بخونید، خونده بشید!
روش‌های ارزش‌گذاری و سنجش ریسک در استارت‌آپ‌ها
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
روش‌های ارزش‌گذاری و سنجش ریسک در استارت‌آپ‌ها
تیم تحریریه موضوع آزاد
2192 خواننده / 9 دقیقه مطالعه / 3 سال پیش
like2K
img-content
ایشــو مگ ایشــو مگ
گزیــــده‌ تر بخوانیـــــد
دنبال کن
روش‌های ارزش‌گذاری و سنجش ریسک در استارت‌آپ‌ها

این موضوع هیچگاه برای هیچ شرکتی کار ساده‌ای نبوده است. برای استارت‌آپ­‌هایی با درآمد یا سود کم یا ناچیز و آینده‌ای نا‌مطمئن، تعیین میزان ارزش‌ شرکت بسیار کار ظریف و سختی است. برای تجارت‌هایی با لیست کار‌های تبلیغاتی جامع و درآمد عایدی ثابت، معمولاً موضوع اصلی سنجیدن آنها به عنوان مخلوطی از درآمدها، پیش از بهره، مالیات، کاهش بها و استهلاک یا بر اساس دیگر خصوصیات خاص صنعت است. اما سنجیدن ریسک‌های جدید که به طور عمومی تبلیغ نشده‌اند و شاید سالها با مرحله فروش فاصله دارند، کار مشکل‌تری است.

در ادامه به بررسی چند روش برای تعیین ارزش استارت آپ ها خواهیم پرداخت. در اختصاصی موضوع آزاد با ما همراه باشید.

هزینه کپی سازی
همانطور که از نامش پیداست این روش برای محاسبه این است که از ابتدای کار چه مبلغی برای راه‌اندازی شرکتی دیگر نیاز است. فرض بر این است که سرمایه‌گذار هوشمند، بیشتر از میزانی که برای کپی سازی نیاز است هزینه نمی‌کند. این رویکرد اکثرا در مورد دارایی‌های فیزیکی برای اندازه گیری ارزش منصفانه در بازار کاربرد دارد.

برای مثال، هزینه‌ی کپی سازی برای تجارت نرم‌افزاری، می‌تواند به عنوان هزینه‌ی کلی‌ که برای زمان گذاشتن روی برنامه نویسی و طراحی نرم‌افزار اختصاص داده‌اند، در نظر گرفته شود. برای استارت آپی با تکنولوژی‌ بالا، می‌تواند هزینه‌ی به روز تحقیق و توسعه، حفاظت از حق ثبت یا توسعه نمونه باشد. رویکرد هزینه کپی سازی اغلب به عنوان نقطه شروعی برای ارزش نهادن به استارت‌آپ‌ها به حساب می‌آید. به هر حال، این امر بر اساس مدارک مالی قابل اسناد و تاریخی، صورت گرفته است.

بزرگترین مشکل این روش، که بنیانگذاران شرکت‌ها نیز در این زمینه موافق خواهند بود؛ این است که پتانسیل‌های آینده شرکت برای فروش، جذب سود و بازگشت به سرمایه‌گذاری را منعکس نمی‌کند. بعلاوه، رویکرد هزینه کپی سازی، سودهای نامحسوس مانند ارزش نام تجاری که خطرش باید در قدم‌های اولیه نشان داده شود را جذب نمی‌کند. چون به طور کلی ارزش ریسک کردن را کم در نظر می‌گیرد، از آن به عنوان "کم ارزش" برآورد کردن ارزش شرکت یاد می‌کند. هنگامی که ارتباطات و سرمایه فکری اساس یک شرکت را تشکیل می‌دهند، زیر ساخت‌ها و تجهیزات فیزیکی ممکن است تنها جزء کوچکی از ارزش خالص واقعی به حساب بیایند.

نسبت بازار
در واقع، در رویکرد نسبت بازار، سرمایه گذار با توجه به سرمایه گذاری هایی که اخیرا در شرکت‌های مشابه موجود در بازار اتفاق افتاده، استارت آپ یا شرکت مورد نظر را ارزش گذاری میکند.

برای مثال در نظر بگیریم که شرکت‌های نرم‌افزاری اپلیکیشن های موبایل، فروشی پنج برابر ارزش کنونی خود دارند. با دانستن اینکه کدامیک از سرمایه‌گذاران واقعی می‌خواهند روی برنامه‌های موبایل سرمایه‌گذاری کنند، می‌توانید به عنوان اساس سنجیدن ریسک برنامه‌هایتان از مضرب پنج به عنوان عدد پایه استفاده کنید و در عین حال در قبال ویژگی‌های مختلف، نسبت‌های صعودی و نزولی را تنظیم کنید. اگر شرکت نرم‌افزاری شما اظهار کند نسبت به رقبا در مراحل اولیه‌ی رشد قرار دارد، احتمالا مضرب پایه‌ی آن کمتر از پنج خواهد بود، که نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران ریسک بیشتری را متحمل خواهند شد.

به منظور سنجیدن یک شرکت در مراحل اولیه، پیش‌بینی گسترده‌ای برای تعیین میزان فروش یا درآمد در مراحل بعدی تجارت لازم خواهد بود. سرمایه‌گذاران گاهی حتی پیش از اینکه کسب و کارها درآمدی داشته باشند، وقتی به محصول و نوع کار شرکت باور دارند، بودجه در اختیار آنها قرار می‌دهند. در حالی که بسیاری از شرکت‌های تاسیس شده بر اساس میزان درآمدشان ارزش‌گذاری می‌شوند، ارزش استارت‌آپ‌ها بر اساس مضرب درآمدشان سنجیده می‌شود.

