بخونید، خونده بشید!
آثار راه یافته به مرحله نهایی: هولاهوپ
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده

داستان کوتاه می‌نویسم. دو سال در روزنامه‌ی ایران ستونی ثابت به نام "قصه سه‌شنبه‌ها" داشتم. تجربه‌ی نویسندگی در چند نشریه و ماهنامه را دارم، اما روزنامه‌ی ایران شیرین‌ترین تجربه‌ام تا به امروز بوده.

دنبال کن
آثار راه یافته به مرحله نهایی: هولاهوپ
تیم تحریریه موضوع آزاد
7 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
وقت نوشتنه! وقت نوشتنه!
همه چیز درباره مسابقه نویسندگی برای وب موضــــــــــوع آزاد
دنبال کن
آثار راه یافته به مرحله نهایی: هولاهوپ

دو جین خواهش و التماس با یک مشت مظلوم‌نمایی تمرین کرده عجین شد. از لحظه‌ای که  ویارِ مخفیانه  کردم  "دلقک" شوم، ضد حمله ورود به میدانِ سیرک در قلبم جرقه زد، فاز و نول سیم‌های مغزم را به هم ریخت و بعد تبدیل شدم به دختر رویاهای مادرم.

 مادری که دوست داشت به جای شلوار، دامن بپوشم و صبح به صبح موهایم را شانه کنم و گل سر صورتی رنگ بزنم، عروسکم را بغل بگیرم و برایش در قابلمه پلاستیکی غذا بپزم تا تمرینی کرده باشم برای ورود به دنیای آشپزخانه. مادرم می خواست تا پایان اولین دهه زندگیِ من، فروع خانه داری را یادم بدهد و اصولش بماند برای راند دوم عمرم. مثلاً فرق بالش و نازبالش یا نازک پوست گرفتن بادمجان را - جوری که گوشت بهش نچسبیده باشد - یادم داد.

شروع کردم به جمع و جور کردن ریخت و پاش‌های برادرم و تقلیدِ اعتراض‌هایِ کلامیِ مادرم به شلختگی ژنتیکی‌مان. در حین گردگیری با دستمال نخی نمدار، از برادرم خطا می‌گرفتم که مطمئناً برای زندگی شهرنشینی ساخته نشده بود.

مادرم داوری بود که آوانتاژ نمی داد و همه چیز به تصمیمِ او برمی گشت. من برای داشتن یک هولاهوپ باید نظر مساعدش را جلب می کردم و در سنی که هر دختری یا تصمیم داشت دکتر شود که عالم و آدم را به آمپول ببندد  یا معلم شود و خودکارِ قرمز به دست دیکته صحیح کند و با خساست نمره دهد، من با دیدن یک فیلم مستند از سیرک که دلقکِ مو فرفریِ دماغ کوفته‌ای‌اش می توانست همزمان پنج حلقه هولاهوپ را دور کمرش اهلی کند، تصمیم ترسناکی گرفتم که سنت خانه‌دار بودن زنانِ قبیله چند هزار ساله‌ام را بشکنم و با  دریبلی جادویی و بازی سازی چشمگیر همه را خیره کنم و وسط سنِ سیرک، نیم جین هولاهوپ را در حول  محور ستون فقراتم بچرخانم.

پدرم یک کمک داور با مرام بود که گاهی آفساید را هم زیر سبیلی رد می کرد و از همین رو می‌دانستم باید خودم را به مادرم ثابت کنم. روز سومی بود که هولاهوپ می‌خواستم و چون دختر خوبی بودم مادرم نتوانست دست به جیب شود و کارت زردی نشانم دهد و به جایش دست به کیف شد، ندانسته برایم حلقه‌ای خرید که قرار بود خوشبختم کند.

کنترات برداشتم به صورت حرفه ای کار با هولاهوپ را دو روزه یاد بگیرم و سیل عرق در تابستان 9 سالگی من جاری شد، اما هولاهوپِ ناسازگار من با سه دور چرخش زمین می خورد. به جای تمام وعده‌های کارتون تماشا کردن و بستنی خوردن هولاهوپ می‌زدم اما پیشرفت کُندی داشتم. عضلات کمر و شکمم درد گرفت اما من سمج‌ترین هواخواه این حلقه بودم، ساعت‌ها صامت و بی‌حرف قِرهای ناقص و نیمه کاره رها می‌کردم تا بعد از گذشت 10 روز توانستم چند دقیقه ای از خجالت خودم در بیایم و حلقه‌ام را با ضربه کمر و شکم، بین زمین و هوا نگه دارم.

مثل سوباسایی که از دروازه خودشان تا آخر زمین تیم مقابل  یک تنه رفته، از دفاع حریف رد شده و در آخرضربه‌ای با تیغه داخلیِ پایِ چپ، توپ را توی دروازه کاشته، بعد از دو هفته در حضور پدر و مادرم از یک ربع هولاهوپ زدن بی‌وقفه پرده‌برداری کردم تا بتوانم برای خرید حلقه دوم نرمشان کنم. مادرم چشمهایش را تنگ و مشکوک کرد و پرسید :"یه دونه داری دیگه واسه چی دو تا؟" سریع اعترافِ کردم و گفتم:"می‌خوام دلقک شم" و فیلمی که دیده بودم مفصلاً شرح دادم. مادرم جوری نگاه می‌کرد مثل نگاهی که می گفت چه اشتباهی کردم تو را زاییدم! جوری که انگار جای من کنج دیوانه‌خانه باشد. مادرم سوت پایان این مسابقه را دمید و هولاهوپم را به انباری و احساساتم را به ضمیر ناخوداگاهم تبعید کرد. نمی دانم  در چشمم چه دید که فهمید می‌توانم در سطح بین المللی دلقکی مطرح باشم و ترسید.

من تمرین برای دلقک شدن را ترک کردم، اما هیچ وقت دیگر در اردوهای تمرینی خانه‌داریِ مادرم هم شرکت نکردم. هولاهوپ من رفت کنار دبه سیرترشیِ یک انباری که بیشتر شبیه ایالت سوسک‌ها بود. بعد از دو هفته ناکام و بازنشسته شد و من از آن عصر تابستانی تا امروز هنوز نتوانسته ام دوباره چیزی را این قدر بخواهم که چشمانم دیگران را بترساند.


در پایان، از میان 20 اثر منتشر شده در سایت، نفرات اول تا دهم با رأی داورها انتخاب و اسامی آنها در سایت اعلام خواهد شد و طی مراسمی از ایشان تقدیر به عمل خواهد آمد.

 

از همین نویسنده مشاهده همه
img-content
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
img-content
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 2 سال پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.