بخونید، خونده بشید!
سیری بر چرایی ناسزاگوی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
جواد تقوی سوره برق جواد تقوی سوره برق

جواد تقوی سوره برق(ج.امید): فعال در حوزه های مشاوره و روانشناختی و مشاور دانشگاه، عضو باشگاه پژوهشگران و نخبگان جوان، نویسنده و شاعر، عشق رمان های آمریکای لاتین، عاشق موسیقی سنتی و سینمای غربی، مقاله نویس دوستدار مسائل اجتماعی

دنبال کن
سیری بر چرایی ناسزاگوی
9 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
سیری بر چرایی ناسزاگوی

مردم فحش می دهند چون سن ازدواج بالا رفته!

این روزها هوا که رو به گرمی می گذارد، ترافیک می شود، تیمی در مسابقات ورزشی می بازد، کسی نگاه چپ به دیگری می اندازد و یا موبایل مشترک مورد نظر آنتن نمی دهد زبان ها طور دیگری چرخیده و کلمات نا مناسبی از آن خارج می شود. موضوعی که چندی پیش در خبرها فشارهای اقتصادی حال حاضر نیز یکی از علل آن برشمرده شد. فشارهایی که بیکاری، نرسیدن دخل به خرج و گرانی و تورم بر مردم وارد می کند و سطح تحمل بخشی از جامعه به مرزی می رسد که گاه یک بوق یا یک تنه غیر عمدی در کوچه و خیابان های شهر باعث درگرفتن مجادله و دعوایی می شود که پس از آرامش چیزی جز پشیمانی به همراه نمی آورد.

دُشنام‌گویی، فَحّاشی یا ناسزاگویی کاربرد واژه‌هایی در زبان است که معمولاً به منظور خوارداشت، بی‌احترامی یا آزردن شخص یا پدیده‌ای به کار می‌رود ولی دشنام‌گویی به حالت شوخی نیز یکی از کاربردهای رایج آن است و بخصوص در نسل جوان تر گاه با مضمونی پارادوکس وار در تعریف و تمجیدهای صمیمانه نیز مورد مصرف قرار می گیرد که خود اشاره بر گرایش به سمت عادی سازی این موضوع است. در تعریف لغتی (دش) یا (دژ) به معنای بد و متضاد واژه (وش) است، وش یعنی نیکی. این دو واژه در ادبیات ایران باستان بسیار به کار رفته‌است به گونه‌ای که در بسیاری از نامهای ایرانی از این واژه بسیار استفاده شده‌است مانند سیاوش و یا (داری ووش) که همان داریوش به چم برپاکننده نیکی است. دشنام با همان معنی نام بد به کسی نسبت دادن است. دژخیم و یا دشمن از همین خانواده می‌باشند. در سال های جدید و حتی قدیمی تر، بیشتر فحاشی به خود شخص نمی شود، بلکه به خویشاوندان بی احترامی می شود. این خویشاوندان معمولا مادر و خواهر (ناموس) شخص هستند. در بعضی موارد پدر مورد فحاشی قرار می گیرد به این دلیل که معمولا پدر در خانواده دارای بالاترین جایگاه است و با فحش خطاب کردن پدر، شان همه اعضای خانواده زیر سؤال می رود.

فحش و ناسزاگویی اقسام و انواعی دارد. در فرهنگ و ادبیات عربی برای هر یک از انواع و اقسام آن، واژه و اصطلاح خاصی است. با مراجعه به فرهنگ های لغت می توان کلمات و واژگانی چون هجو، هجر، سب، شتم، فحش، عار، بذاء و مانند آن را برای حالات و انواع فحش و ناسزا شناسایی کرد. واژه سب کردن که در قرآن آمده[1] در اصل به معنای قطع کردن و بریدن است. این واژه در فحشی به کار می رود که با آن آبروی افراد قطع (ریخته) می شود. در فارسی واژه دشنام و ناسزا به کار رفته است و همانطور که ذکر شد ترکیبی از دو واژه دش (در اصل دشت) به معنای زشت و نام است. پس دشنام دادن یعنی کسی را به نام زشت خواندن. اما کلمه ناسزا که ترکیبی از حرف نفی «نا» و «سزا» است به معنای امری است که سزاوار شخص نیست. یعنی به شخص نسبتی داده می شود که او لایق و سزاوار آن نسبت نیست. پس هر نسبتی چون بهتان، افترا، تهمت و مانند آن که شخص سزای او نیست ناسزا خوانده می شود. همچنین هجو، فحش در شعر و هجر، فحش در سخن و اهانت کردن است. البته تفاوت های دیگری اهل لغت گفته اند که به آن پرداخته نمی شود. واژه فحش دلالت بر قباحت و زشتی در چیزی دارد. وقتی عرب می گوید فحش الشئی یعنی قباحت و زشتی آن آشکار شد. برخی فحش را مترادف قباحت دانسته اند که البته تفاوتی میان آن دو است که کاربرد فحش را در موارد خاص توجیه می کند. برخی نیز فحش را به عملی اطلاق کرده اند که از حد و مرز خود تجاوز کرده باشد. پس به شکلی فحش، همان ظلم و تجاوز است.

