بخونید، خونده بشید!
دو، سه چیزی که درباره نوشتن می‌دانم
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
سروش روحبخش سروش روحبخش

ژورنالیست و بلاگر، سردبیر سابق هفته‌نامه چلچراغ

دنبال کن
دو، سه چیزی که درباره نوشتن می‌دانم
7 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
img-content
دو، سه چیزی که درباره نوشتن می‌دانم

هر کس می‌نویسند می‌داند که برای رهایی از کابوس‌ها یا قسمت کردن رویاهاش است که می‌نویسد.می‌داند که نوشتن برای حیات اوست.برای جان بردن از هزار موریانه ریز جونده است.برای آن چند لحظه است که چون خدایان با کلمات چسبنده و آتشین چیزهایی را در هم می‌کوبد می‌دراند و می‌سازد.

دعوای لفظ که نداریم.بگذارید بهش بگویم «تقوای نویسنده».شما اگر دوست دارید می‌توانید اسم دیگری رویش بگذارید.

گاهی فکر می‌کنم «حافظ» با جدیت و تلاش زیاد اجازه نداده زندگی‌نامه‌ای ازش بماند.از دوره او زندگی‌نامه‌های زیادی دستمان رسیده. حافظ هم دوره خودش کم مشهور نبوده. چرا چیزی از او نمی‌دانیم؟حافظ اینجا شباهت زیادی با نویسنده مرموز دیگری دارد که سالهاست در دفترش می‌نویسند و با دخترش قطع رابطه کرده چون یک بار روی نوشته‌هاش سرک کشیده. آقای جروم دیوید سالنیجر را می‌گویم.

منتقدان ژنتیکی همان‌هایی هستند که اثر را می‌درانند .بعد تکه‌هاش را وصل می‌کنند به زندگی‌نامه خالقش.بعدش هم خیالشان راحت می‌شود که همه چیز را فهمیده و فهمانده‌اند. «کشف » می‌کنند که این جا نویسنده بخاطر اخراج از فلان مدرسه این را نوشته و آنجا بخاطر عشق آتشین به مادرش. همه هم سر تکان می‌دهند که آووو… پس که این طور! 
کاری که کسی نتوانسته با خواجه شیراز بکند. متنش جوری به دستم ما رسیده انگار کن از جهان دیگری آمده. شنیده‌اید لابد که از ویرجینیا وولف می‌پرسند : درست است که هنر نسخه دوم جهان واقعیت است ؟ می‌گوید : ابداً. از این کثافت همین یک نسخه کافی است!              
ما نشانه‌های کوچکی دم دستمان است تا دیوان حافظ یا ناطور دشت را به «همین کثافت » وصل کنیم. ما چاره‌ای نداریم جز این که بپذیریم آنها اساسا ً به ساحت دیگری تعلق دارند. این بیچارگی ( خوشبختی) ما در برخورد به این آثار حاصل شانس و اتفاق نبوده.چون از هم‌دوره‌های حافظ و سلینجر چیزهای زیادی می‌دانیم. لابد کسی این وسط با همت و جدیت آثار زندگی ایشان را پاک کرده. حالا داریم به چیزی می رسیم که می‌شود اسمش را گذاشت «تقوای نویسنده» فداکاری لازم و ناگزیر نویسنده برای زنده ماندن نوشته‌اش. یعنی پذیرفتن فروتنانه این حقیقت که اثرش بسیار از موجود گوشت و پوست‌دار زندگی‌نامه دار ضعیفی که خود اوست مهم‌تر است.

این مقدمه طولانی‌تر از متن برای شمردن برخی از موارد تجلی تقوای نویسنده است.یا همان دو سه چیزی که از نوشتن می‌دانم.

