بخونید، خونده بشید!
جی. کی. رولینگ: چطور با شکست‌ها کنار بیاییم
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
جی. کی. رولینگ: چطور با شکست‌ها کنار بیاییم
3024 خواننده / 7 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
like3K
img-content
نشر پیدایش نشر پیدایش
ناشر کتاب‌های کودک ، نوجوان و جوان
دنبال کن
جی. کی. رولینگ: چطور با شکست‌ها کنار بیاییم

جی. کی. رولینگ قبل از نوشتن مجموعه کتاب‌های هری پاتر، با افسردگی شدید دست و پنجه نرم می‌کرد. در اوایل سال 1990 به انگلستان برگشت تا در اسکاتلند، کنار خواهرش زندگی کند. سه سال سکونت در پرتغال  حاصلی جز یک ازدواج کوتاه‌مدت و ناموفق نداشت و در نهایت هم کار به اینجا کشید که مجبور شد پرتغال را با نوزادی در بغل ترک کند.

رولینگ حالا یک مادر تنها بود و تا چند سال بعد از آن ماجرا، فقط به آب و آتش می‌زد تا به حد رفع نیاز، درآمد داشته باشد.

روزهای سختی که بعدها در سخنرانی‌ای در دانشگاه هاروارد این‌طور توصیف‌شان کرد:

"من بیکار بودم، به تنهایی کودکم را بزرگ می‌کردم و تا جایی که فکرش را بکنید، در بریتانیای مدرن فقیر بودم. فقط کارم به بی‌خانمانی نکشید."

طی این مدت، افسردگی رولینگ اینقدر شدید شد که خودش را یک شکست‌خورده می‌دانست؛ احساس ضعف و درماندگی می‌کرد و حتی به فکر خودکشی هم افتاده بود. خوشبختانه راه نجات را پیدا کرد و نتیجه‌ همین کتاب‌هایی شد که همه خوانده‌اند.

ایده‌ی مجموعه کتاب‌های هری‌پاتر سال‌ها قبل در سفری با قطار از منچستر به لندن، به ذهنش خطور کرده بود. او در پرتغال روی چند فصل آن کار کرد، اما در بریتانیا دوباره حس قبلی‌اش برای نوشتن زنده شد. رولینگ نوشتن دو کتاب اول خود را در حالی به پایان رساند که برای امرار معاش هنوز از کمک‌هزینه‌ی دولتی استفاده می‌کرد. حتی شخصیت دمنتورها که در کتاب سوم او معرفی شدند، واقعا از بیماری روانی او الهام گرفته شده بودند.

الان تمام دنیا "داستان پسری که زنده ماند" (هری‌پاتر) را می‌شناسند، اما بیشتر مردم مشکلات و مبارزاتی که پشت این نوشته‌ها بوده را نمی‌دانند؛ مطمئنا درسی کاملا کاربردی در پس این ماجراهاست.

شکست‌های قطعی می‌توانند فلج‌کننده باشند و شما را تضعیف‌ کنند. اما داستان جی.کی. رولینگ توصیف کاملی‌ست از این که چگونه با داشتن رویکردی صحیح می‌توان  این نوع شکست‌ها را  به شکست‌هایی گذرا تبدیل کرد.

شرایط بد، بنیادی برای شروع هستند نه بهانه‌ای برای ختم همه چیز

یکی از نتایج رسیدن به شرایط بد روحی این است که ما نمی‌توانیم فرصت‌ها را بشناسیم. آنچنان شکست می‌خوریم که نمی‌فهمیم چه زمانی راه جدیدی برایمان باز شده است و شرایطی که در آن قرار گرفته‌ایم را به عنوان نتیجه‌ی زندگیمان قبول می‌کنیم.

در واقع وقتی سقوط می‌کنیم به پایان راه نمی‌رسیم. هر سقوطی  یک اثر جانبی عجیب و غریب و ناخواسته هم همراه دارد: رهایی. وقتی دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم، دیگر ممکن نیست بیشتر از قبل پایین برویم.

