بخونید، خونده بشید!
بیدار شو ...
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
خضر شمسی خضر شمسی

دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری. با بیش از 50 مقاله علمی در مجلات و همایش بین المللی و ملی در زمینه های تخصصی و عمومی.
پژوهشگر، نویسنده و شاعر

دنبال کن
بیدار شو ...
8 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
بیدار شو ...

زمان می‌خواهد که تو مستانه ضجه کودکان مدفون‌شده در زیر تلی از خاک[1] را به فراموشی بسپاری و در پس دشت‌های بی‌مروتی سرشار از غرور زیر پا له‌شده به هم‌کیشانت بخندی، ببین که در ورای آن مرزهای قراردادی که استعمار طنابی برای خفگی ما قرار داده است هیبت مردانشان چگونه ذره‌ذره به یغما می‌رود. وای بر تو که چشمان استعمارینت را با ساخته دست استعمار رنگین ساخته‌ای، که ننگی دیگر در تاریخ قوم هابیل است. بخور شاد و مست تا گوش‌هایت نسبت به مردمانی که در قفس‌های ناآشنای ذلت مظلومانه از هستی ساقط می‌شوند کر باشند[2]. زِ تو انتظاری بیش نیست چراکه همیشه صورتت را با سیلی استعمار سرخ نگه‌داشته‌ای؛ آری قابیل می‌تازد و تاراج می‌کند، هابیل می‌بازد و گل می‌افشاند گل‌های پژمرده ز بی‌آبی خشک می‌شوند این آینده ماست. بخواه تا بتوانی و بخوان تا بدانی که دستان فلک را غرب زِ پشت غل و زنجیر کرده است، گر دیر شود جز اطاعت چیز دیگری میسر نخواهد شد. سال‌های آغازین این سده را بار دیگر بازخوان تا بدانی چه بر سر اجدادت گذشته است. و حال راه هموارشده را فقط فرسخی باقی است تا سده پیش را بار دیگر حال تو کنند. و این ورقی است سیاه که تو خود زِ تاریخت رقم‌زده‌ای.

پس  بیدار شو، پیش از آنکه ایام سپری شود و صورتِ سرخت را زمزمی کن و آیات اجدادت را در خود بیدار وگرنه روزی خواهد رسید که تو نیز در شفق یک غروب سخت درگیر خواهی شد، پس بیدار شو و بتاز که اسبان خسته‌ات در کهنه اسطبل‌های خاورمیانه بر تو که انسانی شرم دارند. بیدار شو مگر صدای نعره‌های حمزه را نمی‌شنوی که در میدان احد مثل شیر می‌غرد، بیدار شو و نگاه فرزندان فردا را جوابگو باش. اهریمن را در تلاطم امواجت غرق کن ورنه روزی خواهد رسید که تاریخت مملو از خدمت تو به اربابان بشری خواهد شد. بیدار شو مگر صدای ریزش آوارها را در آن ور کوه‌های بی‌غیرتی نمی‌شنوی که هرروز بی‌صدا خانواده‌های بی‌ادعا را در زیر خروارها خاک دفن می‌کند. انگار بویی به مشامت نمی‌رسد بوی آزادگی و لقای پروردگار و تو غافل زِ کنار اجساد مردمانت رد می‌شوی. بیدار شو و آوای مردانگی مردمت را به اهتزاز درآور و نشان انسانیتت را زِ طاقچه‌های خاک خورده پائین بیار تا روشنایی بودنت باشند. بیدار شو ....

بیدار شو ..... تا بدانند که وارثان خیبر علم‌هایشان را به بلندای دماوند علم کرده‌اند و آواز قوی سپید پای‌دربند را می‌سرایند تا شکوه هزاره‌هایشان در امتداد تاریخ پژواک دهد، مگر می‌شود تاریخ را خاک کرد تاریخی که مملو از خون و عشق است. آری بگذار بدانند کودکی که امواج خروشان بدروم[3] به ساحل پس داد سیلی محکمی بود که هنوز جای انگشتانش روی گونه‌های تک‌تکمان سنگینی می‌کند. آری آن روز نزدیک است که بغض نشکسته‌مان بسان ایسبرگی عظیم ترک بردارد و سده‌های کوتاه عمرشان[4] را در خود غرق کند. ور نه به چه سان از پس حساب روز حساب براییم و در توجیه صورت سرخ‌شده‌مان چه تاروپودها که نبافتیم. هرچند که آوازه نفاق تبوکیانه مان[5] را فرشتگانی در عرش خدا سروده‌اند که دیری است از بینمان کوچ کرده‌اند آری همه را در مورد روزگاری که زیسته است برای خدا تعریف کرده است[6].

بیدار شو ... بیدار شو که حیرتت فقط دمادمی بُهت جهانیان را برمی‌انگیزد و عکاسانی که از مخابره تصویرت جایزه‌های سالانه را درو می‌کنند و چه اشک‌هایی که تمساح وار نریختند، عمران[7] جان بیدار شو ما می‌مانیم و ابهت نامت، که شهر را دگربار آباد می‌کند، مگر صدای پیاده راه‌های سنگی حلب را نمی‌شنوی که به پهنای تاریخ ماندنت را زمزمه می‌کنند و دمشقی که ارم ذات المعاد[8] بود و در سراسر گذشته شکوهمندش شبیه‌ترین مکان‌ها به بهشت بود و اکنون چون تلی از خاک به مصاف آینده می‌رود و آیندگانی که قصه‌های دمشق را افسانه‌هایی بیش نمی‌دانند، افسانه‌هایی که پیشینه‌مان پر است از تکرارهایی موازی که اینک ما نیز از واگویی اشان اِبا داریم که مبادا خیالی بیش نبوده‌اند و ما را چه به آن‌همه تاریخِ شکوهمند.


[1] اشاره دارد به ورود نیروهای آمریکایی بعد از جنگ افغانستان به عراق و حوادث تلخ آن زمان در فلوجه سال 1384
[2] اشاره دارد به وضعیت زندانیان مسلمان در زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب در سال 2004
[3] اشاره دارد به پسر 3 ساله سوری از "کوبانی" که در ساحل بدروم ترکیه در جریان اشغال سوریه توسط نیروهای تکفیری جان داد
[4] اشاره دارد به عمر 500 ساله کشور ایالات‌متحده آمریکا
[5] اشاره دارد به غزوه تبوک و امتناع و برگشت عده‌ای از اصحاب و منافقین از میانه راه جنگ
[6] اشاره دارد به جمله معروفی که کودک سوری قبل از اعدام توسط داعش بر زبان رانده بود.
[7] عمران دقنیش، کودک 5 ساله سوری، که در شهر حلب طی بمباران خانه اشان مجروح و
عکس بهت و حیرتش سوژه خبرنگاران شد.
[8] اشاره دارد به آیه 7 سوره فجر در قرآن کریم

نویسنده
خضر شمسی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
5 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
15 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.