بخونید، خونده بشید!
آثار راه یافته به مرحله نهایی: دَماغ یا دِماغ
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
علی نادعلی علی نادعلی

متولد 65 در اصفهان. تحصیلات ناتمام در رشته زمین شناسی در ایران، سپس آغاز فعالیت‌های سینمایی به عنوان طراح صحنه و بعدها تا به امروز، به عنوان نویسنده و کارگردان. تحصیلات ناتمام در رشته سینما در ایتالیا، سپس ادامه فعالیت‌های سینمایی در فرانسه. آشنایی با ادبیات، متاسفانه دیر، و خوشبختانه از طریق مکتب اصفهان اتفاق افتاد و علاقه‌ای که به وجود آمد تا به امروز ادامه پیدا کرده و چندی‌ست قلم فرسایی‌ها در زمینه‌های مختلف ادبی پابه‌پای فعالیت‌ها و تجربه‌های سینمایی پیش می رود.

دنبال کن
آثار راه یافته به مرحله نهایی: دَماغ یا دِماغ
تیم تحریریه موضوع آزاد
7 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
وقت نوشتنه! وقت نوشتنه!
همه چیز درباره مسابقه نویسندگی برای وب موضــــــــــوع آزاد
دنبال کن
آثار راه یافته به مرحله نهایی: دَماغ یا دِماغ

 میل به نشان دادن نسخه ی زیباتری از خود به دیگران، از ویژگی های گوهری انسان است. همه ی آدم ها در نهان خود خواستار آن هستند که خود را خوش سیما تر از آنچه فکر می‌کنند هستند، بنمایانند. و یا دست کم زیباترین صورت ممکن از خود را به دنیای خارج یا همان "دیگران" ارائه دهند.

اما از آنجا که گرایش به افراط نیز از خصلت های ذاتی انسان است؛ این میل به زیباتر جلوه کردن امروزه به شکل غلوآمیز و افسار گسیخته ای تقویت شده است، تا حدی که انسان ها را به بازیگرانی تبدیل کرده که مانند نمایش های دوران یونان باستان با صورتک ها و در کالبد نقش های گوناگون بر صحنه و در عرصه ی زندگی روزمره شان نقش بازی می کنند.

البته این سخن تازه‌ای نیست، اما همچنان مسئله‌ی امروز ماست و هرروز با سرعت و شدت بیشتری در حال ویرانی هویت انسان‌هاست. این نقاب‌ها فراگیر شده و عمومیت یافته‌اند، و مانند هر پدیده‌ی دیگر که به سطح عوام تنزل کند و به تولید انبوه برسد به نسخه‌هایی قراردادی و باسمه‌ای تبدیل شده و در میان مردم جاافتاده‌اند. در اینجا منظور از عامه‌ی مردم البته آن دسته آدم‌هاست که مصرف‌کننده‌ی صرف هستند، چه از لحاظ نیازمندی‌های روزمره و مادی و چه ازنظر فکری و معنوی. که دومی بی‌شک به اولی منجر خواهد شد.

مصرف‌کننده‌ی بی‌فکر از اندیشه ورزیدن ناتوان است و به ازهمه جا بی خبر مفلوکی می‌ماند که در مواجه با هر پدیده‌ی جدید با بی‌ارادگی و ناهشیاری، وقتی به فضای خالی درون خود برخورد، تن پرورانه به دنبال ساده‌ترین راه برای پر کردن این لوح خام، که همانا کپی‌برداری ست،خواهد رفت. آن‌هم از دم‌دستی‌ترین مدل‌ها، چراکه برای چنین فردی،تحقیق و کاوش مفهوم‌هایی به‌شدت بیگانه هستند. بلااستفاده گذاشتن فکر البته نوعی آسودگی و سبک‌مغزی هم در پی خواهد داشت، که راه را برای بندگی و پذیرش بی‌چون‌وچرای آن مدل‌های دم‌دستی هموار می‌کند.

