بخونید، خونده بشید!
زمانی برای بازنشستگی ایندیانا جونز
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
امیر گلخانی امیر گلخانی

روزنامه نگار و منتقد بازی

دنبال کن
زمانی برای بازنشستگی ایندیانا جونز
10 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
زمانی برای بازنشستگی ایندیانا جونز

«آنچارتد ۴»، یک انقلابی رنگی در بین بازی‌های سینماتیک مدرن است

«آنچارتد ۴» ادای دینی تمام عیار به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین قهرمانان تاریخ صنعت بازی و برند پلی‌استیشن است. روایتی کم‌نقص، سرشار از هیجان و البته خوش‌سیما که تا روزها پس از تجربه‌ی آن نیز به فکرش خواهید بود. ناتی داگ با وجود فراز و نشیب‌های بسیاری که در پروسه‌ی تولید این عنوان پشت‌سر گذاشت، نهایتا توانست یکی از خالص‌ترین عناوین اکشن-پلتفرمر نسل هشتم – و در نگاهی وسیع‌تر تاریخ بازی‌های ویدئویی – را تحویل هواداران قدیمی خود دهد. «آنچارتد ۴»، در عین استقلال محتوا در بین دیگر عناوین سری، تکمیل‌کننده‌ی سه‌گانه‌ی ابتدایی محسوب می‌شود و یکی از موفق‌ترین ساخته‌های ناتی داگ پرافتخار را به‌شکلی استادانه ادامه می‌دهد. یک شروع کم‌نقص (و البته تا حدی ضعیف‌تر از نسخه‌های گذشته)، در کنار اوج و فرودهای بی‌نظیر و البته صحنه‌های سینماتیک تمام‌ناشدنی بازی را تا آخرین لحظات سرپا نگه می‌دارند و در نهایت نیز یک پایان‌بندی حساب‌شده، لبخند رضایت را بر لب مخاطب می‌کشاند. پیام ناتی داگ با «آنچارتد ۴» واضح است: «نسل هشتم، تازه در آغاز مسیر خود قرار دارد!».

به‌افتخار ضعیف‌ترین ناتی‌داگ تاریخ!

ماه‌های آغازین نسل هشتم کنسول‌های خانگی، روزهای خوبی برای ناتی‌داگ نبود. جدایی ایمی هنینگ و تیم همراهش از یک‌سو و تغییر برنامه‌های کاری از سوی دیگر، سبب شد تا تیم توسعه‌دهنده تمرکز خود را معطوف به ساخت نسخه‌ی بازسازی شده‌ی The Last of Us برای کنسول پلی‌استیشن ۴ کند. نیل دراکمن و بروس استریلی (خصوصا دراکمن) پیش از پروژه‌ی مذکور، با وجود بیش از ۱۰ سال سابقه‌ی کار در تیم ناتی‌داگ، به‌عنوان ستون‌های اصلی آن شناخته نمی‌شدند و همواره نقش‌های فرعی این تیم را بر عهده می‌گرفتند. پس از موفقیت TLoU که بخش محدودتری از ناتی‌داگ روی آن کار می‌کردند، دراکمن و استریلی به مهره‌های اصلی سونی برای کمپین‌های تبلیغاتی بدل شدند. هم‌زمانی این رویداد با جدایی هنینگ – در شرایطی که نزدیک به یک سال از پروسه‌ی تولید «آنچارتد ۴» می‌گذشت – سبب شد تا سونی یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های چند سال اخیر خود را انجام دهد و زمام کار را به‌دست این دو بسپارد. به‌خاطر دارم در آن بازه‌ی زمانی، هر روز یک خبر تازه از جدایی اعضای ارشد ناتی‌داگ به گوش می‌رسید و افراد سرشناس تیم توسعه‌دهنده، یکی پس از دیگری به استودیوهای دیگر ملحق می‌شدند. همان زمان، چندین رسانه‌ی سطح یک دنیای هنر هشتم، ناتی‌داگ کنونی را ضعیف‌ترین تیم تاریخ این استودیو خطاب کردند؛ موردی که البته با توجه به سابقه‌ی افراد در آن بازه‌ی زمانی و جدایی مغز متفکر سری «آنچارتد»، چندان هم دور از ذهن نبود. طلسم نمایش‌های بازی و گلیچ‌های نیتن در رویدادهایی چون E3 و پلی‌استیشن اکسپرینس نیز مزید بر علت شدند تا آتش انتقادات به ناتی‌داگ تندتر از گذشته شود. حال که اثر نهایی پیش‌روی ما قرار دارد، می‌توانیم با قطعیت بگوییم که تمامی نگرانی‌ها بی‌معنی بوده است و دراکمن و استریلی با هم‌کاری یک‌دیگر، نسل جدیدی را در تاریخ یکی از باسابقه‌ترین استودیوهای صنعت به‌وجود آورده‌اند.