رولینگ وقتی افسرده شده بود، چون فرصت‌ پیشرفت ملموسی در برابر خودش نمی‌دید، آن بدبیاری‌ها را نتیجه‌ی کارهایش دانست و  شکست را پذیرفت. اما پس از اینکه به دنبال کمک گشت، کم‌کم تغییر کرد. با گذر زمان متوجه شد که گرچه شرایط همانی است که قبلا بوده، اما به این جنبه فکر کرد که اوضاع بدتر از این هم می‌توانست باشد. وقتی که شکست را پشت سر گذاشت، دریافت که از آن موقع بالارفتن خیلی راحت‌تر است و دیگر لازم نیست از سقوط بترسد.

وقتی به طور قطعی شکست خورده‌ایم لازم نیست نگران این باشیم که دیگران در مورد ما چه فکری می‌کنند و  باز به دردهایمان اضافه کنیم. ما می‌توانیم توجه‌مان را با تامل بیشتر و تردید کمتر متمرکز کنیم. با داشتن یک چارچوب کاری می‌توانیم با قاطعیت و اعتماد به نفس بیشتری حرکت کنیم. وقتی با خطر کمتری روبه‌رو شویم، با انگیزه‌ی بیشتری به دنبال پاداش کارمان می‌رویم.

وقتی در بدترین شرایط روحی هستیم، اینطور فکر کردن کار ساده‌ای نیست. احساس بی‌کفایتی از بین نمی‌رود، چون ما اینطور می‌خواهیم و با وجودش راحت هستیم. فقط کافیست قبول کنید که هم می‌توانید جایی که هستید بمانید، هم اگر بخواهید می‌توانید پیشرفت کنید.

کم داشتن به طور کلی چیز بدی نیست

شکست می‌تواند آن‌چیزهایی که در اختیار داریم را ملموس‌تر کند و محدودیت‌هایمان را کمتر به چشم بیاورد. اگر صاحب کسب و کار هستید و با تقاضای کمی روبه‌رو شده‌اید، شاید نیاز به یک منبع درآمد جدید داشته باشید. و تا زمانی که برایتان امکان دارد خودتان را با شرایط سازگار کنید، حتی می‌توانید مجموعه‌ی خود را کوچک‌تر هم کنید. این کار شما را مجبور می‌کند با میزان کمتری زندگی خود را بگذرانید.

بیشترمان در جوامع توسعه یافته‌ و در فراوانی نعمت زندگی می‌کنیم ولی بعد از مدتی که به این فراوانی‌ها عادت می‌کنیم، ممکن است دیگر به کم راضی نشویم. در واقع اغلب ماجرا است. هرچه بیشتر داشته باشیم و بیشتر جلو برویم، زندگیمان پیچیده‌تر می‌شود. سر ‌و‌ صداها و اختلالت بیشتر شده و تمرکزمان کمتر می‌شود. این موضوع می‌تواند فلج‌مان کند.

بری شوارتس بسیاری از تحقیقاتی که در اینباره شده را بررسی کرده است. در کتاب تناقض انتخاب، او توضیح می‌دهد که دیدمان نسبت به این مسئله چقدر وارونه بوده است. او اشاره می‌کند با اینکه فرهنگ مدرن آزادی در انتخاب همراه است اما داشتن انتخاب‌های زیاد خیلی هم خوب نیست. تحقیقات همواره نشان داده است که هرچه حق انتخاب بیشتری داشته باشیم، احتمال انجام آن کار برایمان کمتر می‌شود.

محدودیت‌ها، قدرت و ابتکارمان را بیشتر می‌کنند

هنگامی که رولینگ، بدون شغل یا اندوخته‌ای به انگلستان بازگشت، طی چند سال اول، نسبت به سال‌هایی که برای رسیدن به زندگی جدیدش گذرانده بود، تولیداتی به مراتب بیشتر داشت. او این موضوع را به روال ساده‌ی زندگی خود نسبت داد. کار زیادی برای انجام دادن نداشت، برای همین فقط صبح‌ها از خواب بیدار می‌شد و به کافه می‌رفت. دخترش می‌خوابید و خودش می‌نوشت.