حکمرانان لیبرال و بازاری مسلک دنیا،که به سلاح دموکراسی هم مجهز هستند،به‌طور طبیعی، و شاید مانند هر حکمران دیگر تمایل زیادی به کنفورمیزه کردن یا یکپارچه‌سازی جماعت تحت سلطه‌ی خوددارند. پس می‌توان حدس زد که برای اینان، مشتری (انسان) ایده آل همین مصرف‌کنندگان صرف باشند. چراکه برای کنترل چنین جمعیتی نیاز به دخالت مستقیم به کمترین میزان ممکن،که رو کردن همین مدل‌های کلیشه‌ای باشد،خواهد رسید. نمونه‌هایی پیش‌فرض از هر چیز. در ادامه‌ی راه انسان‌ها به گمان خود آزاد و مختار هستند. اما نه گزینه‌های چندانی برای انتخاب باقی می‌ماند و نه اصولا چنین افرادی به دنبال گزینه‌های متعددند. برای این‌ها تصمیم‌گیری(که بارزترین نمود آزادی ست) کار دشواری ست و ترجیح می‌دهند دیگران برایشان تصمیم‌گیری کنند. انسان مصرفی نمی‌خواهد خودش را به دردسر فکر کردن بیندازند، او همه چیز را آماده و جویده شده می‌طلبد.

از سوی دیگر، و در راستای موضوع اصلی این گفتار، امروزه در دورانی به سر می‌بریم که به‌عنوان مثال: تعریف مردم (عامه‌ی مردم) از زیبایی،تعریفی به‌دست‌آمده از مدل‌های آمریکایی الاصل است.(جا دارد اشاره کنیم که در اینجا و در این گفتار منظور ما از واژه‌ی "آمریکا" متوجه آن وجه ای از آمریکاست که نماینده و نمونه‌ی آشکار سیستمی است که با تغذیه‌ی همه‌جانبه‌ی انسان مصرفی،ایجاد جامعه‌ای مصرفی را تقویت می‌کند.) اما آمریکایی الاصل ازین رو که امروز دیگر آمریکایی بودن (اگر آن جنبه از آمریکایی بودن را در نظر بگیریم که به راه و رسم زندگی یا همان "آمریکن لایف استایل" مربوط باشد و جهان‌بینی محقرانه و سطحی‌ای که با آن همراه است) از مرزهای سیاسی سرزمینی که آن را ایالات‌متحده می‌نامیم بسیار فراتر رفته  و عالم‌گیر شده است. درواقع،همه(که تعدادشان هم کم نیست)ی آن‌هایی که در رویای آمریکایی شدن به سر می‌برند و شیفته‌ی آمریکا (با تمام بار معنایی که این واژه)هستند. در ذهن‌هایشان، و حتی در نمود بیرونی شخصیتشان، تا آنجا که به این بحث مربوط می‌شود آمریکایی به حساب می‌آیند. ناگفته پیداست این مهم، به لطف امکاناتی که فناوری برای همه فراهم آورده، آسان و آسان تر شده است.

امروزه مردم،در مقام مصرف‌کننده،صرف‌نظر ازاین که در چه نقطه‌ای از جهان زندگی کنند،امکان دسترسی به شبکه‌ی واحدی از محصولات را دارا هستند، یا دست‌کم،بسته به میزان پیشرفته بودن کشورشان، به کپی‌های دست‌دوم تا دست چندم از آن‌ها. روشن است که در اینجا منظور از واژه‌ی محصول،نه‌تنها کالا، بلکه تمامی تولیدات فرهنگی شامل: فیلم و سریال، موسیقی، بازی، مد و... نیز هست. این محصولات با توجه به اینکه برای بازاری چنین انبوه تولید می‌شوند ناگزیرند عامه پسند باشند.

مصرف‌کنندگان از خود اختیار ندارند، و همه‌چیز را از طریق نمونه‌های تعریف‌شده‌ی سطحی و توخالی درک می‌کنند. به‌عنوان نمونه: معیار زیبایی برای یک زن، آن تصویری ست که از فلان ستاره‌ی سینما یا فلان خواننده می‌بیند،یا حتی خانم تبلیغ‌کننده‌ی فلان محصول آرایشی. اما همان‌گونه که از نام آن برمی‌آید، تصویر: تصویری از واقعیت است.

