بخونید، خونده بشید!
رفاه یا آزادی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
خضر شمسی خضر شمسی

دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری. با بیش از 50 مقاله علمی در مجلات و همایش بین المللی و ملی در زمینه های تخصصی و عمومی.
پژوهشگر، نویسنده و شاعر

دنبال کن
رفاه یا آزادی
9 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
رفاه یا آزادی

29 اردیبهشت از رگ گردن به ما نزدیک تر است و انتخاب جهت سرنوشت 4 سال آینده شهر و کشور در گروی انتخابی شایسته است انتخابی که هنوز محصور نشده و به اندازه بوی شب بوها که هر بهار از راه می رسند مشاممان را طراوت می دهد بازار بلندگوها در فضای شب و روز، حقیقی در مجازی به توان رسیده اند و لحظه ای را در جذب صورتک ها کم نیآورده اند هر یک وعده ای را مخترع شده است و دیگری از سرِ رِندی به کار زُهاد درآمده است و دیگری چون داروغه ها فاکتور رو می کند، یکی با خیال راحت مدام می خندد. اما در بین همه اینها، دو چیز؛ مدام و مدام مردم را لوله می کنند، رفاه و آزادی؛ شعارهایی ناب که سنگ پی انقلاب بودند اما بعد از گذشت 4 دهه، هنوز که هنوز است در گیرو دار پساانقلاب مانده اند گاهی، گه گداری جوبی از جویبار هر دو به راه می افتد و تا از مرکزیت به حواشی سوق می یابد کلیدش چنان گم می شود که با هزار و یک عاقل پیدا نمی شود الغرض، بحث رفاه بود و آزادی.

رفاه (فرار از فقر مادی)

رفاه آنقدر نسبی است که با چرتکه هم نمی شود از پسِ حسابش برآمد هر ترازی جهت محاسبه اش بگذاری، چون بید لرزان است و پی در پی متغیر می گردد و جابجا، هر سازمان و ارگانی رفاه را در قالب تفکر خود محک می زند یکی رفاه را در ریشه کن کردن فقر می داند دیگری در امنیت می داند و آنکس دیگر در سبدِ کالا. آنقدر حقیر شده ایم که زاغه نشینمان به همراه کاخ اندوزانمان در زیرِ یک دهک چادر می زنند و پهنای دستِ دراز شده شان یکی از یکی بزرگتر است و به آرامی با صدای مجری که دم از عدالتِ امیرمومنان می زند نیرو می گیرند و ورق های در حالِ گذرِ تاریخ را چرکین می کنند. یادم هست همان موقع که اساس یارانه را ریختند بین کارکنان شرکتی[2] که در آن من و برادرم پیمانکار بودیم شایع شده بود که حاج احمد[3] و خلیل[4] در یک دهک جاخوش کرده اند. کار دهک سازی خوب بود اما در اجر می لنگید.

دوستی دیروز می گفت؛ فرار از فقر طعمه دهنگیری برای من در طی سالهای گذشته بوده است، لامصب در همان لحظه اول تورَم کرده است. ولی نمی دانم چرا هنوز فقیرم و مجبورم این بار نیز به وعیدشان دست دوستی دهم.

می ترسم در شتاب به سوی رفاه، بلای کره جنوبی[5] دامن گیرمان شود و بچه های بالا در کپی پیستی تکراری شاخص خرسندی ملی را جهت سنجش رفاه جایگزین کنند، پس همان بهتر که زیر سطح رفاه لول بخوریم تا مبادا آمارهای جمعیتی مان نیز به روالی که گذشت بازیچه دست مناظره چیان نگردند. رفاهی که در ابتدای قرن بیست و یکم بصورت تصاعدی اوج گرفته بود نمی دانم چرا رتبه ایران در داشتنش طی سالهای 2009 تا 2015 از رتبه 93 به 106 پرش کرده است[6]

آزادی

آزادی از رفاه هم نسبی تر است و سنجش قطعیتش کار هیچ ترازویی نیست، هر چند که مزنه اش بعد آن سالهای سیاه[7]، که من به چشم ندیده ام اما بسیار از آن شنیده ام تخصص می طلبد و کار هر بچه بازاریی نیست، او از آزادی چه سرَش می شود. آزادی باید در عُرف و شرع بگُنجد و اگر تکه ای از ماترَکش چکید باید دو دستی آن را چسبید و هزار بار مشما کرد که مبادا به تریش قبای بعضی ها بربخورد.