چنین محدودیت‌هایی باعث بروز خلاقیت هم می‌شود. هنگامی که چیزهای بیشتری در دسترس داشته باشیم، از الگوهایی که به طور طبیعی در محیط اطرافمان وجود دارد پیروی می‌کنیم. در این حالت انگیزه‌ی کمتری برای فراتر رفتن از آنچه که در دسترس داریم و چگونگی ارائه‌ی آن وجود دارد.

موضوع کم داشتن نیست. اگر می‌خواهید به جلو حرکت کنید، باید وسیع‌تر نگاه کنید. به این طریق شما به سمت خلاق بودن هدایت می‌شوید، و این موضوع برای شما مانند یک جرقه‌ی الهام‌بخش عمل می‌کند.

شکست اغلب مواقع شرایط را ساده کرده و بعضی چیزها را حذف می‌کند. سر و صداهای اضافی‌ و اختلالات را حذف می‌کند و گرچه این محدودیت‌ها ممکن است در ابتدا به نظر مانند یک مانع بیایند اما اگر از آنها به درستی استفاده کنید، در واقع شما را آزاد می‌کنند تا شما را برای داشتن حرکتی بهتر تحریک کنند.

کارهای بزرگ همیشه خیلی سریع به رسمیت شناخته نمی‌شوند

احتمال موفقیت، به میزان اثربخشی خروجی و مقدار ثبات تلاش شما بستگی دارد. این موضوع فقط به بزرگی کارتان بستگی ندارد، بلکه به این مربوط است که تا چه حد مایل هستید کارها را پیش ببرید.

رولینگ در حال حاضر به عنوان نویسنده‌ در سراسر جهان شناخته شده است. موفقیت او در مورد مجموعه‌ی هری‌پاتر را نمی‌توان تنها به شانس نسبت داد. منتقدان به طور گسترده‌ای توافق دارند که او نویسنده‌ی با‌استعدادی است، و ما نیز می‎توانیم به زیبا بودن تخیل او گواهی دهیم.

با این وجود او نتوانست دیگران را به همین راحتی متقاعد کند. به گفته‌ی برخی منابع، کار او توسط 12 چاپ و نشر عمده در بریتانیا رد شده بود. یک سال گذشت تا اولین کتاب او به نام هری پاتر و سنگ جادو به عنوان داستانی شناخته شود که ارزش چاپ دارد.

امروز، جلد اول کتاب‌های هری‌پاتر به تنهایی بیش از 100 میلیون نسخه فروخته است، و تخمین زده می‌شود که سری کامل کتاب‌ها نزدیک به 400 میلیون فروخته شده باشند. این رقم بالاترین میزان فروش سری‌کتاب در جهان است.

احتمال موفق شدن با پشتکار افزایش می‌یابد

در حقیقت، به سادگی می‌توانیم به پوچی تمام این‌ها بخندیم. اما اگر او پس از اولین دوره‌ای که کارش را رد کردند، منصرف میشد چه؟ فکرش هم ترسناک است، اما غیر‌منطقی و دور از ذهن هم نیست.

موضوع این نیست که همیشه باید با وجود تمام شرایط خارجی، خودمان را به سمت جلو هل دهیم. گاهی اوقات، ما واقعا به اندازه‌ی کافی خوب نیستیم و گاهی اوقات، پاداشی که دریافت می‌کنیم نسبت به خطری که می‌پذیریم، ناچیز است. مهم این است که باید به موقع روی همه چیز کنترل و توازن داشته باشیم تا کارهایمان عاقلانه پیش بروند.

نکته‌ی مهمی که در اینباره وجود دارد این است که تداوم اهمیت بالایی دارد. این که قبول کنیم رد شده‌ایم یا شکست خورده‌ایم ممکن است برایمان آسان نباشد، اما اگر حتی یک دلیل منطقی داشته باشید و باور کنید آنچه که ارائه می‌دهید با ارزش است، باید آن را بارها و بارها به همه نشان دهید و برای آن تلاش کنید، این بخش مهمی از هر استراتژی‌ای است که برای موفقیت در نظر گرفته‌اید.