مردم، تقریباْ همیشه، لحظه‌هایی آن چهره‌ها را می‌بینند که صاحبانشان در حال اجرای نقش هستند. این صورت‌های ساخته‌ و پرداخته شده به دست گریمورها و آرایشگران، به نمونه‌هایی مطلق و ایده آل از زیبایی بدل می‌شوند، که چهره‌ای تصحیح‌شده، حاصل کار مهندسی و به‌نوعی ساختگی و دستکاری‌شده است. و زن مصرف‌گرا در هرکجا که باشد، با توجه به امکانات محلی، تلاش خواهد کرد خود را هرچه بیشتر به آن‌ها شبیه کند. بدین ترتیب این ایده آل در همان بدو پیدایش زیبایی‌ای مصنوعی ست.

با جهانی‌شدن همه‌چیز، این تعریف از زیبایی به دوردست‌ترین نقاط جهان هم منتقل می‌شود. و از اتفاق در این مناطق که از مرکز آن تولیدات دور هستند، سطح آگاهی و هوشیاری افراد در برخورد با این پدیده، همان‌گونه که در مواجه با هر پدیده‌ی تازه‌ی دیگری، پایین است. حال اگر میل طبیعی زن به زیبا جلوه دادن خود، یا جلوه دادن زیبایی‌های خود را، در کنار این مفهوم ایده آل و برساخته از زیبایی و همین‌طور در کنار واقعیت‌ها و محدودیت‌های زندگی در جامعه‌های کمتر پیشرفته و سنتی، قرار دهیم، به سرچشمه‌ی برخی تناقض‌ها خواهیم رسید.

این زن مفروض، به‌عنوان یک مصرف‌کننده (آن تعریف از مصرف‌کننده که مدنظر ماست و قابلیت‌هایش را برشمردیم) در مواجه با نمونه‌های زن زیبای "از ما بهترانی" برخوردی ابتدایی و میمون وار خواهد داشت. این الگوها در ذهن او جا خوش می‌کنند و با گذشت زمان و به کمک نیروی تخیل به بت واره ای دست‌نیافتنی تبدیل می‌شوند که او خود را در برابر آن حقیر و ناتوان و زشت می‌یابد. و به‌طورکلی با دادن تمامی صفت‌های نیک و زیبای تمام عیار به این خدای خودساخته، رسیدن به آن مقام همواره برای خودش دشوارتر خواهد شد و نیازمند تغییرات بیشتر و بیشتر.

ولی این الگوهای اولیه خواستگاه فرهنگی رویهمرفته متفاوتی دارند. برای نمونه: شاید در آنجا برای ساختن آن مدل‌ها بر روی تمامی اجزای بدن مانور داده شود، و در راه رسیدن به یک کل،برای هر جزء، محصولات و ویژگی‌های ایده آلی در نظر گرفته شود. بدین ترتیب فرد برای نمایش زیبایی خود تمام آن قسمت‌ها و همه‌ی آن امکانات را در اختیار خواهد داشت. اما در جوامع بسته‌تری چون کشور ما،مصرف‌کننده تمام آن امکانات و پتانسیل‌ها را در دسترس ندارد. و مثلا بخش عمده‌ی این قابلیت‌ها در صورت خلاصه می‌شود. این محدودیت به‌نوبه‌ی خود مایه‌ی سرخوردگی است و عقده‌هایی را می‌پروراند که در همان تنها جزء قابل‌ارائه یعنی صورت،به شکل اغراق‌آمیزی سرباز کرده،فوران خواهد کرد. و این میل سرکوب‌شده، حریصانه به هر وسیله‌ی ممکن وهر راه کوتاه شده‌ای (چون در دنیای فوق مدرن سرعت، حرف اول را می‌زند و تمامی مسیرها باید میانبر باشند) متوسل، و برای پر کردن شکاف میان خود و ایده آل خداواره ای که در ذهن دارد دست به دامان هر فناوری و امکان تازه‌ای خواهد شد.

