بخونید، خونده بشید!
زندگی
بخونید، خونده بشید!
موضوع آزاد
این مطلب به بعدا می خوانم شما افزوده شد!
خودت انتخاب کن
زندگی
img-content
از مجموعه خورشید را به موهایم سنجاق زده‌ام-بخش دوم ...
گالیا توانگر گالیا توانگر 9 دقیقه مطالعه | 6 روز پیش
img-content
درست است که مادر امشب نمی میرد، اما مرگ پدر حتما داغ بزرگی است که روی دلش می ماند ...
بهاءالدین مرشدی بهاءالدین مرشدی 10 دقیقه مطالعه | 6 روز پیش
img-content
مامان دلش می‌خواست یادم بده چایی رو که دم می‌کنم زیرش رو کم کنم که جوشیده نشه من دلم می‌خواست با عکس فوتبالیستایی که جمع کردم آلبوم بسازم ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 9 دقیقه مطالعه | 6 روز پیش
img-content
شش ماه تمام جایی بودم بین خواب و بیداری؛ رویا و واقعیت. این شش ماه بی‌خبری از دنیا برایم فقط مثل یک لحظه بود از عدم. چشم که باز کردم، برگشتم روی صندلی کنار راننده شورولت سرمه‌ای؛ شاید هم کمی عقب‌تر؛ با لباس سرتاپا مشکی کنار خیابان باران‌خور ...
مریم عربی مریم عربی 7 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
قائدتا هیچ چیز به اندازه مرگت نباید من رو خوشحال کنه... با ماسک و دستکش بدون هیچ ریزه کاریِ خاصی بدنت رو شستن... حتی قبرت هم از قبل کنده شده و هیچ گورکنِ با عشقی برات بیل نمی‌زنه و زیر لب آواز غمگینی زمزمه نمی‌کنه... ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 9 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
داستان عشق و ماجرای آن دفتر که قلب ترخورده داشت ...
شرمین نادری شرمین نادری 10 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
تا یک هفته لبخند از صورتم محو نمیشد. بارها نشستم و حساب کردم که اگر تا آخر عمر دست به سیاه و سفید هم نزنم بازهم می‌توانم کاملا مرفه زندگی کنم، و مثل رویاهای کودکی‌ام هیچوقت لازم نیست دوباره کار کنم. هفته‌های اول به پول دست نزدم، ...
صدرا علی آبادی صدرا علی آبادی 4 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
دوست دارم از یکی آیینه بگیرم و دماغ جدیدم را زیر گچ و پانسمان تماشا کنم. اما احساساتم را کنترل می‌کنم و با دستم صورتم را لمس نمی‌کنم که مبادا خرابکاری بار نیاید. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
همه‌ی وسایل‌ها به جز کتاب‌ها را برداشتم. در شهری که خوشبختی باشد نه کتاب نیاز است و نه دارو. به ایستگاه قطار رفتم اما وقتی رسیده بودم که قطار حرکت کرده بود و من برای همیشه روی ریل‌ها جا ماندم. ...
علی لشنی زند علی لشنی زند 9 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
آن سال‌ها هنوز این تعداد آرایشگاه وجود نداشت. سال‌هایی که هیچ ‌کافی‌شاپی وجود نداشت و خیلی‌ها هنوز اولین پیتزای زندگی خود را نخورده بودند تا از کش آمدن پنیر پیتزا تعجب کنند. کافه‌تریا چرا، آن هم نه همه‌جا. من فقط آن را که در بیمارستان جم بو ...
8 دقیقه مطالعه / 1 هفته پیش
img-content
​اینقدر توی این مدت آشناییمون قربون صدقه‌اش رفتم که گمونم تا آخر عمرش بیمه‌ی حوادث خودم باشه و باور کرده که میمیرم براش.... پدر و مادرش کم کم بو بردن که من جلوی صندوق رستوران چرا پا شل کردم اما زدن به رگ بی غیرتی کانادایی که مثلا توی مشکلات ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
خوش گذراندن به مثابه یک استراتژی؛ عادت‌هایتان را برای یک بار هم که شده کنار بگذارید و خوش باشید ...
سروش صحت سروش صحت 7 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
داستان دو دوست قدیمی؛ سرقت، قتل، گروگان گیری ...
آنالی اکبری آنالی اکبری 19 دقیقه مطالعه | 1 هفته پیش
img-content
تا صحبت از دهه‌شصت می‌شود حرف صابون کاغذی به میان می‌آید، حرف الفی اتکینز حرف آقای حکایتی، حرف تصمیم کبری و «مااااااا» یعنی حسنک کجایی ...
رامبد خانلری رامبد خانلری 9 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
اکثر بدبختیایی که ما ادما می‌کشیم از لال بودنای بی موقع‌ست! وقتی که باید فریاد بکشیم سکوت میکنیم، دریغ از اینکه این فریاد بعدها ارزشش مثل گریه‌های بی موقع کودک نوپاست. ...
طوبی عباسی طوبی عباسی 6 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
از ذوق اینکه قرار بود ساره رو بعد از 6 سال ببینم، دیشب خوب نخوابیدم، برای آخرین بار یه نگاه توی آینه کردم و راه افتادم، غیر از قرمزی چشمم از نخوابیدن دیشب همه چیز عالی بود، اومدم در ماشین رو باز کنم که یه شماره که از صبح چند بار تماس گرفته ...
