بخونید، خونده بشید!
داستان
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
داستان
img-content
مجبورم استعداد بازیگریم را بکوبم توی صورت جماعت تماشاگری که توی این نیمه ی شب سطح هوشیاری بالایی دارند. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
یه همسایه مزاحم و بی‌فکر سرنوشت یه خونه، یه کوچه و کلی آدم رو عوض می کنه، چه برسه به رییس جمهور ...
شرمین نادری شرمین نادری 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
like1K
tag
هُلش دادم... فاصله‌ی عرشه تا سطح آب رو زود طی کرد... حتی نتونست یه کم دست و پا بزنه... غرق عمیق اقیانوسی شد که هر کسی سعادت مرگ توی اون رو نداشت... . ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 1470 خواننده | 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
کلاس سوم بودم هنوز خبر نداشتم روده بزرگ و کوچک و راست و کج دارد. هنوز نمی‌دانستم سرطان سرماخورگی نیست که نهایتا به پنی سیلین ختم به خیر شود. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
من پروینم و اعتراف می‌کنم کاش همون وقت جنینی سَقَط شده بودم... . ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 5 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
من با امیر بزرگ شدم...مشکل همینجا بود که بند دلش هرگز برای من پاره نشد ولی من همیشه یک تسبیح توی دلم پاره میشد برایش و هُری میریخت پایین... ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
چشم‌هایم را به زمین دوختم. انگار متوجه عطر کاغذ تانخورده نیستم. نمی‌دانم نگاهش به من بود یا نبود ولی حس می‌کردم همیشه مرا می پاید. ...
آصف بارزی آصف بارزی 18 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
با لحن خشک و سردم می‌گویم: "بچه‌ام‌ را با دست خفه کردم. بعد 6 سال امروز از تیمارستان مرخص شدم ". ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
like1K
tag
شوهر من مردیست جذاب. از این مردها که هر چه سنشان بالاتر می‌رود خواستنی‌تر می‌شوند. کت و شلوار به تنش می‌آید و خوش برخورد است و همیشه حرف‌ها و جواب‌های خوشمزه در جیبش دارد. شبیه کسانی است که زیر دُمشان چیزی مخفی کرده اند ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 1102 خواننده | 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
فوتبال بازی می‌کردیم. گوشه‌های لب‌مان نزدیک لاله‌های گوشمان بود. همه دنبال توپ می‌دویدیم و هرکسی پایش می‌رسید ضربه‌ای به توپ می‌زد و همه هم‌زمان فریاد می‌کشیدند. ...
حسین نوروزپور حسین نوروزپور 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
like1K
tag
سیگارم را شبیه آدم هایی که دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسیدند از پنجره ماشین بیرون انداختم و در عصرِ اردیبهشتیِ هشت سال پیش، بزن بزنم را با خودم تمام کردم و پیاده شدم، صاف رفتم وسط مغازه اش ایستادم و گفتم:"شما زن نمی‌خوای؟؟؟" ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 1077 خواننده | 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
دولت موظف است همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعلیم آموزش عالی به کار برد. ...
کیمیا هاشمی کیمیا هاشمی 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
با یک خوشتیپی شوم و تاریخی به من نزدیک شد و من به اولین چیزی که فکر کردم صفحه دوم شناسنامه ام بود که دیگر جایی نداشت.یک مرد عیار بالا بود با یک لبخند عمیق و با دندانهای سفید و براقش می توانست شعاری باشد برای تبلیغ یک کارخانه چیپس تا فروشِ خ ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 10 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
من اما پسری هستم که فقط سر و زبان دارم. بیست تومان به زور خرج می کنم و دختری را که با ده هزار تومان شارژی که در موبایلم ریخته‌ام و یک ساعت تلفنی مغزش را جویده‌ام راضی می‌کنم که یک کافی شاپ ببرم... ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
خواهرِ من دختریست که از بوی پشگل بدش می‌آید، چشم‌هایش شیطنت دخترهای شهری را دارد و حیایی ندارند، دوست ندارد دست‌هایش ضخمت شود ولی گاهی مجبور است کار کند، از پدر و برادرهایمان فحش و کتک خورد تا توانست دیپلم بگیرد. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
شبیه وحشت یک پسر بچه یازده ساله از تاریکی،نگران شکستن غرورش بود و ترسش از سوسک را علنی نکرده بود. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
like2K
tag
کاری که آن جماعت بی معرفت با من کردند باعث شد که برای یک عمر همه زیر و بم های نامردی را یاد بگیرم و تا امروز هیچ کس نتوانست خاموش کردن لامپ را گردنم بیاندازد‌. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 2747 خواننده | 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
هفت‌هشت ماهی هست حالا که کاسه‌و‌‌سفره‌مان را سوا کرده‌ایم. محل کارهایمان را، نوع کارهایمان را عوض کرده‌ایم و جداییم از هم ...
رضا بهرامی رضا بهرامی 6 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
من اما دختری هستم که شش ماهگی ام را به یاد دارم وقتی اتوبوس تصادف کرد و پدرم را کت بسته پیش خدا بردند من که زیر صندلی پرتاب شده بودم همانجا اولین تصمیم زندگی ام را گرفتم که دیگر گریه نکنم. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
img-content
اگر سر سفره عقد یک بله زورکی و زیر لب نگفته بود حتم پیدا می کردم که لال است. شوهرِ من مرد کم حرفی ست ،چای را پررنگ می نوشد و هنوز به استعکان و نعلبکی معتقد است ،قند را داخل چای غسل میدهد و هورت ملایمی می کشد . اجازه می دهد مزه گس چای زبانش ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 1 سال پیش
mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.