بخونید، خونده بشید!
کاوش
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده

داستان کوتاه می‌نویسم. دو سال در روزنامه‌ی ایران ستونی ثابت به نام "قصه سه‌شنبه‌ها" داشتم. تجربه‌ی نویسندگی در چند نشریه و ماهنامه را دارم، اما روزنامه‌ی ایران شیرین‌ترین تجربه‌ام تا به امروز بوده.

دنبال کن
img-content
جاوید یه کادیلاک مشکی تمیز داشت با تو دوزی چرم زرشکی... میگفت "هر چیزی باید رگ و ریشه داشته باشه حتا شورت پای آدم". ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 3 روز پیش
img-content
دست و پام گره خورد و گم شد توی درد هشت ماهگی زنی حامله که چند ماهه شوهرش ترکش کرده و با یه عشق پروتز شده و فول آپشن از ایران رفته. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
آلن دلون چشم رنگی دستش رو کرده توی جیب شلوارش و داره آخرین فیگورای فیلمش رو میگیره تا دختر نقش مقابلش توی یک دقیقه آخر فیلم دلش ضعف بره ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
یه کم ریختم تو لیوان. آروم آروم که گازش نره. عاشق رد گم کردنش بودم که مثل آب بیرنگ بود ولی گاز داشت و شیرین بود. فکر می‌کردم یه اکسیر واسه جاودانه شدنه که یه جادوگر پیر درستش کرده. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
پارکینگ دم داره و بوی اتوبوس‌های دو طبقه بچگی رو می‌ده. یه پراید بوق می‌زنه که راه رو باز کنیم، نمی‌کنیم. راننده پرشیا پیاده می‌شه ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 4 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
با موهای بلند تا سرشونه و پیرهن کوتاه و قرمز دخترونه و جوراب شلواری ای که به زور مامان پوشیده بودم جلوی چشم 200 نفر دل ای دل لیلا فروهر رو جوری رقصیدم که جایزه آمریکن گات تلنت حقم بود. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 4 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
دیروز با مسعود رفتم فشم برف بازی کردم... توی اون سرما هُر هُر آتیش جهنم وسط نگاهمون به راه بود... شالگردنش رو پیچید دور گردنم و من از گرمای عشقش رسیدم به نقطه جوش ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
رکابش نقره‌ی آرژانتین است. ساده وشیک. سنگش اما فیروزه‌ی صاف و بی‌رگ نیشابور است. می‌توان ساعت‌ها به آبی رام کننده‌اش خیره شد و پلک نزد. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 4 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
عادت دارد همیشه از دیوار بیاید بالا و روی کلفترین شاخه گردو برود و با نوک پنجه بپرد توی حیاط.. پشت پرده ی توری سفید کشیک میدهم. سر ساعت می آید.ساعت شکمش از گرینویچ دقیق تر است. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 4 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
صدای من هیچ وقت هیچ مردی رو پای تلفن فلج نکرده بود.... یه صدایی شبیه اول بلوغ یه پسر 14 ساله و یه دختر صورت جوش جوشی 16 ساله دارم ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 3 دقیقه مطالعه | 4 هفته پیش
img-content
مامان دلش می‌خواست یادم بده چایی رو که دم می‌کنم زیرش رو کم کنم که جوشیده نشه من دلم می‌خواست با عکس فوتبالیستایی که جمع کردم آلبوم بسازم ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
قائدتا هیچ چیز به اندازه مرگت نباید من رو خوشحال کنه... با ماسک و دستکش بدون هیچ ریزه کاریِ خاصی بدنت رو شستن... حتی قبرت هم از قبل کنده شده و هیچ گورکنِ با عشقی برات بیل نمی‌زنه و زیر لب آواز غمگینی زمزمه نمی‌کنه... ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
دوست دارم از یکی آیینه بگیرم و دماغ جدیدم را زیر گچ و پانسمان تماشا کنم. اما احساساتم را کنترل می‌کنم و با دستم صورتم را لمس نمی‌کنم که مبادا خرابکاری بار نیاید. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
​اینقدر توی این مدت آشناییمون قربون صدقه‌اش رفتم که گمونم تا آخر عمرش بیمه‌ی حوادث خودم باشه و باور کرده که میمیرم براش.... پدر و مادرش کم کم بو بردن که من جلوی صندوق رستوران چرا پا شل کردم اما زدن به رگ بی غیرتی کانادایی که مثلا توی مشکلات ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
