بخونید، خونده بشید!
بانوی کارآفرین، خانم توکلی: به انتها فکر نمی‌کنم!
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
بانوی کارآفرین، خانم توکلی: به انتها فکر نمی‌کنم!
تیم تحریریه موضوع آزاد
1513 خواننده / 7 دقیقه مطالعه / 2 سال پیش
like1K
img-content
ایشــو مگ ایشــو مگ
گزیــــده‌ تر بخوانیـــــد
دنبال کن
 بانوی کارآفرین، خانم توکلی: به انتها فکر نمی‌کنم!

خانم توکلی زنی‌ست کارآفرین که با هدف اشتغال‌زایی قدم های زیادی برداشته و گاه نیز با شکست‌هایی مواجه شده است. انقلاب فرهنگی فرصت شرکت در کنکور و حضور در دانشگاه را از او می‌گیرد، اما او بیکار نمی‌نشیند. به کار در خیریه «هدات الابرار» مشغول می شود. بعد از مدتی به فکر ادامه تحصیل می افتد و در رشته جامعه‌شناسی  مشغول به تحصیل می‌شود و با اتمام تحصیلاتش برای به وجود آوردن زمینه‌ای جهت جذب روان شناسانِ تحصیل‌کرده به بازار کار، یک مرکز کارآفرینی و دفتر روانشناسی راه‌اندازی می‌کند. بعد از 8 سال متوجه می‌شود که این کار آن چیزی نیست که همیشه در ذهن داشته است، پس تسلیم نمی‌شود و برای اشتغال زایی و کارآفرینی بانوان کاری متفاوت‌تر را آغاز می‌کند.

چه شد که ایده راه انداختن بازارچه به ذهنتان رسید؟
ما قبلا انجمن خیریه‌ای داشتیم و برای همین خیریه در بازارچه‌های دیگران شرکت می‌کردیم و اجناسی را به فروش می رساندیم و سودش را برای خیریه‌مان بر می‌داشتیم. یعنی در همین حد بود که فقط یک میزی در یک بازارچه‌ای داشته باشیم.

اینجا قبلا دفتر روانشناسی بود. من به دوستان خیریه‌ای‌ام پیشنهاد دادم که از این سالن استفاده کنیم. خیلی بزرگ نیست ولی به خودمان گفتیم که یک‌بار امتحان کنیم و ببینیم که با این فضایی که ما اینجا داریم، اصلا می‌شود یک بازارچه برگزار کنیم یا نه.  بار اول از دوست و آشنا، میز و صندلی قرض گرفتیم. فکر می‌کردیم همین یک دفعه است. میزها را گذاشتیم و به همه هم اطلاع دادیم. که می‌خواهیم یک بازارچه خیریه برگزار کنیم.


مقاله مرتبط: زنان کارآفرینی که افسانه‌ شدند - قسمت اول


بعد از اینکه سه روز گذشت و بازارچه تمام شد، گریه‌مان گرفت چون واقعا دلمان میخواست که باز بیایم. با اینکه خیلی هم خسته شده بودیم و خیلی کار زیاد بود، ولی برایمان لذت‌بخش بود و احساس عالی‌ای داشتیم. مبلغ خیلی زیادی پول هم جمع شد و ما چند یخچال برای عروس‌هایمان گرفتیم.  به بچه های زیادی لباس دادیم، لوازم تحریر دادیم، پتو و لوازم خواب اهدا کردیم.  تجربه خیلی خوبی بود. خیلی شیرین بود.

خب  یک دفعه بود و تمام شد . اینکه دوباره بخواهی عین همان کار را تکرار بکنی نمی‌شود.  باز همان دوستانت نمی‌آیند همان اجناس قبلی را  خرید کنند. تمام شد و در اینجا را بستیم و از هرکسی هرچه قرض گرفته بودیم، پس دادیم و اینجا دوباره خالی شد. ولی به خودم گفتم بد هم نبود. چرا این کار را تکرار نکنیم؟

جدا از اینکه من همیشه دغدغه‌ی کارآفرینی و اشتغال‌زایی دارم، باید بگویم چنین جمع‌هایی ارزشمندند، چون سرمایه‌های اجتماعی هستند. سرمایه فقط پول نیست. وقتی من گروهی دارم که با هم یک خانواده می‌شویم، این یعنی سرمایه‌ی اجتماعی. یعنی این‌ها برای من سرمایه هستند. حتما که نباید مادی باشد. پس به دوستانم گفتم که می‌خواهم با کمک شما یک بازارچه راه بیندازم. بازارچه‌ی نور. اسم بازارچه‌ را نور گذاشتم چون خیلی کلمه‌ی نور را دوست دارم.