گاهی فرد در مواجهه با دیگران یا دستیابی به موضوع یا هدفی خاص، از ناسزا گفتن برای پوشاندن حس شکست و ناکامی ذهنی و روانی خود استفاده می‌کند و پرخاشگری‌ای که در ساختار ذهنی و وجودش ریشه دارد، با دشنام‌دادن تسکین می‌دهد. گاهی هم ناسزاگویی به دلیل ضعف و نقص در الگوهای تربیتی فرد از ابتدای کودکی، شکل می‌گیرد. می‌توان گفت افرادی که در دوران رشد خود الگوهای تربیتی مناسب و اخلاق‌مدار ندارند و در تربیت آنها از روش‌های درست استفاده نمی‌شود به دشنام‌گویی روی می‌آورند و از نهاد (اید) خود دستور می‌گیرند. در این مورد هم دشنام، تسکین روح متلاطم و ساختار وجودی پرخاشگر و ناکام فرد تلقی می‌شود. در شرایط پرتنش روانی و ذهنی و گرفتاری و به هم ریختگی بیش از حد روانی نیز ممکن است فرد به‌طور آنی به جای استفاده از کلمات مناسب و مودبانه، از کلمات نامناسب و دشنام استفاده کند. البته در چرایی و ریشه یابی علل فحاشی می توان رویکردهای مختلفی را مورد بررسی قرار داد که از این بین رفتارگراها با تمرکز بر مفهوم یادگیری معتقدند که این‌ رفتار‌ها در اثر تمرین و تکرار زیاد در دوران زندگی شکل گرفته‌اند و چون فرد بازخورد منفی از رفتارش ندیده و با این روش به اهداف خود رسیده، در بزرگسالی نیز می‌خواهد از این روش استفاده کند. علت دیگری که در این دیدگاه مطرح است، نبود الگوهای رفتاری مناسب برای کودک است مثلا گاهی فرزند پدری که ناسزاگو است در بزرگسالی همان رفتارها را تقلید می‌کند. لزا ریشه ی تمایل به ناسزاگویی را در حالت آشکار رفتاری می توان در خشم و عصبانیت، شوخی و عادت جستجو نمود.

با عبور از موارد مذکور، شاید نوع مدرن تر این ناسزاگویی که این روزها رفته رفته در صورت عدم مقابه ی مناسب خرد جمعی و آموزش های کافی تبدیل به یک اپیدمی می گردد نوع مجازی آن است که در شبکه های اجتماعی به سرعت نشر می یابد و در واشکافی آن به جز موارد آشکار اشاره شده در پیش باید سیری داشت بر مفاهیم ناآشکارتر و به اصطلاح ناخودآگاه که همواره مورد چشم پوشی قرار گرفته است؛ مطابق با دیدگاه روانکاوی از دلایل ناخودآگاه پرخاشگری کلامی می توان به سرکوب میل جنسی اشاره داشت، لذا در جوامعی که اصول و عقاید رایج لازمه ی برقراری رابطه ی مشروع جنسی را ایجاد تعهد ازدواج می داند، لیکن برای تحققش برنامه مشخص و شرایط مکفی ارایه نمی گردد میل سرکوب شده و مسکوت مانده ی مذکور همچون هر سایق فیزیولوژیک دیگر مانند تشنگی و گرسنگی با ایجاد عدم تعادل و به واسطه ی آن محرومیتی فیزیولوژیک و درونی منجر به بروز رفتارهایی در جهت آشکارسازی نیازی درونی می گردد که تمایل به پرخاشگری کلامی و ناسزاگویی از نمونه های رایج آن است و نیز از آنجا که این واکنش ها عملی ناپسند اجتماعی است لذا نیازمند دو شرط مقدماتی جهت بروز شامل اولاً وجود جمعی در اقدام به عمل مشابه، مانند شرایطی که تعداد افراد زیادی زیر یک پست در شبکه ای اجتماعی دست به فحاشی می زنند و در پس آن ایجاد امنیتی فرضی برای سایرین در فضایی همرنگ می کند و ثانیاً اقدام به عمل طرد شده، در فضایی خارج از فضای آشکار معمول جامعه با این فرض که در چنین فضایی برخلاف جامعه ی واقعی نگاه رو در رو و در نتیجه بار شرم اجتماعی کمرنگ تر بوده و فرد تحت فشار نظارتی کمتر تمایل کمتری نیز در استفاده از نقاب اجتماعی داشته و تبعاً به من واقعی خویش نزدکتر می گردد؛ در نتیجه شاید ذکر این فرضیه خیلی عجیب نباشد که بخشی از افراد مورد بررسی در مطلب حاضر دست به فحاشی می زنند چون سن ازدواجشان گذشته و امکان تحقق آن را ندارند.


[1] . انعام، آیه 108

نویسنده
جواد تقوی سوره برق
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
4685 خواننده / 5 دقیقه مطالعه / 10 ماه پیش
img-content
1583 خواننده / 15 دقیقه مطالعه / 11 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.