بخونید، خونده بشید!
قهرمانانی که خود را جدی نمی‌گیرند
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
سیامک رحمانی سیامک رحمانی

روزنامه نگار

دنبال کن
قهرمانانی که خود را جدی نمی‌گیرند
8 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
قهرمانانی که خود را جدی نمی‌گیرند

دو انتخابات مهم در ایران انجام شد و به نظرم نقش چهره‌های ورزشی و ستاره‌های فوتبال در این میان بسیار کمرنگ بود. راستش من متر و معیار مشخصی برای مقایسه این پدیده با دیگر جوامع ندارم. هیچ افکارسنجی و پیمایشی هم انجام نشده که نشان بدهد جامعه ایرانی و جوانانش، چقدر الگوپذیرند و در تصمیمات بزرگ و سیاسی چقدر تحت تأثیر افراد مشهور و محبوبند. در سال‌های گذشته، نظرسنجی‌هایی درباره الگوهای نسل جوان منتشر شده است؛ برای مثال می‌توان به نظرسنجی‌هایی اشاره کرد، که رامبد جوان و مجری‌های تلویزیونی مثل احسان علیخانی را محبوبترین الگوهای پسرانه معرفی کرده بود و نشان داده بود دخترها بیشتر دنبال چهره‌های مطرح موسیقی‌اند. فکر نمی‌کنم در آن نظرسنجی‌ها تأکیدی شده باشد بر این که الگویتان را فقط باید از میان چهره‌های اجتماعی و فرهنگی انتخاب و معرفی کنید؛ اما هرچه که بود، نشان می‌داد چشم جوان‌ها بیشتر به سلبریتی‌های تلویزیونی و هنری است.

این دوره از انتخابات هم مثل اغلب دوره‌های گذشته، ستاره‌های فوتبال نقش چندانی در گرم‌کردن انتخابات و جهت‌دهی افکار جامعه نداشتند؛ فارغ از این که چنین تأثیری چقدر می‌تواند مثبت یا منفی باشد و اساساً فوتبالیست، چه شناخت و ادراکی از محیط پیرامون و فضای سیاسی و تغییرات آن دارد که بخواهد یا بتواند به دیگران در این مسیر خط بدهد. آنچه دیدیم این بود که نه چهره‌ها و جریان‌های سیاسی میل چندانی برای جلب حمایت ورزشی‌ها داشتند، نه قهرمانان ورزشی چنین انگیزه‌ای از خود نشان دادند. البته مثل همیشه، بسیاری از ستاره‌های مشهور ورزش به میدان آمدند و نظرشان را درباره انتخابات ریاست‌جمهوری گفتند و از نامزد مورد نظرشان حمایت کردند. خیلی‌ها هم با نامزدهای انتخابات شوراها عکس انداختند و ابراز همبستگی کردند. اما همه اینها آنقدر جدی نبود که از پدیده پرطرفداری مثل فوتبال، می‌شود انتظار داشت. باز هم این چهره‌های هنری و اجتماعی بودند که پیام می‌دادند و متنی می‌نوشتند و نظری ابراز می‌کردند و همه منتظر بودند ببینند کدام طرف می‌ایستند. این امیر تتلو -چهره نامتعارف موسیقی- بود که با حمایتش از یکی از نامزدهای انتخابات، بزرگ‌ترین موج‌ها را ایجاد کرد و بسیاری از مسؤولان سیاسی و فعالان را به واکنش واداشت. در میان فوتبالی‌ها، همان‌طور که می‌توان توقع داشت، باز هم یک علی کریمی بود که نظرش را صریح بیان کرد و البته توجهی جلب کرد. یا علی دایی که به شکلی غیر منتظره، از رأیش گفت و نظرش را در مورد نامزد منتخبش بیان کرد و حسابی به چشم آمد. بقیه انگار چندان جدی نبودند و جدی هم گرفته نشدند. نه چهره‌های مطرحی که حتی به کمپین حامیان رییس‌جمهور رفتند، و نه آنها که در اینستاگرام پستی گذاشتند و اظهار لحیه‌ای کردند. اما چرا تأثیر حضور ورزشی‌ها نسبتی با محبوبیت و شهرتشان ندارد؟ چرا هرچه می‌گذرد، کمتر به بازی گرفته می‌شوند. شاید برای اینکه خودشان هم خودشان را جدی نمی‌گیرند. برای این که زیاد توی باغ نیستند و برایشان هم مهم نیست که نیستند!