مهناز صوفی سویری مهناز صوفی سویری 6 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
وارد شهر که می‌شوند جوانان چونان گرگ گرسنه، برایشان صف کشیده‌اند و از دور برایشان دست تکان می‌دهند و با هوراهایی چشم حریصانه از این مسافران غریب پذیرایی می‌کنند بی خبر از آنکه شاید در میان آنان، خواهری غریب به رویای شاهزاده با اسب سفید رفته ...
خضر شمسی خضر شمسی 5 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
شش دستگاه اتوبوس برای حمل نقل دانشجویانی که وسیله نقلیه نداشتند. ساختمان ورزشی هم مجهز بود. از سالن غذاخوری بوی تخم‌مرغ تا چلو و خورش و مرغ به مشام می‌رسید. تنها چیزی که کم داشت، زیرانداز و پتو بود تا من قید خونه‌مون رو بزنم. ...
علی لشنی زند علی لشنی زند 11 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
از شهرنشینی ما هزاران سال می‌گذرد. خوی شکارگری‌مان، خوی دنبال مراتع گشتن‌مان در طول فصل‌های سال، دیگر در ما نیست. ...
پدرام بهروزی پدرام بهروزی 7 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
گوش‌های تیزی دارد و توی آپارتمان‌هایی که مثل گردویِ پوست کاغذی هستند با صدای کمِ تلویزیون حرف همه را گوش می‌کند و کیفش کوک می‌شود. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
می‌رسیم پشت در باغ و با یه تک بوق دربون در رو باز می‌کنه و تا کمر خم می‌شه. من بهشت رو ندیدم اما معلم دینی دبستانمون می‌گفت یه همچین جاییه... ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
مسواکتو که مصرف نکردم. شیپیش هم که ندارم. . . . ". ولی جواب نمی‌دهد. قبلا امتحانش کردم و دیگر قدیمی‌ شده. هرکار هم بکنم شوهرم قهرش سر جایش است. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 8 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
واژه‌ی تنبلی را دوست ندارم، چون معنایش را نمیفهمم. یعنی جبری‌گری به نظرم می‌آید. یک نفر میگوید من تنبلم و راه حل؟ اصلا راه حلی به نظر نمیرسد جز این که بگوییم تنبل نباش.که خب خسته نباشیم. واژه‌ی بهتری که برای توصیف این موضوع میشناسم به تعویق ...
صدرا علی آبادی صدرا علی آبادی 5 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
زیر دست خانم دکتری گرفتار شدم که انگار با خودش اختلاف حساب شدید دارد و مثل فوتبالیستی که پنالتی‌اش به تیرک دروازه خورده و خشمش را با لگدی که به زمین چمن می‌زند خالی می‌کند، دارد عقده‌های خفه شده‌اش را روی کرسی کرم خورده‌ی من باز می‌کند. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 2 هفته پیش
img-content
توی حیاط بلوایی بود آن شب، شاهپری خانم و بچه را بردند مریضخانه و بعد زن را تنها برگرداندند و گذاشتند گوشه اتاق، باز نصف شده بود، حرف نمی زد، مویش را تراشیدند و دوا و شربت به حلقش می ریختند، دست آخر بردنش امین آباد و گفتند خل شده، مدتی بستر ...
شرمین نادری شرمین نادری 13 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
روز اولی که یه وسیله‌ای می‌خریم انقدر در حفظ و نگه‌داریش کوشا هستیم و حواسمون بهش هست که خود وسیله‌ای هم که خریدیم اگه زبون داشت، دادِش در میومد و می‌گفت بزار تو حال خودم باشم ؛) ...
محمد عباسی فرد محمد عباسی فرد 3 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
تمام ارثیه‌ام را با هر چی پس‌انداز داشتم خرج کردم تا این مغازه 35 متری را بخرم و کلی دوندگی کردم تا جواز رستورانش با عکس خودم سینه دیوار باشد‌. جای مغازه‌ام شاید خیلی خوب نباشد‌. دکورم شاید اصلا شیک نباشد‌. منوی روزانه‌ام شاید از دو قلم غذا ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
من فرهنگ عجله کردن دارم. با عجله از تخت بلند می‌شوم و صبحانه می‌خورم و همان‌جور که مسواک در دهانم به شدت مشغول تمیزکاریست با دست دیگرم لباس‌های کثیف را در ماشین لباسشویی می‌ریزم و تخت را مرتب می‌کنم. ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 6 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
گعده‌ای خودمانی با اینستاگرامرهایی که سبک زندگی‌شان را به اشتراک می‌گذارند ...
بنفشه چراغی بنفشه چراغی 6 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
img-content
به سن تکلیف که رسیده باشی دلت می‌خواد نماز را به غلیظ‌ترین صوت دنیا بخوانی ... به سن تکلیف که رسیده باشی دلت می‌خواهد مچ هرچه روزه‌خوار است را بگیری و رسوایش کنی ...
سمیه خطیب‌زاده سمیه خطیب‌زاده 7 دقیقه مطالعه | 3 هفته پیش
mozooazad
به مطالعه مطالب خوب و مفید علاقه‌مندید ؟
عضو خبرنامه پرخواننده‌ترین مطالب موضوع آزاد شوید !
* 2 خبرنامه در هفته. بهترین مطالب موضوع آزاد.
تمامی فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.