آزادی و رهایی از اسارت یک روی سکه اند که 4 دهه قبل قفل هایش را با تبر ابراهیمی گشودیم و به باد دادیم، که در هوای تاریک و غم گرفته سرزمینمان پراکنده گردد و بوی عطرآگینش سراسر ایرانمان را در برگیرد و جولان دهد عزت نفس را، تا که احدی از قبلِ داشتنش تطمیع به رأی دوباره نگردد آخر مگر ما در آزمونِ آری به جمهوری اسلامی[8] سربلند بیرون نیآمده بودیم، پس یک وعده را دو بار نمی خریم.

طی هفته آخر تبلیغات چنان می خلقد که کسان خود را واضع دادن آزادی هایی می دانند که نه در شأن ملت ایران هستند و نه آبی آز دادنش برای زنان گرم می شود، زنانی که همچو بادبادک در جشن حضور[9] آزادی تاب می خوردند انگار نمی دانند که این تاب همیشه چرخیده است و از قِبَلش کسان بارها نان خورده اند اما وسط این عقده گشایی ها فکر این را نکرده اند که گرفتن سندِ دور زدن حجاب از منبر نشین رسول خدا مصداق این مثَل است که گر آب سربالا رود قورباغه ابوعطا خواند.

مگر می شود دهان آدمی را بست زبان است دیگر، برای تکلم در ساختار خلقت در مکان خود قرار گرفته است، مگر می شود به بهانه آزادیش قامت راست کرد و پُز داد همانطور که شما می دانید از قبل آزاد بوده است همانطور که خرمشهر را خدا آزاد کرد، پس زبانی که بی هوا می چرخد سر سبز می دهد برباد، لایق مملکت جمهوری ما نیست و نبوده است و دادن وعیدش جهت توبره کردن تصورات جمهور و انحصار دوباره آن است، نکند که در مخیله مان بگنجد که قرار است داشته باشیمش که اگر چنان شود، این حین اسارتِ بیان است.

مگر ما اسیریم که وعده آزادی می دهند ما را، من که قفل و زنجیری نمی بینم فقط در حد حرف است و گر نه هر که هر چه می خواهد می گوید، می نویسد، می خواند،  نهایتش کمی می ترسد که شاید ... البته که در حد حرف باقی بماند بهتر است چون آنچه طی سه مناظره دیدیم و شنیدیم همه ما را دهری تر کرده و باورِ داشتن آزادی را ثابت کرده است پس نمی خواهد وعده چیزی را که رسانه ها در بوق کرده اند به ما بدهی، داریمش و بابت گرفتنش دیگر سواری نمی دهیم.


[1]  در این مقال منظور فرار از فقر می باشد در حالی که فقر یکی از چندها شاخصه سنجش سطح رفاه است.
[2]  شرکت آجر ماشینی تال در شاهرود سمنان
[3]   صاحب متمول گروه صنعتی مرشدی
[4]  کارگر محوطه شرکت که از یک پایش می لنگید
[5]  بعد از گذر از آستانه رفاه، کره جنوبی بالاترین نرخ خودکشی و پایین ترین نرخ رشد جمعیت در جهان را ثبت کرد
[6]  نتایج ارائه شده توسط مؤسسه پژوهشی لگاتوم
[7]  قبل از انقلاب
[8]  اشاره دارد به رفراندوم نظام جمهوری اسلامی ایران که در تاریخ 12 فروردین 1358 برگزار گردید.
[9]  همایش حامیان روحانی در 23 اردیبهشت

نویسنده
خضر شمسی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 10 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
خضر شمسی خضر شمسی 10 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
5 دقیقه مطالعه / 4 ماه پیش
img-content
1077 خواننده / 15 دقیقه مطالعه / 4 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.