ها انتخاب می‌کنند. آرام و تسلیم شده از کاخ‌ها خارج می‌شوند. یکی از آن‌ها فریاد می‌زند: "جانمان را بگیرید و خونمان را بریزید، اما به میراثمان شلیک نکنید." و انگلیسی‌های دوستدار تاریخ و تمدن(!) این حافظان واقعی میراث فرهنگی بشر را با آرامش به رگبار می‌بندند، اما کاخ‌های گورکانی پابرجا می‌مانند.

اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، اما این اتفاق تاریخی رخ داده است. می‌دانیم که غربی‌ها در سال 1972 موضوع حفاظت از میراث فرهنگی اعم از معماری و غیر آن را در یونسکو مورد توجه جدی قرار می‌دهند و مثل همیشه چنان وانمود می‌کنند که آن‌ها هستند که قدر و قیمت و ارزش گذشته را می‌دانند و ما فراموشمان می‌شود که سوداگران و جنگ‌افروزان غربی هنگامی ‌که سودای چیرگی بر سرزمینی را دارند یک ذره و به ‌قدر ارزنی، آن از جان گذشتگی پاپتی‌های هندی را ندارند. برای آن‌که گفته‌ام را باور کنید، فیلم «آلمان سال صفر» روسلینی را ببینید و اگر دیده‌اید یک‌بار دیگر تماشایش کنید آن‌هم از زاویه نابودی گذشته.

ناگفته نماند که غربی‌های امروز و به‌خصوص عاشقان میراث فرهنگی برای جبران این عملیات کوردلانه دست به تلاش عظیمی ‌زده‌اند و نباید دد‌منشی اجدادشان را به حساب آن‌ها بگذاریم. آنچه می‌خواهم نتیجه بگیرم این است که حفظ میراث بیش از آن‌که وابسته به علم و دانش باشد نیازمند انسان‌های عاشق است؛ انسان‌هایی که به هر دلیل، اما کمتر علمی ‌و بیشتر عاطفی، نگران نابودی گذشته‌اند. اگر در سایه بی‌توجهی‌های برخی مسئولان اجتماعی- در هر جایگاهی که هستند- و غفلت نظام آموزشی و نادیده گرفتن این امر حیاتی این عشق و الفت کمرنگ شده، وظیفه ماست که به ‌قدر توانمان این احساس زیبا و ستودنی را در نسل امروز احیا کنیم. این مطلب را هم اضافه کنم که هر اندازه در این زمینه هزینه شود، بی‌آن‌که اهمیت حفظ میراث فرهنگی میان مردمان یک سرزمین نهادینه شود، سرمایه‌ها بر باد می‌روند و با بهانه‌هایی که کم نیستند، دستاوردهای پژوهشی و کارشناسی شده بی‌فایده می‌مانند. 

در سال 1358 با خبر شدم که در «باغ فردوس»، محل کنونی موزه سینما، اشیا و لباس‌ها و عروسک‌های خریداری شده برای برپایی «موزه هنرهای نمایشی شرق» را بر سفره‌هایی پهن کرده‌اند و می‌خواهند آن‌ها را حراج کنند. گویا کسی یا کسانی گفته بودند که این‌ها یادگار طاغوت هستند و ارزش حفظ کردن ندارند. بگذریم که چه کردم تا آن سفره‌ها برچیده شد و با کمک مدیرعامل کانون پرورش فکری و مرکز هنرهای نمایشی از این فاجعه جلوگیری کردیم و دست آخر قرار شد که در مجموعه کاخ «سعدآباد» جایی را پیدا کنم که آن اشیا حفظ شوند... در حین جست‌وجو در کاخ سعدآباد با مرد میانسالی روبه‌رو شدم که در حال خواندن کتاب دعایی بود. بعدا معلوم شد نماینده ارتش است و مامور پاییدن کاخ ملکه مادر است تا در آینده آن را به موزه ارتش تبدیل کنند. تصورم این بود که با عاشق سرگشته‌ای همچون خودم روبه‌رو شده‌ام اما درست برعکس، او دشمن خونی گذشته بود. از زبان او شنیدم: "اگر من جای مسئولان بودم، این‌جا را به چراگاه تبدیل می‌کردم. حیف نیست که این‌جا موزه شود؟" من آرامشم را حفظ کردم و از او سوال کردم: "اگر مسئولان به حرف شما توجه کنند و این‌جا چراگاه شود، خودِ شما برای فرزندانت چه توضیحی داری که بگویی به این یا آن دلیل رژیمی را ساقط کردیم؟" و بحثمان بالا گرفت و مرد میانسال اعتقاد داشت که اگر ذره‌ای از وجود و آثار طاغوت بماند آیندگان ممکن است از آن‌ها نکاتی را فرا بگیرند که با مسلمات دین و ایمان ما در تضاد است. بگذریم که عاقبت من توانستم آن اشیا را در کاخ ولیعهد که خانه‌ دو‌طبقه ساده‌ای بود به مدت یک سال حفظ کنم، اما در طول آن سال پیروزی دیگری به دست آوردم؛ هموطن متعصب ما رضایت داد که -ولو در حد و اندازه خودش- کاخ سعدآباد چراگاه نشود... تا بعدکه به موضوع اصلی حفظ میراث فرهنگی و در صدر آن «هورامان» برگردم.


این مقاله قبلا در دومین شماره هفته‌نامه کرگدن در تاریخ 14 اردیبهشت 95 چاپ و منتشر شده است.

اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 9 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
بهروز غریب‌پور بهروز غریب‌پور 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
14 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
ارسطو شهابی ارسطو شهابی 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
محمدرضا ایدرم محمدرضا ایدرم 1449 خواننده / 10 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.