 الهه الهام(غلیان ناخودآگاه و …) پر ناز و اداست. برای آمدن و رفتنش از کسی اجازه نمی‌گیرد.یک وقتی نصفه شب که بیدار می‌شوی آب بخوری غمزه‌ای می‌ریزد یک وقتی زمانی که زیر خروارهای کار روزمره‌ای. باید گوش تیز کنی و این فرصت‌های مغتنم را به هیچ بهانه‌ای از دست ندهی.اگر در کار نوشتن جدی هستید محض رضای خدا یک مداد ( نه خودکار) و یک برگ کاغذ سفید تا شده همیشه پر شالتان باشد. خصوصا ً بغل رختخوابتان. خصوصاً در تاکسی و اتوبوس.خصوصاً همه جا. این که می‌گویم مداد باشد حاصل یک تجربه فنی است.خودکار در هر شرایطی و با هر زاویه‌ای و با هر فشاری نمی‌نویسد.وقتی زیر دستی ندارید یا مجبورید کاغذ را به سطوح عمودی تکیه دهید قدر یک مداد کوچک را بسیار خواهید دانست.
 باز از غمزه‌های الهه الهام : خدا می‌داند نویسنده‌ای که می‌نشیند تا الهه به او رو کند هیچ وقت نخواهد نوشت. فرکانس‌های او می‌رسد اما کمرنگ. پر رنگ کردنش کار خود شماست. باید گوش شنوا داشته باشید.یک راه عملی توصیه شده در این زمینه -که همه نویسنده‌های حرفه‌ای به تجربه استفاده می‌کنند- در اختیار گرفتن سر افسار گفتگوی‌های درونی‌تان است. ما مدام داریم با خودمان حرف می‌زنیم .در خانه و خیابان.می‌نالیم.خاطره مرور می‌کنیم.قضاوت می‌کنیم. بطور طبیعی این گفتگوها اتوماتیک‌وار و ناآگاهانه است و ما فقط شنونده «کلمات» احساسات آنی‌مان هستیم. باید کمی سر افسار این گفتگوها را به دست بگیرید. حواستان را بهش جمع کنید. از تاریکی بیرون بیاوریدش.کمی ( و فقط کمی ) در صرف و نحوش مداخله کنید.همین‌قدر که فکر کنید دارید آنها را برای کسی دیگری تعریف می‌کنید.تلاش کنید کلماتی که صرفاً برای روبش ناخودآگاه شما مدام در هم وول می‌خورند کمی سر و ته بگیرند. بزودی خواهید دید که شما در روز مدام در حال نوشتن متن‌های مختلف در ذهنتان هستید.متن‌هایی که با ویرایش گاهی به درد تجلی خواهند خورد.
صبر نکنید که الهام برسد. احضارش کنید.موسیقی یکی از کارسازترین احضار کنندگان است.  خوب است اگر همیشه فایل‌های موسیقی طبقه‌بندی شده‌ای برای نوشتن داشته باشید. از این نگاه ابزاری به موسیقی نهراسید.نه توهین به خالق اثر است نه چیز دیگر.از قضا  موسیقی جز برانگیختن  احساسات مگر کار بهتری دارد؟ به تجربه می‌توانید از پیاده‌روی  یا چیزهای دیگری برای مراسم احضار استفاده کنید. نام فیلم و کتاب را نمی‌برم .چون این احضار کذایی یک آن است. نمی شود محض رسیدن به این لحظه کوتاه رمان خواند یا دو ساعت فیلم دید.البته که فیلم و کتاب خوب همیشه تاثیر خودش را می‌گذارد. اما طولانی‌بودن تاثیرگذاریشان طبیعتاً نسبت عکس با قوت آنی تاثیر آنها دارد.
 انرژی روانی ما محدودیت‌های خاص خودش را دارد. پس به سبک همه توصیه‌های ایمنی باید در صرفه‌جویی‌اش کوشا باشید.لای درزها و جلوی پرتی‌ها را بگیرید. این پرتی‌ها لزوماً چیزهای بدی نیستند.اصلاً گاهی گپ زدن با یک دوست است.گپ زدنی که ممکن است با تخلیه این انرژی امکان نوشتن یک مطلب را از شما بگیرد. خیلی سرد و بی‌رحمانه است؟ خب این تقوای کذایی شامل این چیزها هم هست. مقدار زیادی از این انرژی تمایل دارد به  بدوی‌ترین و ساده‌ترین شکل‌اش یعنی انرژی جنسی تخلیه شود. درک این نکته خیلی مهم است. یاد گرفتن این که چطور مازاد انرژی جنسی‌تان را به سوی نوشتن هدایت کنید حاصل تمرین و تجربه است.
 ( گاهی اوضاع به کام نیست. چیزها خوب جفت و جور نمی‌شوند. ایده‌ها قوام نمی‌آیند. واژه‌های ننر قر می‌دهند و در می‌روند.و شما …شما حیات‌تان ،‌آرامش و تعادلتان به نوشتن بند شده.باید چه کرد؟ حرفه‌ای‌ها توصیه‌های خاص خودشان را دارند.مثلاً مارکز با ماشین‌تحریرش می‌نشیند مقابل یک دیوار سفید و خاطره می‌نویسد. توصیه‌های دیگری نیز هست.می‌توان هم چیزی نوشت درباره خود نوشتن. خود خودش.اسمش را هم مثلاً گذاشت: دو سه چیزی که درباره نوشتن می‌دانم.)


این مقاله که قبلا در سایت خواب بزرگ منتشر شده بود، از مجموعه مقالات برگزیده‌ی وب فارسی است که در موضوع آزاد باز نشر می‌شود.

نویسنده
سروش روحبخش
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
11 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
img-content
14 دقیقه مطالعه / 2 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.