در آمار، قانون اعداد بزرگ نشان می‌دهد که اگر حجم نمونه‌ی ما کوچک است، عوامل شانسی نقش بزرگتری در تعیین نتیجه‌ی کار بازی می‌کند.

برای مثال، اگر شما دو بار شیر یا خط بیندازید، با اینکه شانس هر طرف سکه عینا مشابه است، اما ممکن است سکه هر دو بار روی همان طرفی فرود بیاید که سری پیش بوده. اگر 200 بار این کار را تکرار کنید، به مراتب احتمال این اتفاق که به طور شانسی در یک جهت مشابه فرود بیایند، کاهش پیدا می‌کند.

چیزهایی که باید بدانید

دو نوع شکست وجود دارد. شکست موقت، که در هر روند کاری پیش می‌آید و به پیشرفت آن کمک می‌کند و شکست قطعی، که کمتر پیش می‌آید اما می‌تواند دیدمان را نسبت به خودمان تغییر دهد. این حالت می‌تواند شما را ضعیف کند.

جی.کی. رولینگ به آن مرحله رسیده بود؛ پیش از اینکه به عنوان موفق‌ترین نویسنده‌ی حال حاضر شناخته شود، با این مشکلات روبه‌رو شده بود. از لحاظ ذهنی، این مشکلات با آنهایی که ما نیز هر چند وقت یک بار با آنها روبه‌رو می‌شویم، فرق چندانی نداشت.

می‌توانیم این درس‌ها را از مشکلاتی که او در زندگی داشته یاد بگیریم:

  • خودتان بخواهید و تصمیم بگیرید که شرایط بدتان را پایه و بنیاد کارتان قرار دهید و آن را به عنوان نتیجه‌ی زندگیتان نبینید. همیشه محصول جانبی شکست، حس آزادی است. اگر دیگر جایی برای شکست نداشته باشید، ریسک گرفتن پاداش‌های فوق ‌العاده هم کم می‌شود. کار ساده‌ای است، در حالت درد و ناامیدی ممکن آنها را به عنوان یک فرصت نبینید اما تلاشتان را انجام دهید.
  • از محدودیت‌ها برای افزایش قدرت و ابتکارتان استفاده کنید. شکست‌های سنگین از طرفی به ما صدمه می‌زنند، چون ما را محدود می‌کند. ما را مجبور می‌کنند مجددا شروع به کار کنیم و با داشتن چیزهای کمتر کنار بیاییم؛ اما خوشبختانه این موضوع چندان هم بد نیست. محدودیت‌ها کمک می‌کنند سروصدا و اختلالات کاهش پیدا کنند. آنها با ارائه‌ی یک محیط مناسب‌تر برای رشد، خلاقیت شما را بیدار می‌کنند.
  • با پشتکار داشتن شانس موفقیت خود را افزایش دهید. موفقیت به همان اندازه که به کیفیت کار شما بستگی دارد، به میزان تداوم تلاش شما هم مربوط می‌شود. ممکن است کار بزرگی انجام دهیم و کسی آن را به رسمیت نشناسد. این روند ممکن است بیش‌تر از اینها طول بکشد. مانند بازی اعداد است. دوباره و دوباره تلاش کردن، همه چیز را تغییر می‌دهد.

شکست بخش اجتناب‌ناپذیری از زندگی است. می‌تواند اشتیاق و حس خواستنمان را متوقف کند. کنار آمدن با آن یک مهارت است، و آماده‌سازی روانی آن می‌تواند مدت‌ها طول بکشد.

مانند تمام مسائل ذهنی دیگر، گفتنش ساده‌تر از انجام دادنش است. شما باید انقدر با آن بجنگید تا شکستش دهید.

نویسنده
پرستو پورگیلانی
منبع
medium
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
فرزین سوری فرزین سوری 1291 خواننده / 8 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
img-content
فرزین سوری فرزین سوری 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
فرزین سوری فرزین سوری 2315 خواننده / 9 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
1459 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
1301 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
3746 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.