بخونید، خونده بشید!
پنج راهکار اساسی برای نوشتن یک نوشته‌ی خوب
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
اختصاصی موضوع آزاد
پنج راهکار اساسی برای نوشتن یک نوشته‌ی خوب
تیم تحریریه موضوع آزاد
1088 خواننده / 10 دقیقه مطالعه / 10 ماه پیش
like1K
img-content
ایشــو مگ ایشــو مگ
گزیــــده‌ تر بخوانیـــــد
دنبال کن
پنج راهکار اساسی برای نوشتن یک نوشته‌ی خوب

اختصاصی موضوع آزاد:
اگر شما یک نویسنده‌ی حرفه‌ای هستید اما مدتی است چیزی ننوشته‌اید، یا اگر هنوز چیزی ننوشته‌اید و می‌خواهید نویسنده شوید، پنج راهکار اساسی وجود دارد که می‌تواند برای نوشتن یک نوشته‌ی خوب، راهنمایتان باشد.

آلبر کامو: "تمام کارها و تفکرات بزرگ شروع مسخره‌ای دارند. اکثر کارهای بزرگ در گوشه‌ی خیابان یا روبه‌روی درب گردان رستوران خلق شده‌اند."

لقب "هنر" برای نویسندگی مناسب، دقیق و به یاد ماندنی است. مانند هر هنر دیگری، نویسندگی نیز با خلاقیت ما در ارتباط است و بُعد احساسی ما که نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم را نمایان می‌کند. نویسندگی داشتن تسلط، در تغییر دادن و استفاده از کلمات، زمان‌بندی و لحن است. مانند تمام کارهای دیگری که برای تقویت توانایی‌های خود و رسیدن به یک موقعیت بهتر در یک صنعت انجام می‌دهیم، نویسندگی هم آزمون و خطا، نقد و تمرین دارد. همه می‌توانند بنویسند؛ حداقل در حدی که یک سری کلمات را به طور متوالی روی صفحه بیاورند و دیگران بتوانند آنها را بخوانند. اما هر کسی نمی‌تواند به طریقی بنویسد که با تمام خوانندگان ارتباط برقرار کرده و موجب همدردی آنها با متن شود. بسیاری از نویسندگان عنصر مهمی که احساسات خالص را با جملات شیرین بیدار می‌کند را ندارند، همان چیزی که یک داستان خوب را از بد متمایز کرده و هنر یک نویسنده را از یک نوشته معمولی جدا می‌کند: شور و اشتیاق.

موضوعی که نویسندگی را به چنین کار مشکلی تبدیل می‌کند که کامل و یکنواخت کردنش ساعت‌ها طول کشیده و از لحاظ مالی هم پر ریسک است، ایده نداشتن نویسندگان نیست، بلکه زیاد بودن ایده‌های آنهاست. احساسات نویسندگان به قدری زیاد است که نمی‌توانند تصمیم بگیرند کدام را اول و کدام را بعدا به کار بگیرند. نویسندگان بیشتر به این فکر هستند که پیش از روی کاغذ بردن تفکراتشان، آنها را کامل و پخته کنند. روی گزینه‌هایی که فکر می‌کنند مخاطبین خاصی را جذب می‌کند تمرکز کرده و از همان اول نوع و لحن جملات و عبارات را به نحوی بیان می‌کنند که توجه خواننده را به خود جلب کند. قسمت مشکل نویسندگی پیدا کردن موضوعی برای نوشتن نیست، بلکه پایبند بودن به موضوعی است که در مورد آن شروع به نوشتن کرده‌اید، چون عوامل بسیاری در زندگی واقعی و تخیلات نویسنده وجود دارد که او را تحت تاثیر قرار می‌دهند. آنها تفکرات، خاطرات و احساساتشان را به منظور خلق یک موضوع جدید، جمع‌بندی می‌کنند تا خوانندگان را به خود جذب کرده و آنها را در روند متن دخیل کنند؛ اما همین موضوع منجر به حذف کردن‌های متوالی یا بازنویسی متن می‌شود. قفل کردن ذهن نویسنده، ترسناک‌ترین بخش نویسندگی است که نویسندگان را به تردید، تعلل و اضطراب می‌اندازد. این روند می‌تواند ساعت‌ها یا روزها طول بکشد.