تکنولوژی هم در خدمت صاحبان صنایع و به تقاضای بازار،سرخاب و سفیدآب رابه انواع پیچیده و تخصصی‌شده‌ی لوازم آرایشی ارتقا می‌بخشد. و وقتی به خدمت دانشمندان و پزشک‌ها درآمد، به جراحی پلاستیک و شاخه‌های علمی مرتبط با آن منجر می‌شود. پزشکانی که به غول‌های چراغ جادو مانند شده و دست‌های معجزه‌گرشان زیبایی را به مشتری حریص و تشنه هدیه می‌کند. پس آن صورتک‌هایی که در ابتدای بحث به آن‌ها اشاره شد در پی استحاله‌هایی، عملا به دگرگونی‌های واقعی و فیزیکی در صورت مبدل می‌شود.

جالب اینجاست که همه‌ی این تلاش‌ها در نهایت نتیجه‌ی وارونه خواهد یافت. اما این بی‌نوایان نمی‌توانند به وضعیت مسخره‌شان نگاهی بیندازند یا با آن مواجه شوند. آن‌ها ازهمه‌جا بی‌خبرانی هستند که بنده وار پیرو مدل های خیالی هستند و هر روز منگ تر می شوند و در نوعی نشئه گی و حالت خلسه فرو می روند. چشمان بی فروغ شان توان دیدن زیبایی را از دست می دهد.چنین افرادی نمی توانند از زیبایی یک گل یا یک برگ لذت ببرند و به عکس گرفتن از آن بسنده خواهند کرد. (چگونه کسی که طبیعت را نیازمند دستکاری و تغییر می یابد، می تواند از زیبایی های آن لذت ببرد) برای اینان زیبایی همان چیزی است که مقبول عام است و تبلیغ شده. با جراحی های متعدد به دنبال زیباتر شدن هستند ولی هرروز زشت تر می شوند. و باز به دنبال زیبایی له له می زنند و وارد یک سیر تسلسل می شوند. این حرکت بی هدف که برابر با بی حرکتی ست آنها را روز به روز از درون فاسد می کند. و این گندیده گی بی درنگ صورت ظاهرشان را نیز هرروز، زشت تر و زشت تر خواهد کرد.

اگر از ابتدا به این فرآیند نگاه کنیم، متوجه می شویم که تمامی مراحل آن: از شکل گیری معیار و نسخه ی اصلی تا انگیزه ها و چگونگی نسخه برداری ها و تا سازوکارها و امکاناتی که این مشابه سازی را شدنی می‌کنند و تا این دگرگونی و تبدیل، "مصنوعی بودن" عامل مشترکی است که همه جا به چشم می‌خورد. بدین ترتیب در حلقه ی پایانی این زنجیر با موجوداتی روبرو خواهیم بود که تصنع تا اعماق وجودشان نفوذ کرده است. اینها به عروسک‌هایی می مانند که به واقع مانند یک اسباب‌بازی بنده وار به دنبال محصولات جدید و امکانات تازه و "به روز کردن" خود هستند.

نقطه مقابل مصرف گرایی و مصرف کننده بودن همانا آفرینندگی و خلاقیت است،‌ که اختیار به همراه دارد و مشارکت کننده بودن را و نگاه کردن به هر پدیده از دیدگاه ویژه و یگانه ی خود. اما برای رسیدن به چنین مقامی باید دارای هویت بود، یا شد. که البته  "کار هر بز نیست" و با تنبلی هیچ میانه‌ای ندارد.

چنین انسانی دیگر به مدل و باسمه نیازی ندارد و پیرو کور و کر سلیقه ی عام و تعریف ایشان از هر پدیده نیست و به اراده‌ی خود و با انتخاب خود در هر راهی گام می‌گذارد. او برای زشتی و زیبایی تعابیر و معیارهای برگزیده‌ی شخص خود را خواهد داشت. و چنین شخصی چه بسا برای یافتن زیبایی به درون خود سفر کند. خود جراح خویش شود و پیوسته سیرت خود را جراحی کند نه صورت خود را.


در پایان، از میان 20 اثر منتشر شده در سایت، نفرات اول تا دهم با رأی داورها انتخاب و اسامی آنها در سایت اعلام خواهد شد و طی مراسمی از ایشان تقدیر به عمل خواهد آمد.

از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
like1K
tag
علی نادعلی علی نادعلی 1026 خواننده / 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
5 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
15 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.