بخونید، خونده بشید!
همسایه
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
شرمین نادری شرمین نادری

کارشناسی ارشد تصویرسازی از دانشگاه تهران، نویسنده و تصویرگر، نویسنده مطبوعات از سال 1381 در چلچراغ، روزنامه اعتماد، مجله کرگدن و... نویسنده کتاب‌های خانجون و کوچه پریون، قمر در عقرب، ماه گرفته‌ها، تلخ وشیرین بلدیه، اشرف جان و رویاهای شهریور، فدایت شوم ورویای تهران و...

دنبال کن
همسایه
8 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
همسایه

آقای اسحاق جهانگیری سال‌هاست که همسایه ماست. یه خونه سفید دوطبقه‌ای تو یه کوچه فرعی تو منطقه ونک داره‌، یه خونه ساده و پر از گل و گیاه و درخت که به جز یکی دوتا دوربین و یه محافظ ریشو که مثلا نامحسوسه و توی ماشین‌های مختلف نزدیک خونه کشیک می‌ده، چیز قابل چشم زدنی نداره. 
من هربار که شکست عشقی خوردم جلوی خونه اونا زیر آلاچیقی که از پیچک و گیاه عشقه درست شده ایستادم و گریه کردم یا حتی از پاهای لرزان و غمگین خودم با اون همه گل و گیاهشون سلفی گرفتم، یادمه یه بارم که خیلی بار دستم بود و از خرید برمی‌گشتم جلوی دوربین خونه‌شون وایسادم و به چشم مثلا مخفی‌شون دست تکون دادم و خندیدم. اما خب کسی بیرون نپرید که بگه خانم اینجا نایست، انگار نه انگار که یه آدم مهم اونجا زندگی می‌کنه.
خواهرم می‌گه خودش بارها دیده، صبح‌ها آقای جهانگیری با دوتا مرد ریش‌دار و جدی می‌ره سرکار، البته بعضی وقتا هم مدت‌ها خونه نیستن، اما بالاخره یکی هست که گل‌هاشون رو آب بده و جلوی در خونه رو جارو بزنه، چون اون خونه هیچ‌وقت خشک وبی‌سبزه نشده. فقط یه خونه است، مثل بقیه خونه‌های محل، نه بیشتر و نه کمتر.
پیرزن ارمنی سرکوچه هم که همیشه دنبال گوش مجانی می‌گرده، هراز گاهی درخونه رو باز می‌کنه و محافظ آقای جهانگیری رو دعوت می‌کنه به چایی، می‌دونم که آقا ریشوئه چایی نمی‌خوره اما بیشتر وقتا با خنده تشکر می‌کنه و خواهرم دیده که قصه‌های پیرزنه رو هم گوش میده. امروز داشتم از کنار اون خونه می‌گذشتم که یادم افتاد بیام اینجا بنویسم همه میدونن یه همسایه خوب و بی آزار یاحتی یه همسایه بد، یه همسایه مزاحم و بی‌فکر سرنوشت یه خونه، یه کوچه و کلی آدم رو عوض می‌کنه، چه برسه به رییس‌جمهور، حیفه که خیال کنیم هرکی بیاد و هرچی بشه هیچ تاثیری روی سرنوشت ما نداره، حتی اون پیرزن هم که کاری نداره به جز نشستن پشت در و نگاه کردن به شادی بقیه این رو میدونه.
 این دفعه که از بغل درشون رد بشم بهش می‌گم بیا بریم جلوی دوربین جهانگیری اینا دست تکون بدیم، بگیم همسایه بی آزار غنیمته، ما که قدرتو می‌دونیم.

نویسنده
شرمین نادری
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
شرمین نادری شرمین نادری 5 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
شرمین نادری شرمین نادری 4 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
شرمین نادری شرمین نادری 13 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.