بخونید، خونده بشید!
غول‌های جدید دنیای رسانه‌ باید آنچه که هستند را بپذیرند
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
غول‌های جدید دنیای رسانه‌ باید آنچه که هستند را بپذیرند
تیم تحریریه موضوع آزاد
5 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
img-content
ایشــو مگ ایشــو مگ
گزیــــده‌ تر بخوانیـــــد
دنبال کن
 غول‌های جدید دنیای رسانه‌ باید آنچه که هستند را بپذیرند

فیسبوک و بقیه‌ی غول‌های عرصه‌ی شبکه‌های اجتماعی مدعی‌اند که نمی‌خواهند در محتوای پلت‌فرم‌شان دخالتی داشته باشند. اما اینبار آنها ادعاهای خودشان را کنار گذاشته‌اند و ترجیح داده اند که به مسئولیت‌های خودشان بیشتر اهمیت بدهند.

به نظر شما چه زمانی یک شرکت رسانه‌ای دیگر واقعا یک شرکت رسانه ای نیست؟  هنگامی که شرکت مورد نظر با اینترنت سر و کار داشته باشد. یوتیوب و فیسبوک در آنچه کاربرانش می‌خوانند و می‌بینند درست عین یک واسطه عمل می‌کنند و فقط در کنارش تبلیغات می‌فروشند. محتواهای شبکه‌های اجتماعی با تبلیغات توجیه اقتصادی پیدا می‌کنند؟ این خیلی شبیه همان مدلی است که تقریبا در کل قرن بیستم، بر دنیای رسانه تسلط داشت.

و با این حال این شرکت‌ها هنوز هم ادعا می‌کنند که صرفا "پلتفرم" هستند و به طور منفعل، محتوایی را میزبانی می‌کنند که به قول خودشان نه قادر به ارزیابی آنها می‌باشند و نه مایل به این کار هستند. درست است که آنها مانند شرکت‌های رسانه‌ای سنتی نیستند. بیشتر محتوایشان را کاربران اهدا می‌کنند و به جای ویراستارها، الگوریتم‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند که چه چیزی شایسته‌تر است که به آن توجه کنیم. اما  به نظر می‌رسد که آنها هر روز بیش از پیش شبیه شرکت‌های رسانه‌ای سنتی می‌شوند.

اضطراب عمومی به دلیل "خبرهای جعلی" باعث شده که فیسبوک حقیقت‌یاب و هیات تحریریه استخدام کند تا بتواند الگوریتم را مهار کند، جلوی انتشار مطالب به دردنخور را بگیرد و ابزارهایی را در جهت کمک به روزنامه‌نگاران به کار بگیرد. حتی حرف‌هایی هم در مورد سرمایه‌گذاری سازمان‌های رسانه‌ای وجود دارد که در حال حاضر هم به طور بی‌وقفه محتوا تولید می‌کنند تا گندمی باشند برای آسیاب رسانه‌های اجتماعی، که اساسش هم برای این کار بسیار خوب است.

پس فیسبوک، یوتیوب و غیره، چه نوع شرکت‌های رسانه‌ای هستند؟ نوع نه چندان خوب! قدرت فوق‌العاده‌ی آنها در اطلاع‌رسانی و پتانسیل بالقوه‌ی آنها در جعل ارتباط بین مردم سراسر جهان، به صورت عادلانه‌ای با اولویت قرار گرفتن محتوای مورد توجه، بدون در نظر گرفتن کیفیت، صحت یا شایستگی، از دست رفته بود. این موضوع محتوای اطلاعات آنلاین را بی ارزش‌ کرده و لحن‌شان را از ظرافت انداخته است.

کاربران شکایت دارند که تا حد زیادی این موضوع نادیده گرفته شده است. چرا؟ چون غول‌های رسانه‌های اجتماعی طبق نیازهای کاربرانشان هدایت نمی‌شوند، بلکه توسط آنهایی هدایت می‌شوند که مشتریان واقعی آنها به حساب می‌آیند: تبلیغات. هر چیزی باید برای یک کلیک سریع و یک بازخورد سریع آماده شود.

غول‌های فناوری در حال حاضر تحت فشار روزافرونی هستند تا خودشان را مبرا نشان بدهند. نماینده‌ی پارلمان بریتانیا در هفته‌ی گذشته نمایندگان گوگل، فیسبوک و توییتر را به خاطر تلاش‌های بی‌فایده‌‌شان برای اداره‌ی پلتفرم‌ در مقابل سوء استفاده‌ها و سخنان تنفرآمیز بازخواست کرد. طبق یک قانون پیش‌نویس‌شده در آلمان، در صورتی که گوگل و فیس بوک رویه‌ی بهتری پیش نگیرند، جرایم بزرگی برایشان در نظر گرفته خواهد شد.

شاید بهتر باشد بگوییم تبلیغ‌کنندگان می‌خواهند شورش کنند. گسترش تبلیغات برنامه‌ریزی شده که مخاطبان را در هر کجا که بروند، تعقیب می‌کند و به هرکس که مخاطب جذب کنند پول می‌دهند، موثر واقع شده است: در حال حاضر گوگل و فیسبوک از هر 10 دلار، 9 دلار را از تبلیغات آنلاین به دست می‌آورند؛ البته آنها متهم به یکه تازی و داشتن ادعاهای غیرواقعی و اثبات ناپذیری در مورد تاثیر کار خود شده‌اند.

در حالی که یک ماجراجو‌ی 16 تا 25 ساله ممکن است مشتری خوبی برای نوشیدنی انرژی‌زای شما باشد، همچنین ممکن است پتانسیل جذب شدن به القاعده را هم داشته باشند. بنابراین آگهی نوشیدنی شما در کنار یک ویدیو‌ی گردن زدن قرار می‌گیرد و مبلغی هم به کسی که آنها را منتشر کرده تعلق می‌گیرد. پس از اعتراضات فراوان، گوگل این هفته، راه‌های جدیدی برای مشتریان خود اعلام کرد تا از قرارگرفتن چنین مطلب‌هایی در کنار هم جلوگیری کند.

این جا پایان راه است؟ در واقع نه. شرکت‌ها هنوز هم از قبول مسئولیت برای تنظیم قوانین به منظور استفاده از خدمات آنها اجتناب می‌کنند. این بهانه که مشکلات از لحاظ فنی خیلی پیچیده هستند، مسئله را پاک نمی‌کند: مهندسین مهارت خود را در متلاشی کردن اثبات کرده‌اند؛ مثلا هر وقت که به نفع شرکت‌ها باشد، کپی رایت‌ها را نقض می‌کنند. همچنین آزادی بیان هم به صورت حداکثری خودش حفظ نخواهد شد. تاریخ مملو از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد توازن عادلانه چگونه برقرار می‌شود. برای آنهایی که دغدغه‌ی برقراری دیالوگ دارند  و به ملاحظات دموکراتیک اهمیت می‌دهند، شرکت‌های رسانه‌‌های اجتماعی، مدت‌هاست که از دست رفته‌اند. آنها نباید بیشتر ادامه دهند. شرکت‌ها از امتیازات و سودهای حاصل از رسانه‌ها به اندازه‌ی کافی لذت برده‌اند: این همان زمانی است که حالا باید به فکر مسئولیت‌هایشان باشند.

مترجم
پرستو پورگیلانی
منبع
newscientist
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
1286 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
1189 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
3619 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
4339 خواننده / 10 دقیقه مطالعه / 10 ماه پیش
img-content
2411 خواننده / 4 دقیقه مطالعه / 10 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.