علت این وقفه در توانایی شما به عنوان یک نویسنده این سوال است که آیا تمام مخاطبین شما کارتان را خواهند پسندید یا نه. این طور نخواهد بود؛ چون علایق مردم کلی و عمومی است، کار شما چکیده‌ای از خود شماست. وقتی می‌نویسید ذراتی از خودتان را از طریق نوشته خود به اشتراک می‌گذارید و اگر خوانندگان متن شما را نمی‌پسندند، به این خاطر است که نوشتن کاملا سلیقه‌ای است، مانند شیر ریختن در قهوه یا شکر خوردن با چای. به عنوان یک خواننده به خودمان اجازه می‌دهیم، در برخی سطوح عاطفی یا روانی از احساسی که از متون می‌گیریم، لذت ببریم یا نه؛ چون بدون اینکه متوجه شویم با آنچه که می‏خوانیم درگیر می‌شویم. رابطه‌یی غیر قابل توضیح، نامرئی و نامحسوس بین نویسنده و خواننده وجود دارد و اگر خواننده از نوشته‌ی شما لذت نبرد فقط به این معناست که با نیازهای او سازگار نبوده است؛ و به این معنا نیست که شما نویسنده‌ی خوبی نیستید یا باید به خاطر چند نفری که بین هزاران نفر، متن شما را نپسندیده‌اند، توانایی‌های نویسندگی‌تان را اصلاح کنید.

 

1. نوع مخاطبی که می‌خواهید جذب کنید را پیدا کنید
نوجوانان، جوانان، سالمندان، زوج‌ها یا غیره. در قدم اول مانند انداختن تیری در تاریکی است، طرفدارانی جذب کرده و بعضی‌ها را نیز از دست می‌دهید. اگر خوانندگان با بخش‌هایی توافق نداشته باشند، پس گروهی هم هستند که از کم و کاستی‌ها چشم‌پوشی کرده و شما را تحسین کنند. اگر بعضی‌ها نخواهند نوشته‌ی شما را بخوانند به آخر دنیا یا حرفه‌ی خود نرسیده‌اید. به هر حال نوشتن به معنای بیان چیزهایی که مخاطبین می‌خواهند بشنوند نیست، بلکه اطلاعاتی است که شما می‌خواهید به آنها بدهید. به خاطر داشته باشید؛ شما می‌نویسید تا تفکراتتان نسبت به یک موضوع را بیان کنید و اطلاعات و ایده‌هایتان را به اشتراک بگذارید، نه برعکس.


2. سبک نوشتاری که با آن راحت هستید را انتخاب کنید
چون باعث می‌شود تفکراتتان را آسان‌تر و روان‌تر بنویسید. آشنایی با ساختاری که انتخاب کرده‌اید به شما احساس آرامش می‌دهد. از ساختارهای نا‌آشنایی که برای انتخاب نوع موضوع، نوشتار و انتخاب کلمات به شما استرس می‌دهند، استفاده نکنید. خودتان را درگیر افکار کلیشه‌ای نکرده و فکر نکنید به عنوان یک نویسنده باید برای مثال یک مقاله‌ی اجتماعی چالش بر‌انگیز بنویسید. هزاران گزینه برای انتخاب دارید. حتی بعضی از آنها هنوز در دسته‌ای طبقه بندی نشده‌اند. از متداول‌ترین آنها می‌توان گزینه‌های ذیل را نام برد:

تجارت؛ شامل پژوهش، بهینه سازی موتور جستجو، مطالب منتشر شده در مطبوعات یا هر چیز دیگری که موجب ترویج یا رشد یک حرفه می‌شود.

سرگرمی؛ شعر، داستان، رمان یا کارهای خلاقانه دیگر.

آموزشی؛ زندگینامه، وبلاگ، مقالات دانشگاهی و هر قطعه‌‌ی آموزنده‌ی دیگر.

3. اگر ژانری را ‌خواندید که به آن علاقه‌ای نداشتید یا داستانش شما را جذب نکرد، پس آن سبک برای کار و نوشتن شما هم مناسب نیست.
نوشته‌ی خود را بلند بخوانید و خودتان را جای یکی از خوانندگانتان بگذارید. آیا باید روی جمله‌ای که خواندید مکث کرده یا تجدید نظر کنید؟ آیا در مورد موضوعی که می‌خوانید مشتاق هستید؟ آیا به تمام جزئیات دقت کرده و در موضوع غرق شده‌اید؟ آیا با شخصیت‌های داستان یا محیطی که اتفاقات در آن رخ میدهند ارتباط برقرار می‌کنید؟ آیا با توجه به متن داستان صحنه‌ها یا اتفاقات را در ذهنتان شبیه سازی می‌کنید؟ اگر نمی‌توانید به این سوالات پاسخ دهید یا با کلماتی که خودتان نوشته‌اید ارتباط برقرار نمی‌کنید، پس شما نمی‌نویسید بلکه خود را ملزم به نوشتن می‌کنید. همانقدر که به عنوان یک نویسنده نمی‌توانید خودتان را مجبور کنید در مورد ایده‌ای که نمی‌شود آن را آزادانه بیان کرد بنویسید، همانطور هم نمی‌توانید خودتان را مجبور کنید از متنی که با آن ارتباط برقرار نمی‌کنید، لذت ببرید.