شنیدم خودتان کار دکوراسیون بازارچه را انجام می‌دهید. چرا من حس می‌کنم چیدمان اینجا خیلی خاص است؟
من همیشه می‌گویم که هرچیزی که در جایی قرار می‌گیرد باید یک معنی خاص بدهد. نباید چیزی بی‌دلیل در جایی باشد. در نگاه‌ اول شاید این شبیه یک وسواس یا یک ریزه‌کاری اضافه به نظر برسد، ولی وقتی که در کل این خوش‌سلیقگی‌ها کنار هم جمع بشوند، نتیجه زیبا می‌شود و دیگر چشم  آزار نمی‌بیند. زیبایی‌شناسی یعنی کاری کنیم تا چشم‌مان به دیدن چیزی عادت کند و از نگاه کردن طولانی مدت آزار نبیند.

برای گرفتن میز در بازارچه شرایط خاصی باید داشت؟
شرایط‌مان این‌طور است که حتما باید برای من نمونه کارشان را بفرستند تا ببینم و مطمئن شوم که کیفیت داشته باشد. به جز موارد خاص اگر ببینم که کارشان کیفیت ندارد، ازشان عذرخواهی می‌کنم و کارشان را نمی‌پذیرم. چون دلم می خواهد همه مطمئن باشند که بازارچه‌ی نور شاید جنبه‌ی حمایتی هم داشته باشد، ولی از نظر کیفی هیچ کم و کاستی ندارد. همیشه می‌خواهم از کسانی استفاده کنم که واقعا هنرمندند. که اگر کار کسی ضعیف است، باید برود و خودش را تقویت کند.

انتهای مسیری که می‌روید چه مقصدی را می‌بینید؟ به کجا می‌خواهید برسید؟
من وقتی کاری را شروع می‌کنم، هیچ وقت فکر نمی‌کنم که تهش می‌خواهم به کجا برسم. نه اینکه هدف نداشته باشم، ولی هیچوقت به این فکر نمی‌کنم که آخرش می‌خواهد چه اتفاقی بیفتد. آخرش شاید من شکست خوردم و اصلا اینجا را جمع کردم. یا شاید اینجا دو برابر اندازه‌ی الان شد و معروف شد. فکر نمی‌کنم که تصور کردن انتهای کارهایم، فایده‌ای داشته باشد. فقط یک چیز مهم است. من الان می‌خواهم این کار را بکنم.

حالا نه که هرچه پیش آید خوش آید. دقیقا بر عکس. من تمام سعی خودم را می‌کنم. من هرچه که بلد باشم، هر چیزی که در توانم باشد، هر کمکی که از دیگران بتوانم بگیرم را جمع می‌کنم و همان کاری که احساس می‌کنم باید انجام بدهم را انجام می‌دهم.


مقاله مرتبط: زنان کارآفرینی که افسانه‌ شدند - قسمت دوم


خیلی سال است که اینجا مستقر شده‌اید؟
حدود 8 سال پیش اینجا را برای مرکز روانشناسی گرفته بودیم. کارمان رونق نگرفت و احساس  کردم این کاری نیست که مدنظرم باشد. فراتر از آن  می‌خواستم.
روزی که تصمیم گرفتم مرکز روان‌شناسی را ببندم، مسئولان بهزیستی تعجب کرده بودند. می‌گفتند تو این همه دوندگی کردی. ولی من دلبستگی بیش از حد روی کاری که انجام می‌دهم پیدا نمی‌کنم که روی قضاوتم تاثیر بگذارد. که مثلا چون این جواز را گرفتم، دیگر زندگی‌ام را باید به این جواز گره بزنم.

آیا می‌خواهید همچنان به این مسیر ادامه بدهید؟
واقعا اعتقاد دارم که زندگی تعارف ندارد که مثلا با یک دور از جان، مرگ را از خودمان دور کنیم. هرکسی عمری دارد. حالا  120 سال. من حرف از مردن نمی‌زنم. فکر کردن به مرگ اهمیت دارد، چون به ما اهمیت زندگی را نشان می‌دهد. ما باید به عمر مفیدمان فکر کنیم. عمر مفید یعنی فقط قسمتی از زندگی که هنوز می‌توانیم  دوندگی کنیم و کشمکش‌هایی که درگیرشان شده‌ایم را به پیش ببریم. باید بدانیم که توان‌مان هر روز کمتر و کمتر می‌شود. من شاید 5 تا 10 سال دیگر عمر مفید برای این دوندگی‌ها داشته باشم. دلم می‌خواهد از این سال‌ها طور دیگری استفاده کنم. چون احساس می‌کنم به جایی رسیده‌ام، که به معنای واقعی کلمه می‌خواهم، زندگی کنیم. به قولی زندگی سیب سرخی است، گاز باید زد با پوست.


کسانی که تمایل به همکاری با این بانوی نمونه و کارآفرین را دارند  و یا علاقه‌مندند با فعالیت‌های ایشان بیشتر آشنا شوند، می‌توانند از راه ارتباطی کانال تلگرام و سایت اصلی بازارچه نور با ایشان در ارتباط باشند.


 

نویسنده
تیم تولید محتوای موضوع آزاد
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
1158 خواننده / 8 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
1896 خواننده / 10 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
1146 خواننده / 8 دقیقه مطالعه / 3 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.