احتمالاً در میان همه سلبریتی‌های جامعه ورزش ما، متفاوت‌ترین و قابل‌ تأمل‌ترینشان، همچنان علی کریمی است. کریمی است که برای خود هویت و سابقه‌ای ساخته است و حالا مهم است که چی می‌گوید و درباره کی حرف می‌زند. کریمی که ادعای فضل و فرهنگ هم نداشته، در بزنگاه‌ها خوب توانسته نشان بدهد که نسبت به آنچه در جامعه می‌گذرد، بی‌توجه نیست و جرأت بیان حرف‌هایش را دارد. چه بی‌اعتنایی‌اش به رییس‌جمهور قبل، و چه وقتی که در حساس‌ترین روزها با هم‌بازیان ملی‌پوشش تصمیم گرفت دستبندی سبز ببندد و با بخش بزرگی از جامعه اظهار هم‌دردی و هم‌دلی کند. جز او، بازیکنان دیگری هم بودند؛ اما این علی کریمی بود که قبل و بعد از آن هم نشان داد ماجرا برایش بیش از یک نمایش است. برای همین هم هست که امروز اگر وارد زمین بازی می‌شود و نسبت به نامزدهای ریاست‌جمهوری و جریانات مشخص سیاسی موضع می‌گیرد، حرکتش قابل تأمل‌تر از دیگران به نظر می‌رسد. اگرنه، همین روزهای گذشته، ستاره‌های بسیار محبوب دیگری هم داشته‌ایم که با توصیه و مشورت دوستان روزنامه‌نگار یا اطرافیان دیگرشان، تصمیم گرفته‌اند خود را به جریان و رنگی علاقه‌مند نشان بدهند. اما حساسیت‌ها تحریک نشده؛ چراکه لابد اغلب هواداران، از یاد نبرده‌اند که آقای ستاره در گذشته، هر جا منافعش ایجاب کرده با رییس دولت وقت هم‌بازی شده و مجوز ورود خودرو دریافت کرده و پولی به جیب زده است. مردم یادشان هست که یکی از محبوب‌ترین‌ چهره‌های همه دوران‌ها، چطور در یک دوره‌ انتخابات، هم‌زمان از نامزدهای رقیب حمایت کرد؛ که در یک دوره از همه نامزدها حمایت کرد! برای چنین چهره‌ای، چه اعتباری باقی می‌ماند که حالا بخواهد خرج کند و در شرایط حساس بخواهد اتفاقی را رقم بزند؟ ابراز نظر امروزش چقدر اذهان و احساسات را تحریک خواهد کرد؟ مردم یادشان می‌ماند که ستاره‌های امروز پرسپولیس، یک روز از نامزدی حمایت می‌کنند و فردایش آن را پس می‌گیرند. هر دلیلی که می‌خواهد داشته باشد. همه اینها نشان می‌دهد که اربابان سرزمین فوتبال، در عرصه‌های اجتماعی حرفی برای گفتن ندارند و نباید نگرانشان بود. باعث می‌شود ستاره‌های فوتبال جدی گرفته نشوند.

شاید این تئوری که ستاره فوتبال هرگز یک مصلح اجتماعی نیست و فیلسوف و سیاست‌مدار نیست، عمومیت داشته باشد. شاید این بیگانگی با آنچه در جامعه می‌گذرد و هرچه بیرون از زمین فوتبال است، در وادی ما قطعیت بیشتری داشته باشد. شاید از بازیکنی که می‌تواند با گل‌ها و با دریبل‌هایش رضایت خاطر جمعی به‌وجود آورد و شادی ملی بیافریند، توقع بیش از این، زیاده‌خواهی باشد. باشد؛ اما هرچه هست، الگوی برساخته ما در فوتبال ما، امروز الگویی الکن و یک‌وجهی است. همان‌طور که حتی در یک مصاحبه نمی‌تواند جمله متفاوت و تصویر قابل ‌تأملی ارائه کند، به عنوان الگو هم چیزی ندارد که به انبوه هوادارانش ببخشد؛ و این شادمانی ندارد.

اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 6 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 12 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
سیامک رحمانی سیامک رحمانی 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.