4. موقع نوشتن مانند وقتی که با کسی حرف می‌زنید، سبک خودتان را داشته باشید.
از کلمات، لحن و باورهای خودتان استفاده کنید. تصور کنید دارید با کسی صحبت می‌کنید، حتی اگر کسی پیشتان نباشد که جوابتان را دهد، حرفهایتان را بگویید. نه تنها چیزهایی که می‌گویید و می‌نویسید مهم است، بلکه نوع بیان آنها نیز اهمیت دارد؛ آنها باید مطابق و هم‌شکل باورهای شما باشد. انتخاب واژگان، بلندی جمله‌ها و مهمتر از همه لحنی که می‌نویسید، موجب تمایز بین یک متن توهین‌ آمیز یا یک بیانیه می‌شود. برای یادگیری هر چیزی به اساتید واقعی و ماهر مراجعه کنید، تکنیک آنها را مشابه سازی کنید، طرز فکر خود را با آنها بسنجید و در نهایت چیزی کاملا معتبر و مختص به خود خلق کنید. در دانشگاه‌ها در مورد سبک چاسر، لحن شکسپیر و اعتقادات کامو خوانده‌ایم. ممکن است به قدری آنها را دوست داشته باشیم که از سبک نوشتارشان الگوبرداری کنیم اما اکثرا در این راه خیلی جلو نمی‌رویم. نویسندگان قدیمی را باید به همان صورت نگه داشت. اگر لحن شکسپیر به درد رمان‌های هولمز نمی‌خورد، پس سبک جویس هم برای کار شما مناسب نخواهد بود. چیزی که نوشتید را برای خود بخوانید، اگر به نظرتان شبیه نوع صحبت کردن شما نیست، پس نوشته‌ی شما هم به حساب نمی‌آید. مورخ‌های هنر، آثار هنرمندان را با نرم‌افزارهایشان، بر اساس سبک مخصوصی که نویسندگان داشتند، شناسایی می‌کنند. شما هم می‌خواهید خوانندگان با نگاه کردن به سبک نوشتاریتان، بین خیل عظیم نویسندگان شما را به راحتی تشخیص دهند.

5. موضوعی را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید، چون نسبت به آن احساس آرامش پیدا کرده و مشتاق می‌شوید.
مخاطبین هم سلیقه با شما آن را انتخاب می‌کنند و احساس می‌کنند که به شما و تفکراتتان نزدیک هستند و به این طریق به شما که نویسنده‌‌ی متن هستید، نزدیک‌تر می‌شوند. مهم‌تر از همه، شور و شوق داشتن نسبت به موضوعی است که آن را دوست دارید، در این صورت موضوع، کنجکاوی شما را برمی‌انگیزد و باعث می‎شود طی نوشتن، نسبت به چیزی که در موردش می‌نویسید بیشتر تحقیق کنید. فرقی ندارد که متون داستانی را می‌پسندید یا غیرداستانی، عاقلانه‌تر این است که به نقاط قوت و عناصری که بیشتر با آنها آشنایی دارید تکیه کنید. توانایی‌های هر یک از ما از دیگری متمایز است. برخی با متون روانشناسی راحت هستند، برخی دیگر با داستان‌های خلاقانه. بعضی‌ها گزارش‌های واقعی را به چیزهای دیگر ترجیح می‌دهند، بعضی دیگر تعلیق و چالش را می‌پسندند.

همه می‌نویسند، اما همه نویسنده نیستند. کسانی که شما را از نوشتن دلسرد می‌کنند، دلایل اصلی ادامه دادن شما به نویسندگی هستند. وظیفه شما نیست که به دیگران ثابت کنید اشتباه می‌کنند، بلکه کافیست باور کنید که کارتان صحیح است. انتقادات و دوست داشته نشدن‌ها را بهانه‌ای برای متوقف کردن نویسندگی یا تغییر دادن سبک نوشتار خود ندانید. ایده‌های شما مختص خودتان است و اینکه بخواهید آنها را با کسی در میان بگذارید یا نه کاملا شخصی است. همیشه کسانی که با شما موافق نباشند، یا آنهایی که شما را تحسین کنند، وجود دارند. نسبت به هر دو گروه خنثی باشید، چون فقط به این طریق می‌توانید سبک نوشتاری منحصر به فرد خود را حفظ کنید.

مترجم
پرستو پورگیلانی
برچسب‌ها
اشتراک گذاری
از همین وب‌سایت مشاهده همه
img-content
1 دقیقه مطالعه / 6 ماه پیش
img-content
10 دقیقه مطالعه / 7 ماه پیش
مطالب مرتبط مشاهده همه
img-content
سینا آذین سینا آذین 3 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
صدرا علی آبادی صدرا علی آبادی 6 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
دیدگاه‌ها
comment_icon دیدگاهت رو بنویس...

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید

mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.