گوش‌های تیزی دارد و توی آپارتمان‌هایی که مثل گردویِ پوست کاغذی هستند با صدای کمِ تلویزیون حرف همه را گوش می‌کند و کیفش کوک می‌شود. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
می‌رسیم پشت در باغ و با یه تک بوق دربون در رو باز می‌کنه و تا کمر خم می‌شه. من بهشت رو ندیدم اما معلم دینی دبستانمون می‌گفت یه همچین جاییه... ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
مسواکتو که مصرف نکردم. شیپیش هم که ندارم. . . . ". ولی جواب نمی‌دهد. قبلا امتحانش کردم و دیگر قدیمی‌ شده. هرکار هم بکنم شوهرم قهرش سر جایش است. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
زیر دست خانم دکتری گرفتار شدم که انگار با خودش اختلاف حساب شدید دارد و مثل فوتبالیستی که پنالتی‌اش به تیرک دروازه خورده و خشمش را با لگدی که به زمین چمن می‌زند خالی می‌کند، دارد عقده‌های خفه شده‌اش را روی کرسی کرم خورده‌ی من باز می‌کند. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
تمام ارثیه‌ام را با هر چی پس‌انداز داشتم خرج کردم تا این مغازه 35 متری را بخرم و کلی دوندگی کردم تا جواز رستورانش با عکس خودم سینه دیوار باشد‌. جای مغازه‌ام شاید خیلی خوب نباشد‌. دکورم شاید اصلا شیک نباشد‌. منوی روزانه‌ام شاید از دو قلم غذا ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
من فرهنگ عجله کردن دارم. با عجله از تخت بلند می‌شوم و صبحانه می‌خورم و همان‌جور که مسواک در دهانم به شدت مشغول تمیزکاریست با دست دیگرم لباس‌های کثیف را در ماشین لباسشویی می‌ریزم و تخت را مرتب می‌کنم. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
به سن تکلیف که رسیده باشی دلت می‌خواد نماز را به غلیظ‌ترین صوت دنیا بخوانی ... به سن تکلیف که رسیده باشی دلت می‌خواهد مچ هرچه روزه‌خوار است را بگیری و رسوایش کنی ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
در این یک ساعت آنقدر کار خیر کرده‌ام که اگر همین الان بمیرم پاک از دنیا رفته‌ام، اما عزراییل هم حوصله آمدن توی بانکی را ندارد که یک مشت بازنشسته منتظر نشسته‌اند تا سیستم شتاب وصل شود و حقوقشان را بگیرند و بروند برای نوه‌هایشان کاموا بخرند ت ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 9 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
تنها ترسم این است که انتهای شغلم همین زیر زمین کم نور باشد. در اثر ایست قلبی بمیرم و بگندم و بو بگیرم و بعد از یک هفته عطر ناخوشایندم بزند زیر دماغ همکارهایم و پرونده‌ی من هم برود قعر تاریخ همین کمدهای کهنه. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
برای آخر پاییز خرید بدی نبود. بالاخره شوهرم یک روزی می‌فهمد من برای کمک به اقتصاد خانواده‌مان نیمی‌ از لباس‌هایم را در حراج می‌خرم و به من افتخار می‌کند. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
هر بار که با بهمن بیرون رفتم به پیاده روی و بندری خوردن ختم شد...من حرف میزدم و اون گوش می‌کرد ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
پدرم نه گواهینامه نداشت نه پول ماشین خریدن را. همیشه سوار اتوبوس شرق و غرب را به هم وصل کردیم. میهمانی و عزا و عروسی را با اتوبوس و مترو رفتم ولی همیشه دوست داشتم به ترس پدرم و عموهایم از رانندگی پشت کنم و گواهینامه بگیرم ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
مجبورم استعداد بازیگریم را بکوبم توی صورت جماعت تماشاگری که توی این نیمه ی شب سطح هوشیاری بالایی دارند. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 ماه پیش
img-content
هُلش دادم... فاصله‌ی عرشه تا سطح آب رو زود طی کرد... حتی نتونست یه کم دست و پا بزنه... غرق عمیق اقیانوسی شد که هر کسی سعادت مرگ توی اون رو نداشت... . ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
img-content
کلاس سوم بودم هنوز خبر نداشتم روده بزرگ و کوچک و راست و کج دارد. هنوز نمی‌دانستم سرطان سرماخورگی نیست که نهایتا به پنی سیلین ختم به خیر شود. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
img-content
من پروینم و اعتراف می‌کنم کاش همون وقت جنینی سَقَط شده بودم... . ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 2 ماه پیش
mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.