مسلما رویکردهای متعدد بازار، برآورد ارزش‌هایی را ارائه می‌دهد که به چیزی که سرمایه‌گذاران مایل به پرداخت برای آن هستند، نزدیک‌تر باشد. متاسفانه، تعاملات قابل مقایسه در بازار به سختی یافت می‌شود. یافتن شرکت‌هایی که به راحتی قابل مقایسه باشند، به خصوص بین شرکت‌های استارت‌آپی، کار ساده‌ای نیست. شرایط توافق در مراحل اولیه‌ی شرکت‌های نوپا مخفی و پنهان نگه داشته‌ می‌شود؛ همانها هستند که احتمالا بیشترین تطابق را خواهند داشت.

جریان تنزلی نقدینگی
برای اکثر استارت‌آپ‌ها به خصوص آنهایی که به تازگی شروع به کسب درآمد کرده‌اند؛ بخش عمده‌ای از ارزش‌ها مبتنی بر پتانسیل آنها در آینده است. بررسی جریان تنزلی نقدینگی، نشانگر یک رویکرد ارزیابی مهم است. جریان تنزلی نقدینگی میزان جریان نقدی که در آینده در شرکت خواهد آمد را پیش‌بینی کرده و سپس با استفاده از نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری، ارزش جریان نقدی را محاسبه می‌کند. نرخ نزول بالاتر معمولا مربوط به استارت‌آپ‌ها می‌شود، چون ریسک بالایی برای شکست آنها در تولید جریان پایدار وجود دارد.

مشکل جریان تنزلی نقدینگی این است که کیفیت آن به میزان قدرت تحلیل‌گر در پیش‌بینی شرایط آینده‌ی بازار و فرضیات صحیحی در مورد نرخ رشد بلند مدت، بستگی دارد. در بسیاری موارد، طرح فروش و درآمد در چند سال آینده تبدیل به بازی حدس و گمان می‌شود. بعلاوه، مدلی که جریان تنزلی نقدینگی به وجود می‌آورد، نسبت به نرخ بازده مورد انتظاری که در جریان نقدینگی مورد استفاده قرار می‌گیرد، بسیار حساس است. پس باید جریان تنزلی نقدینگی را با دقت بیشتری به کار بگیرید.

ارزیابی مرحله‌ای
در نهایت می‌توان به رویکرد ارزیابی مرحله‌ای اشاره کرد که اکثرا سرمایه‌گذاران فرشته و شرکت‌های سرمایه‌گذاری از آنها استفاده می‌کنند تا ارزش شرکت‌ها را به طور چکیده در دست داشته باشند. چنین قاعده‌ی کلی‌ برای ارزش‌ها، به نسبت سطح ریسک توسعه‌ی تجاری توسط بنیانگذاران تعریف شده‌اند. هرچه شرکت در مسیر توسعه بیشتر پیشرفت کند، ریسک شرکت کاهش یافته و ارزشش افزایش پیدا می‌کند. مدل ارزیابی مرحله‌ای مانند نمونه‌ی ذیل است:

مرحله توسعه برآورد ارزش شرکت
ایده یا طرح تجاری هیجان‌انگیزی دارد 250.000 تا 500.000  دلار
برای اجرای طرح، تیم مدیریتی قوی دارد 500.000 تا 1 میلیون دلار
محصول نهایی یا نمونه تکنولوژی آزمایشی دارد 1 میلیون تا 2 میلیون دلار
اتحاد استراتژیک، شرکای تجاری یا نشانه‌ای از مشتری دارد 2 میلیون تا 5 میلیون دلار
نشانه‌های بارزی از رشد درآمد و مسیر آشکاری به سمت سودآوری وجود دارد 5 میلیون دلار به بالا

به نسبت شرکت و البته، به نسبت سرمایه‌گذار، محدوده‌ی ارزش‌ها نیز می‌تواند متفاوت باشد. اما در هر صورت، استارت آپ‌هایی که چیزی جز یک طرح کسب و کار ندارند، به احتمال زیاد کمترین امتیاز ارزیابی را از سرمایه‌گذاران می‌گیرند. همانطور که شرکت در حال رسیدن به نقاط عطف توسعه هستند، سرمایه‌گذاران هم ارزش بیشتری برای آنها قائل می‌شوند.

بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری خصوصی، رویکردی را به کار می‌گیرند که وقتی شرکت به نقطه عطفی که می‌خواستند رسید، بودجه‌ی بیشتری در اختیارشان قرار دهد. برای مثال دوره‌ی اول سرمایه‌گذاری ممکن است به هدف تامین حقوق کارمندان و توسعه‌ی یک محصول باشد. وقتی محصول به نتیجه رسانده شد، دوره‌ی بعدی سرمایه‌گذاری برای تولید انبوه و وارد بازار کردن محصول، شروع می‌شود.

جمع بندی
وقتی شرکتی در مراحل اولیه‌ی کار خود قرار دارد، تعیین ارزش واقعی آن و بررسی امکان شکست یا پیروزیش بسیار مشکل می‌شود. ارزیابی استارت‌آپ‌ها بیشتر از علم، یک هنر است. رویکردهایی که در این متن بررسی کردیم کمک می‌کند این هنر تا حدی جنبه‌ی علمی هم به خود بگیرد.

مترجم
پرستو پورگیلانی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
1277 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
1186 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
img-content
3604 خواننده / 6 دقیقه مطالعه / 1 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
2809 خواننده / 8 دقیقه مطالعه / 5 ماه پیش
img-content
1370 خواننده / 5 دقیقه مطالعه / 1 سال پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.