انقلاب رنگی

بررسی اجمالی «آنچارتد ۴»، کار دشواری است. داستان و به‌دنبال آن روایت، به‌شکلی هنرمندانه در گیم‌پلی بازی تنیده شده است و بررسی منفکک آن‌ها امکان‌پذیر نیست. قهرمان محبوب سامورایی‌ها، این‌بار سال‌هاست که از ماجراجویی‌هایش فاصله گرفته و پس از اتفاقاتی و برای آخرین بار، برای یک هدف شخصی به‌دنبال گنج بزرگ کاپیتان هنری آیوری می‌گردد. «آنچارتد ۴» یک روایت شخصی‌ست؛ اما این شخصی بودن لطمه‌ای به ریتم بازی و فرم روایی آن نمی‌زند. برای اولین بار به‌شکلی دقیق و باجزئیات در رابطه با خانواده‌ی نیتن صحبت می‌شود و مانند سه‌گانه‌ی اول، پرداخت افراد خانواده‌ی او به چند سکانس کوتاه و صحبت (بخوانید اسمال‌تاک) محدود نخواهد بود. ناتی‌داگ، همواره استاد روایت‌های سریع و سینماتیک بوده و این المان در «آنچارتد ۴» به بالاترین سطح خود رسیده است.

روند روایت بازی، بجز چند کات‌سین محدود و البته مشخص، هرگز از ریتم نمی‌افتد. شما همواره در حال انجام کاری جدید هستید و در همین بستر، داستان هم برایتان روایت می‌شود. در سکانسی در اعماق اقیانوس در حال ماجراجویی هستید، چند دقیقه بعد در اتاق کار نیتن مشغول خاطره‌بازی با ماجراجویی‌های پیشین او هستید و درست هنگامی که فکر می‌کنید بازی هر آن‌چه در چنته داشته است را برایتان روکرده، با یک سکانس غافل‌گیرکننده روبه‌رو می‌شوید. دیالوگ‌هایی که بین شخصیت‌ها رد و بدل می‌شوند، آیتم‌هایی که در محیط پیدا می‌کنید و حتی یادداشت‌های نیتن، همه و همه المان‌های قصه‌گو در «آنچارتد ۴» هستند. می‌خواهید از گذشته‌ی سم بیشتر بدانید؟ در موقعیت‌های مناسب سراغش بروید تا بیشتر از گذشته‌ی مرموزش بشنوید. دلتان برای بذله‌گویی‌های سالی تنگ شده است؟ کافی است تا یک اشتباه کنید تا شروع به تیکه‌پرانی‌های همیشگی کند. همه‌ی کاشت‌های روایی بازی، به‌موقع برداشت می‌شوند و در پایان هیچ سوالی برایتان بی‌پاسخ نمی‌ماند.

آن‌چه «آنچارتد ۴» را انقلابی و متفاوت می‌کند، انعطاف بالای آن در مواجهه با سبک‌های مختلف بازی است. ست‌پیس‌ها چند سالی است که بلای جان گیمرهای قدیمی شده‌اند و معدود عناوینی را می‌توان یافت که این بخش را بدون لطمه‌زدن به ریتم روایت در خود جای داده باشند. «آنچارتد ۴» اما برای همه‌ی مشکلاتی که این روزها گریبان‌گیر عناوین هم‌سبک شده است، چاره اندیشیده. به‌طور کل مکانیک‌های بازی در سه سبک پلتفرمر، شوتینگ و البته اندکی پازل مدرن طبقه‌بندی می‌شوند. بخش پلتفرمر، به‌مانند نسخه‌های پیشین سینماتیک از آب درآمده است و این بار حتی شاهد کارگردانی دقیق‌تر آن در سکانس‌های شلوغ هستیم. نحوه‌ی قرارگیری دوربین، دکوپاژ سکانس‌های بسته، کارگردانی تعقیب و گریزها و ... به شکلی هستند که حتی اگر مشغول بازی کردن «آنچارتد ۴» هم نباشید، برای تماشا کردن روند بازی دیگران (چه به‌صورت آنلاین و استفاده از استریمینگ و چه تماشای روند بازی در جمع‌های دوستانه) مشتاق خواهید بود.

رویکرد بازی به فرم سندباکس مدرن در قالبی سینماتیک و جذاب از حیث بصری نیز قابل تقدیر است. به‌طبع سینماتیک بودن سکانس‌های پلتفرمینگ، سبب می‌شود تا دست توسعه‌دهنده در قرار دادن المان‌های سندباکس در بازی بسته باشد. سازندگان بازی نیز به‌خوبی به این مسئله واقف بوده و به همین جهت بار سندباکس را روی دوش سکانس‌های شوتینگ بازی گذاشته‌اند. شکل تعامل با دشمن و نحوه‌ی پیش‌روی در مبارزات، کاملا بر عهده خودتان است. برای مثال، در سکانسی می‌توانید دشمنان را به‌طور کامل دور بزنید و به کمک اتومبیل، حتی وارد مبارزه هم نشوید. در همین سکانس، می‌توانید از محلی دور و به‌واسطه‌ی اسلحه تک‌تیرانداز دشمنان را یکی پس از دیگری از پا درآورید و یا حتی با ترکیب هر سه فرمول، یک آتش‌بازی حسابی راه بیاندازید. همه چیز در «آنچارتد ۴» فرم سینماتیک دارد و همین نکته، ارزش تکرار آن را به شدت بالا می‌برد. به این موارد، سکانس‌های دکمه‌زنی گیراتر از گذشته و هم‌چنین پررنگ شدن المان‌های مخفی‌کاری را هم اضافه کنید تا دیگر هیچ کم و کسری باقی نماند.

نکته‌ی قابل ذکر دیگر، بخش چندنفره‌ی بازی است که سازندگان سعی کرده‌اند با وجود گان‌پلی محدود – به‌نسبت دیگر عناوین رقابتی سوم شخص – آن را هیجان‌انگیز و البته بالانس طراحی کنند. باید گفت که این بخش از «آنچارتد ۴» قبل از هر چیز به‌واسطه‌ی پشتیبانی بسیار خوب ناتی‌داگ، شایسته تقدیر است و در کنار آن نیز می‌توان پیشرفت آن نسبت به نسخه‌های گذشته را لحاظ کرد. با این حال بخش چندنفره‌ی «آنچارتد ۴»، چیزی نیست که به‌خاطر آن به‌سراغ بازی بروید و بی‌شک گزینه‌های بهتری برای گذراندن وقت با دوستان‌تان خواهید یافت.

به نسل هشتم خوش آمدید!

درست است که جلوه‌های بصری بازی به‌نسبت نمایش‌های اولیه افت محسوسی را تجربه کرده؛ اما با این وجود باز هم نمی‌توان منکر زیبایی‌های فنی و هنری «آنچارتد ۴» شد. از همان سکانس ابتدایی و تلاطم مهارناشدنی موج‌های دریا، خواهید فهمید که این بازی با دیگر عناوین انحصاری پلی‌استیشن ۴ و یا حتی کنسول رقیب متفاوت است. کمتر محیطی را می‌توان در بازی یافت که با ورود به آن، حیرت‌زده نشوید. حتی نماهای دور هم برخلاف عناوین گذشته‌ی سری، با جزئیات کامل کار شده‌اند. نورپردازی داینامیک محیط‌های باز در کنار پالت رنگ متنوع آن سبب می‌شود تا با ورود به هر منطقه‌ی جدید، وارد قسمت فوتومود شوید برای چند دقیقه به ثبت زیبایی‌های محیطی بپردازید.

صداپیشگان نام‌آشنای سری نیز به‌خوبی کار خود را انجام داده‌اند تا مکملی برای بخش گرافیکی بازی باشند. نولان نورث و تروی بیکر با انرژی پایان ناپذیر خود، روح تازه‌ای در پروتاگونیست‌های بازی دمیده‌اند و به‌خوبی با توجه به اتمسفر و موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اند، مخاطب را غافل‌گیر می‌کنند.

زمانی برای بازنشستگی ایندیانا جونز

«آنچارتد ۴» یکی از کامل‌ترین عناوین عرضه شده در تاریخ برند پلی‌استیشن است. تاریخی که در خود، نام‌های بزرگی را جا داده و در طول دو دهه‌ای که از فعالیت آن می‌گذرد، به‌خوبی برای مخاطبان هنر هشتم شناخته شده است. تجربه‌ی سینماتیک بازی در کنار ارزش تکرار بالای آن سبب می‌شود تا به این راحتی‌ها دیسک بازی را از کنسول خارج نکنید و تا ساعت‌ها مشغول تجربه‌ی بازی و کشف نکات تازه در آن باشید. جدیترین و احتمالا آخرین ماجراجویی نیتن دریک، این شایستگی را دارد تا به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های نسل هشتم شناخته و به اولین عنوانی تبدیل شود که در سال جاری میلادی، از بازی‌نما نمره‌ی کامل دریافت می‌کند. بی‌شک مسیر دیگر توسعه‌دهندگان برای کسب لقب «بهترین بازی سال» با وجود چنین عنوانی، بسیار دشوارتر از گذشته خواهد بود.

اشتراک گذاری
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.